صفحه 6--12 خرداد 89
از آغوش مادر تا مهد کودک
بسیاری از شیر خوارگان و کودکان پیش مدرسهای که والدینشان در خارج از منزل کار میکنند، قسمت عمدهای از اوقات روز را دور از پدر و مادر میگذرانند. کیفیت مراقبتی که از کودکان میشود از بسیار خوب تا بسیار ضعیف متغیر است. شواهد نشان میدهد که کیفیت مراقبت در رشد اجتماعی و تحصیلی کودکان، تأثیرات طولانی مدتی میگذارد. برخی از پژوهشهای انجام شده در زمینه نقش مهد کودک نشان داده است کودکانی که به مهد کودک میروند در مقایسه با کودکانی که در سالهای پیش از مدرسه در کنار خانواده
به سر برده اند، بیشتر همکاری میکنند و تکالیفشان را بهتر انجام میدهند. علاوه بر این هر قدر کودکان بیشتر در مهد باشند در فعالیتهای اجتماعی بیشتر مشارکت داشته و بازی سازنده میکنند و کمتر پیش میآید که سرگرم کاری نباشند و فقط مشغول تماشای دیگران باشند.
از طرف دیگر برخی مطالعات نشان داده است که کودکانی که به مهد کودک میروند وقتی به سنین ابتدایی میرسند کمتر حرف شنوی دارند و پرخاشگر هستند.
البته پیش از آنکه در مورد ویژگیهای یک مهد کودک خوب صحبت کنیم باید به این مساله تاکید کرد که مانند هر پدیده دیگری استفاده از مهد کودک باید در شرایط و موقعیتهای به خصوصی صورت گیرد. یعنی در هر زمان نباید خردسال یا کودک را به مهد کودک سپرد و به گمان اینکه کودک آموزشهای خاصی را دریافت میکنند، امید به رشد و پرورش فرزند خود داشته باشیم. برای مثال کارشناسان توصیه میکنند که بهتر است تا پیش از
3 سالگی کودکان به مهد کودک سپرده نشوند چرا که سه سال اول زندگی نقش اساسی در شکل گیری دلبستگی ایمن در ارتباط کودک با مادر دارد و لازم است که مادر هر لحظه در کنار کودک باشد و از او مراقبت کند. از طرف دیگر بعد از سه سالگی که لازم است کودک اجتماعی شده و وارد مناسبات اجتماعی و بازی با همسالان شود، به مهد کودک فرستاده شود. اما باز هم توصیه میگردد که رفتن کودک به مهد از روی اجبار نباشد، یعنی کودک مجبور نباشد حتماً در زمانی خاص به مهد برود و در زمانی خاص از مهد خارج شود. این مسئله نیز تأثیرات منفی بر رشد روانی کودک خواهد گذاشت.
در هر صورت شرایط زندگی شهرنشینی، بسیاری از والدین را بر آن داشته که فرزندان خود را از دوره شیرخوارگی به مهد کودک بسپارند. لذا در ادامه ویژگیهای یک مهد کودک خوب عنوان میگردد.
آنچه که مسلم است مهد کودک در رشد کوتاه مدت ودرازمدت کودکان تأثیرات مهمی میگذارد ولی کیفیت را چگونه میتوان تعریف کرد؟ یکی از اجزای مهم آن کنش متقابل بین بزرگسالان و کودک بخصوص کنش متقابل کلامی است. کودکان
مهد کودکهایی که در آن ارتباط بین بزرگسالان و کودک زیاد است در مقایسه با کودکانی که ارتباط بین بزرگسال و کودک در آن کمتر است زودتر زبان باز میکنند و مهارتهای ارتباطی و اجتماعی بیشتری کسب میکنند.هر قدر تعداد کودکان کمتر باشد و نسبت بزرگسالان به کودکان بیشتر باشد بزرگسالان بیشتر با کودکان حرف میزنند. آموزش مربی نیز اهمیت زیادی دارد، مربیانی که آموزش خاص دیدهاند در مقایسه با مربیانی که چنین دورههایی را ندیده اند، برای کودکان تجارب غنی تری را فراهم میآورند.
یافتههای علمی نشان داده که کلاسهای مهدهایی که شلوغ هستند یا وسایل مجهز نداشته باشند ممکن است باعث ایجاد پرخاشگری و سایر تنشها در کودک گردد.
وضعیت ظاهری اسباب بازیها و وسایل آموزشی و فضای بازی نیز از عوامل مهم دیگر به شمار میرود.
اسباب بازی و وفعالیتهای کودک نیز در ماهیت بازی و تبادل اجتماعی در میان کودکان تأثیر میگذارد. مکعبهای چوبی باعث بروز پرخاشگری و در ضمن باعث افزایش بازی سازنده میشود. کارهای هنری و فعالیتهای حرکتی ظریف (مثل بازی با لگو)تبادل اجتماعی را کاهش میدهد. کودکان معمولاً به تنهایی سرگرم اینگونه بازیها میشوند و کمتر تمایل مییابند که با همسالان خود وارد بازی گروهی شوند. از طرف دیگرخانه داری و بازیهای نمایشی همکاری بین کودکان را افزایش میدهد.
به طور کلی بسیاری از متخصصان کیفیت خوب مهد کودک را بر اساس چند معیار تعریف میکنند:
نسبت کم کودکان به بزرگسالان، گروهی که متشکل از تعداد کمی از کودکان باشد، فضای وسیع، وسایلی که متناسب با کودکان باشد و مراقبت کنندگان با تجربهای که در زمینه رشد اولیه کودک تجربه داشته باشند. مراقبت خوب از کودک مستلزم آن است که بزرگسالان مرتباً عواطف مثبتی نسبت به کودک ابراز کنند و به او واکنش مثبتی نشان دهند؛ امکاناتی برای یادگیری و مکالمه فراهم کنند؛ و به ندرت عواطف منفی یا واکنش منفی به کودک نشان دهند. لذابه شما والدین گرامی توصیه میگردد که در هنگام انتخاب مهد کودک مناسب برای فرزند دلبندتان به این موارد توجه داشته باشید.
ای موتورسیکلت سوار!
ما مطمئن هستیم که هم هشدارهای اداره راهنمایی و رانندگی و هم تذکرات پلیس راهور و هم نظارت دقیق نیروهای انتظامی و هم ... اشعار کلاسیک و نو و سپید و مدرن و پسامدرن مای تازه شاعر شده، همه و همه در گوش جنابعالی می رود و به آنها توجه هم داری و آنها را رعایت هم می کنی ... اما ... بعضی مواقع می شوی مثل عبدلی خودمان، بدون دلیل میزنی به جاده خاکی!
این عبدلی جوان ما هم اینطور است. یکمرتبه ویارش می گیرد خلاف کند. خلافش هم این است که هر اتومبیلی برایش بوق می زند فکر می کند رییس است و باید برایش در پارکینگ اداره را باز کند.
حواسش به ارباب رجوع زبر و زرنگ اصلاً نیست. حواسیاتش پی روستا و جاذبه های
آنجاست! هر چه بهش می گوییم برای هر کس که بوق بزند در پارکینگ را باز نکن، انگار داریم مینی بوس هل می دهیم. داشتیم با تو موتورسیکلت سوار جون جونی صحبت می کردیم که یکدفعه یادمان به عبدلی افتیدن گرفت. عزیز موتورسیکلت سوار! پیاده رو محل موتورسواری نیست والسلام! اسمش رویش است : پ ... ی ... ا... د... ه ... رو! نه موتورسوار رو! اول این را از این
کل صفر دنیا ندیده دنیا نخورده قبول کن تا برویم سر اصل و فرع مطلوبات.
آیا به نظر خودت اگر یک روز در پیاده رو
داری راه می روی، دست بچه ات را در یکدست گرفته ای، عیالت هم جفت تو دارد می آید، در دست دیگرت عروسکی است که برای دختر بچه ات خریده ای، یک موتوری از پشت سر بیاید و بزند به دست تو و عروسک دختر کوچولویت را بندازد روی زمین، به موتورسواری که این صحنه را برایتان بوجود آورده، چه می گویی؟
حاضری هر چه به او می گویی ما هم ... اما نه! کمی عصبانی می شوی. دخترت برای عروسکش که تازه برایش خریده ای
گریه می کند. اشک دخترت را که
می بینی بیشتر عصبانی می شوی. مسلماً به آن موتورسیکلت سوار رحمت نمی فرستی! چیزی می گویی که هم دلت کمی خنک شود و هم طرف به کار اشتباه خودش آگاه شود.
امشب که رفتیم منزل بگوییم عیال یک مشت اسفند برایمان دود کند. اصلاً از وقتی که رییس رفته استعداد نداشته ما هم تازه دارد پَر در می آورد. بی خود نیست که می خواهند ما را به عنوان جانشین رییس منصوب کنند. لابد همین چیزهای ما را دیده اند که پیشنهاد پشت پیشنهاد! روز و شب برایمان نگذاشته اند کارمندان اداره. نصف شب هم راحتمان نمی گذارند. درینگ ... درنگ ... موبایلمان تا صبح زنگ می زند. عیال هم غر میزند که این قارقارک چیست بالای سرمان گذاشته ای؟! روزها از دست بچه ها آسایش ندارم. شبها هم از ویز ویز موبایل جنابعالی! حق دارد این بانوی محترمه. اما چه کنیم که مسئولیت روز و شب نمی شناسد.
ای موتورسوار باد پا! خودت با همین دو چشمت بارها دیده ای وقتی داری توی پیاده رو میرانی مردم با وحشت از مقابلت فرار می کنند. فکر نکن آنها دوستت ندارند و از تو می گریزند، نه! آنها خطر تصادف با موتورسوار را بارها یا به چشم خود دیده اند یا خودشان تجربه کرده اند.
شاید تو خوشحال هم بشوی که مردم برایت راه باز می کنند تا تو به راهت ادامه بدهی. اما عزیزجان! این گریختن از یک حادثه است که توی موتورسوار و نظیر تو بارها برای عابرین بوجود آورده اید. پس خوشحال نباش. به خودت هم نبال. تو
می توانی جوری موتورسواری کنی که هم به کارهایت برسی و هم مزاحم مردمی که در پیاده رو رفت و آمد
می کنند نشوی. شاید تو با همین موتور زن و بچه خود را نان می دهی، خدا به زانوهایت قوت بدهد. شاید از پدر و مادر پیرت نگهداری می کنی، خدا توفیقت بدهد جوان. به جامعه خدمت
می کنی و کالایی را از جایی به جای دیگر جابجا می کنی، رونق بازاری عزیزم. اما ... بیا و انصافاً درست برو. به قول بعضی ها کج نشین. راست هم بگو! پسرم! ما را نگاه کن! به ما می گویند کل صفر، 20 سال پشت موتور نشستیم و همه جور تصادف هم کردیم، اما هیچ وقت خلاف نکردیم. مزاحم مردم در خیابان و پیاده رو نشدیم.
سازمان فرهنگی و اجتماعی شهرداری شیراز
از مطالب مربوط به آموزش شهروندی ازتاریخ 1/3/89 لغایت 1/5/89 سئوالاتی طرح و در همین روزنامه درج می گردد. ضمناً به سه نفر از نفرات برتر شرکت کننده در مسابقه جوایزی اهدا خواهد
شد.
فاطمه پنجعلی - استهبان
نغمههای دل
1 -گفتم: میدانم که میدانم!
گفت: دانستهای مضاعف است!
2 -گفتم: آغاز و پایان من...؟!
گفت: رازی است که فقط خداوند میداند!
3 -گفتم: مال من...؟!
گفت: هیچ چیز...!
4 -گفتم: بینیاز...!
گفت: فقط خدا...!
5 -گفتم: عظمت...!
گفت: پروردگار عالمیان!
6 -گفتم: زندگی...!
گفت: آب روان در جویبار!
7 -گفتم: هنر...!
گفت: در درون انسانهاست
8 -گفتم: مهرویان...!
گفت: پاک طینتان را شاید...!
9 -گفتم: دانش...!
گفت: آبیاری اندیشه...!
10 -گفتم: کمک...!
گفت: قبل از درخواست...شاید...!!
گلاب چینی
نمیدانم این کشور چین چه جوری توانسته بازار ما را دربست تسخیر کند. شنیدیم ذلیل مرده چینیها تازگی برای تصاحب بازار گلاب کشورمان هم برنامه ردیف کردهاند. ابتدا به ساکن ما فکر میکردیم میمند یکی از شهرهای کشور چین است و در پنجاه کیلومتری شرق پکن واقع شده، به همین خاطر چین خیر سرش میخواهد گلاب به کشورمان صادر کند. تا اینکه یکی از آن افراد اهل فن روشنمان کرد که نه بابا میمند مال چین نیست که، چینیها تصمیم گرفتهاند با ترکیب یک نوع ماده شیمیایی معطر که بویی شبیه بوی گلاب دارد با آب، اقدام به تولید گلاب برای صدور به بازار ایران کنند.
به هر حال گلاب میمند، داراب، کاشان، محلات و... باید مراقب باشند با آب قاطی نشوند سطح کیفی خود را ارتقاء ببخشند و قیمت را بیرویه بالا نبرند که گلاب چینی به عنوان رقیب در راه است و از حالا به بعد اگر کسی فرمود: گلاب به روتون، باید این توضیح را نیز اضافه کند که منظورش گلاب طبیعی ایرانی است یا گلاب مصنوعی چینی! تازه نه تنها واحدهای تولیدی گلاب در کشورمان باید حواسشان باشد گلاب چینی در راه است، که حتی به دختران دم بخت وطنی هم هشدار باید داد که به زودی دختران چینی با مهریه ناچیز، خوراک کم، زبان کوتاه، زحمتکش، کم توقع و بدون چشم و هم چشمی وارد کشور خواهند شد.
به هر شکل چشم بادامیهای چینی بدجور تولیدات داخلی ما را نشانه رفتهاند و میخواهند آنها را به زمین بزنند!
* * *
نفرین
سید محمدرضا عالی پیام «هالو»
الهی مادر گیتی نزایه
کسی چون مو که غرقاب فنایه
سرِ ما رو زیر سنگ گرونی
بکوبی و صدایی بر نیایه
مدیر مسول و صاحب امتیاز : محمد عسلی