زنان خانه دار؛ رکورددار طلاق
 کمترین آمار طلاق در بین معلمان

مهر: یک پژوهشگر مسائل اجتماعی گفت: بیشترین‌ آمار طلاق‌ مربوط‌ به‌ زنان‌ خانه‌دار با
۶۸ درصد است.
 ناهید دامن پاک مقدم اظهار داشت: بیشترین میزان تقاضای طلاق در زنان خانه دار (بیش از 72 درصد) در مقایسه با زنان شاغل مشاهده می‌شود که این امر شاید موید نظر جامعه‌شناسان باشد که احساس استقلال در خانم‌ها سبب افزایش رضامندی زناشویی می‌شود.
    وی با بیان اینکه حدود 50 درصد از طلاق ها در سه سال اول ازدواج رخ می دهد اظهار داشت: هر چه سطح تحصیلات زوجین بالاتر باشد واکنش آنها به موقعیت‌های زندگی با احساسات مناسب تری همراه است و از توانایی حل مشکلات خانوادگی به میزان بالاتری برخوردارند.
وی تصریح کرد: تحصیلات نقش بیشتری در بقا و حفظ خانواده دارد و به نظر می‌رسد سواد همانند یک عامل آگاهی بخش عمل می‌کند و بی‌سوادی و مرزهای نزدیک به آن بالاتریِن نسبت طلاق را فراهم می‌کند.
این پژوهشگر ادامه داد: شغل‌ زنان‌ در افزایش‌ یا کاهش‌ طلاق‌ بسیار موثر است،‌ به طوری‌ که‌ کمترین‌ آمار طلاق‌ در میان‌ معلمان‌ با چهار الی‌ پنج درصد است و بعد از آنان‌ زنان‌ کارمند با
۱۰ درصد در جایگاه بعدی قرار دارند. دامن پاک گفت: آموزش های قبل از ازدواج و نحوه تعامل زوجین با یکدیگر و شناخت درست زوجین از یکدیگر قبل از ازدواج در کاهش میزان نرخ طلاق نقش موثری دارد.
بیشتر درخواست های طلاق از سوی زنان مطرح می شود
دامن پاک خاطرنشان کرد: بیشترین طبقه مراجعه کننده به دادگاه خانواده طبقه اجتماعی و اقتصادی متوسط با حدود 50 درصد مراجعه بوده است، به خاطر
 اینکه در این‌ طبقه‌ زن‌ هیچ‌گونه‌ احساس‌ ضعف‌ و کمبودی‌ در برابر مرد احساس‌ نکرده‌ و به‌ اصطلاح‌ عامیانه‌ در طبقه‌ متوسط‌ «من‌ و تویی» بسیار زیاد وجود دارد.
وی با بیان اینکه بیشتر درخواست‌های طلاق در پرونده‌ها از سوی زنان علیه شوهران مطرح است، اضافه کرد: میزان تقاضای طلاق در خانواده‌های با فرزند بیشتر، کمتر است در صورتی که تفاوت چندانی در میزان درخواست طلاق در خانواده‌های بدون فرزند و فرزند کمتر مشاهده نشد.
تاریخچه طلاق به تاریخچه ازدواج بر می گردد
دامن پاک به ارائه تعریفی از مسئله طلاق پرداخت و در همین زمینه گفت: هیچ دختر و پسری در آغاز زندگی و در پای سفره عقد تصور نمی کنند که ممکن است روزی مشکلات چنان بر او غلبه کند و شرایطی بر او تحمیل شود تا دادخواست طلاق داده و به زندگی مشترکش پایان دهد.
این پژوهشگر با بیان اینکه تاریخچه طلاق به تاریخچه ازدواج بر می‌گردد، تصریح کرد: به همان علت که بشر بنا به درخواست طبیعی خود پیوند ازدواج می‌بندد تا در کانون گرم خانواده و درکنار همسر خود به سکون و آرامش برسد،‌ به همان گونه نیز ممکن است به دلایلی از ادامه زندگی خودداری کرده، طلاق را بپذیرد. گویی طلاق و ازدواج در یک زمان در عالم پدید آمدند.
وی با اشاره به مخالفت آموزه های اسلام با طلاق، خاطرنشان کرد: اسلام می خواهد تا حد امکان طلاق صورت نگیرد، اسلام طلاق را به عنوان یک چاره جویی در مواردی که چاره منحصر به جدایی است تجویز کرده است. از نظر اسلام منفورترین حلال ها در نزد خدا طلاق است.
رشد نگران کننده طلاق در بین جوامع انسانی
وی با بیان اینکه پدیده تلخ طلاق در جوامع انسانی در حال افزایش است اظهار داشت: بر اساس پژوهش های تطبیقی بیشترین آمار طلاق در کشور آمریکا اتفاق می افتد و در آن کشور نیمی از ازدواج ها به طلاق ختم می شود.
دامن پاک گفت: جای تاسف است که کشور ایران در این رابطه مقام چهارم را به خود اختصاص داده است و تقریبا یک چهارم ازدواج ها در این کشور به طلاق ختم می شود.
وی عدم تفاهم، عدم بلوغ اجتماعی، ازدواج اجباری، توقعات بیجا، چشم و هم چشمی، اختلالات عاطفی و روانی، اعتیاد، بداخلاقی، خشونت، تفاوت های فرهنگی، اختلاف سن، ازدواج دوم، سوءظن، دخالت دیگران در زندگی، عدم علاقه و... را از جمله دلایل بروز طلاق عنوان کرد.
این پژوهشگر پنج عامل جنسی، اقتصادی، شخصیتی، ارتباطی و اجتماعی را مهم ترین عوامل تاثیرگذار بر طلاق دانست و در تعریف این عوامل اظهار داشت: تحقیقات نشان داده که دست کم
60 درصد طلاق هایی که در دادگاه های خانواده صورت می گیرد، ریشه در مسائل جنسی دارد.
مشکلات اقتصادی، عامل بروز طلاق
وی ادامه داد: مشکلات اقتصادی و عدم تامین معیشت و فقر، پائین بودن سطح درآمد خانوار، بیکاری، مسکن نامناسب و بالا بودن نرخ خرید و اجاره، ضعف یا فقدان ثبات شغلی هر یک می تواند به نحوی در بروز طلاق سهم داشته باشد.
دامن پاک با بیان اینکه بالابودن سطح توقع زوجین در ابتدای زندگی و بسنده نکردن به حداقل ها فشار مضاعفی را به خانواده ها تحمیل می کند، خاطرنشان کرد: فقدان مهارت کافی برای شروع زندگی، فقدان آگاهی از اصول و بنیان های حل مسئله بین زوجین، فقدان اعتماد به نفس و خودباوری در زوجین یا یکی از آنها، فقدان پایبندی فرد به اصول اخلاقی و خیانت هر یک از زوجین به یکدیگر، فقدان قدرت ارتباطی و تفاهم بین دو طرف و تزلزل شخصیتی، تغییر در شیوه زندگی، افسردگی، فقدان صداقت هنگام شکل گیری روابط زناشویی و آشکارشدن صورت های پنهان زندگی زوجین، اختلاف سنی اساسی و... نیز از جمله مسائل شخصیتی است که بر طلاق تاثیر می گذارد.
وی در مورد مشکلات ارتباطی گفت: سوءظن و بدبینی های کاذب، عدم انطباق بین انتظارات و مسئولیت های متقابل، بی توجهی به تامین نیازها و انتظارات متقابل، درک نامتوازن از نقش زن و مرد در زندگی مشترک، خودمحوری، فقدان گذشت، غرورهای کاذب، لجاجت های کودکانه، پرده دری
متقابل و عدم تامین احترام متقابل، میل به انتقامجویی، حساسیت های بیش از حد، افزایش فاصله کلامی بین زوجین، پرخاشگری و مجادله دائمی بین زوجین، دخالت های اطرافیان، بی علاقگی به همسر و تمایل به دور بودن از وی برای مدت طولانی و... نیز از جمله این مشکلات هستند.
وی ادامه داد: در مسئله اجتماعی نیز مواردی همچون اختلاف فرهنگی و سطح طبقاتی بین خانواده های زوجین، مهاجرت های بی رویه از روستاها به شهرها و از شهرهای کوچک به شهرهای بزرگ، رشد فزاینده کلانشهرها و کاهش ساختار های مهار اجتماعی غیررسمی در جامعه، اعتیاد به مواد مخدر و الکل از جمله متغیرهای موثر بر طلاق هستند.
دوساختی شدن جامعه، منجر به طلاق می شود
وی گفت: در دو دهه‌ اخیر و با گسترش‌ زندگی‌ شهرنشینی‌، افزایش‌ ظواهر نوگرایی‌ و تغییر شیوه‌ زندگی‌ از سنتی‌ به‌ نوین‌، نظام‌ خانواده‌ در ایران‌ دستخوش‌ تغییراتی‌ شده‌ است‌، به‌ گونه ای‌ که‌ این‌ مسئله‌ سبب‌ شده‌ که‌ آمار طلاق‌ به‌ میزان‌ قابل‌ توجه‌ و نگران‌ کننده ای افزایش‌ یابد.
دامن پاک ادامه داد: با توجه‌ به‌ تجدد امروزی‌ و تغییر ارزش‌ها و هنجارها، تبعیت‌ از ساختار کهن‌ و سنتی‌ در نزد دختران‌ و زنان‌ از بین‌ رفته‌ و آنان‌ در همه‌ موارد خود را با مرد یکسان‌ می‌دانند که‌ این‌ دو ساختی‌ شدن
جامعه‌ سبب‌ بروز طلاق‌ میان‌ زوج‌ها می‌شود.
وی یادآور شد: کوچک شدن حجم خانواده، دگرگون شدن برداشت های افراد از طلاق و تغییراتی در نقش های مردان و زنان باعث شده است که امروزه مردم با غم و تشویش کمتری در مقایسه با گذشته به ازدواج روی می آورند، چراکه طلاق برای آنان در حکم بیمه ای تلقی می شود و در صورتی که ازدواج ایجاد مشکل کرده و یا حالت موفقیت آمیز و خشنودکننده ای برای آنها نداشت می توانند آن را رها کنند.
طلاق؛ عامل بروز 70 درصد آسیب های اجتماعی
این پژوهشگر به پیامدها و آثار زیانبار طلاق اشاره کرد و گفت: طلاق، یک مسئله فردی نیست که عواقب و عوارض آن تنها دامن افراد درگیر با آن را بگیرد بلکه به عنوان یک معضل اجتماعی، جامعه را هم به بندگی و بردگی می کشاند.
وی گفت: طلاق ضمن از هم گسیختگی و از هم پاشیدگی کانون خانواده، عواقب بسیاری را برای افراد جامعه داشته و می تواند منشا بسیاری از آسیب های اجتماعی مانند انحرافات جنسی، خودکشی، فرار از منزل، سرقت، اعتیاد، تکدی گری، ولگردی و... شود.
دامن پاک با بیان اینکه تلاش برای پیشگیری از طلاق در کاهش آسیب های اجتماعی موثر است، تصریح کرد: طلاق پدیده‌ای است که بر تمامی جوانب جمعیت یک جامعه اثر می‌گذارد و از طرفی بر کمیت جمعیت اثر می‌نهد،‌ یعنی واحد مشروع و اساسی تولید مثل
یعنی خانواده را از هم می‌پاشد.
وی با اشاره به تاثیر منفی طلاق بر کیفیت جمعیت گفت: طلاق موجب می‌شود فرزندانی محروم از نعمت‌های خانواده تحویل جامعه شوند که احتمالاً فاقد سلامت کافی روانی در احراز مقام شهروندی یک جامعه‌اند، بنابراین آسیب اجتماعی ناشی از این اقدام نه تنها متوجه اعضای خانواده، بلکه متوجه کل جامعه و نسل آینده است.
وی ادامه داد: طلاق به عنوان یک پدیده که به گسست خانواده می انجامد، بر جنبه های مختلف شخصیت کودکان و نوجوانان تاثیر می گذارد.
خانواده؛ بنیادی ترین نهاد در اجتماعات بشری
وی خانواده را کانون حفظ سنن ملی و اخلاقی و مرکز رشد عواطف و احساسات انسان دانست و اظهار داشت: خانواده هسته مرکزی اجتماع است و نخستین اجتماعی است که هر فرد انسانی در آن گام می نهد و آداب زندگی و اصول و رسوم اجتماعی و تعاون و همکاری و ایثار و ازخودگذشتگی را در آن فرا می گیرد. وی با اشاره به اینکه خانواده، بنیادی‌ترین نهاد در اجتماعات بشری است تصریح کرد: در اهمیت جایگاه خانواده همین بس که برای زوال فرهنگی یک ملت، تزلزل بنیاد خانواده کافی است. جوامعی که بخشی از افراد آن از کانون گرم خانواده بر نخواسته و دست محبت پدر و آغوش مادر را درک نکرده‌اند و تحت تربیت و آموزش و نظارت قرار نگرفته‌اند، آثار گسیختگی امور و بی‌هویتی فرهنگی به همان نسبت کاملاً هویدا است.
وی با اشاره به جایگاه زن در خانواده اظهار داشت: زن محور اصلی ساختار نهاد خانواده، در سراسر تاریخ اسلام حرمت و کرامت یافته است، چراکه رمز رستگاری انسان ها، رشد و شکوفایی استعدادها و تعالی و تکامل بشری در گرو اراده شورانگیز و عاشقانه زن در جایگاه مادر و همسر نهفته است.
قانون به تنهایی نمی تواند آرامش خانواده را تأمین کند
دامن پاک پایبندی به اصول و مبانی اخلاقی در خانواده را مهم دانست و گفت: قانون حقوق و تکالیفی را برای زوجین تعیین کرده و ضمانت اجرایی برای آن در نظر گرفته است، ولی باید توجه داشت که قانون به تنهایی نمی‌تواند آرامش و سعادت خانواده را تأمین کند، از این رو خانواده باید بیش از هر چیز پایبند اصول و مبانی اخلاقی باشد.
وی ادامه داد: توسل به ضمانت اجرای حقوقی و رجوع به مقامات قضایی، به هنگام ضرورت، به عنوان آخرین علاج، باید مورد استفاده واقع شود.این پژوهشگر فضای حاکم بر دادگاه های خانواده را مناسب ندانست و گفت: فضای حاکم بر دادگاه‌های خانواده به دلیل کثرت پرونده‌ها و مراجعات و فقدان ابزارهای مشاوره‌‌ای مناسب، برای جلوگیری از وقوع طلاق چندان مناسب نیست که در این خصوص نیز باید توسط صاحب نظران چاره‌اندیشی شود.