صفحه 11--16 خرداد 89
شب یوری و نگاهی به پرواز تاریخی
یوری گاگارین
"پیامی برای نیروی هوایی، مأموریت با موفقیت انجام شد، در این موقعیت (...) فرود آمدم، حالم خوب است، ضرب دیدگی و شکستگی هم ندارم. گاگارین"
این پیام تلفنی در یک صبحگاه بهاری و از جایی در جنوب کشور پهناور اتحاد جماهیر شوروی سابق فرستاده شد تا دنیا وارد مرحله جدیدی شود. یک نفر از نوع بشر حالا برای اولین بار زمین را از آن بالاها، جایی که دیگر زمین نامیده نمی شد، رویت کرده بود. حالا دیگر بشر برای اولین بار به فضا سفر کرده بود.در نهم مارس 1934، یك زوج كشاورز روسی كه در منطقه «كلوشینو» واقع در حوالی مسكو روی یك زمین اشتراکی، كشاورزی می كردند، صاحب پسر بچه ای شدند كه او را یوری نامیدند.«یوری الكسویچ گاگارین» سومین فرزند این خانواده بود كه بعدها فرزند چهارمی نیز به آنها اضافه شد. مادر وی علاقه عجیبی به مطالعه داشت و پدرش نجار ماهری بود. از آنجایی كه پدر و مادر یوری به شدت كار می كردند تا معاش خانواده را تأمین نمایند، خواهر بزرگتر یوری از وی مراقبت
می كرد. معلم یوری خوب به خاطر داشت كه وی دانش آموز باهوش و سخت كوشی بود و البته بسیار شیطنت می كرد. زمانی كه معلم ریاضی یوری به نیروی هوایی ارتش سرخ پیوست، آرزویی عمیق در قلب این جوان ماجراجو ریشه دواند که بعدها منشاء اثرات زیادی شد.یوری كه مجبور بود زود به كار مشغول شود، كارگاه آهنگری را برگزید و اندكی بعد او برای ادامه تحصیل در مدرسه عالی تكنولوژی انتخاب شد. در همان زمان یوری به عضویت كلوپ هوایی درآمد و پرواز با هواپیمای سبك را آموخت. این تفریح جدید كه قسمت اعظم وقت یوری را اشغال كرده بود، دریچه جدیدی در زندگی وی گشود. یوری كه سخت تلاش می كرد سرانجام در سال 1955
هر دو رشته را با موفقیت به پایان رساند. علاقه شدید وی به خلبانی باعث شد كه پس از پایان تحصیلات وارد مدرسه آموزش خلبانی شود.در سال 1960 جستجوی وسیعی برای انتخاب 20 داوطلب جهت حضور در برنامه فضایی اتحاد جماهیر شوروی آغاز شد. یوری هم با اشتیاق نامه درخواستی فرستاد. یک هفته بعد نامه ای به دستش رسید که نشان می داد
او یكی از آن 20 منتخب خوش شانسی است كه باید تمرینات سخت و جدید فضانوردی را پشت سر بگذارد. در نهایت پس از آزمایشهای فراوان پزشكی و انجام تمرینات سخت فضانوردی، این يوری گاگارين بود که از بین آن بیست نفر افتخار سوار شدن بر «وستوک-1» را به دست آورد. حدس زده می شود دلایل انتخاب یوری گاگارین به عنوان اولین فضانورد دنیا، علاوه بر توانایی های بدنی و روحی و توانایی های وی برای سفر به فضا، به اخلاق و روحیات او نیز وابسته بوده باشد. یوری مرد بسیار متواضع و خوش مشربی بود كه علی رغم قد كوتاهش در جلسات و میهمانی ها به چشم می آمد. علاوه بر این کوچک بودن جثه گاگارین بسیاری از دغدغه های
کمبود جا در اولین آزمایش ناو فضایی وستوک را بر طرف می کرد.
اما ماجرای سفر گاگارین به فضا آنقدرها هم ساده نبوده است. یکی از مسایلی که در آن زمان ذهن دولتمردان و مسئولین سازمان فضایی شوروی را مشغول کرده بود، انتخاب تاریخ و زمانی مناسب برای نخستین سفر فضایی بود. بر اساس اطلاعات کسب شده، مقامات شوروی گمان برده بودند که برنامه اولین سفر فضایی آمریکا برای روز ۲۰ آوریل ۱۹۶۱ مقرر شده بود، و آنان مصمم بودند فضانورد خود را قبل از آن تاریخ به فضا بفرستند. در عمل، اولین فضانورد آمریکایی تا یک ماه بعد از آن تاریخ پرواز نکرد و همچنین برنامه آمریکا برای فرستادن فضانورد به فضا به بلندپروازی برنامه شوروی ها نبود. فضاپیمای آمریکایی «مرکوری» قرار نبود مانند «وستوک» به مدار زمین تزریق شود، بلکه برنامه ریزی شده بود تا پروازی کوتاه در مسیر پرتابه ای که به پروازهای زیرمداری مشهورند، داشته باشد. اما بر اساس تعاریف رسمی، می شد همین پرواز کوتاه را «اولین پرواز فضایی» دانست. به همین علت، بازه زمانی بین روزهای ۱۱ تا ۱۷ آوریل همان سال برای اولین پرواز فضایی شوروی در نظر گرفته شد. تا روزهای پیش از پرواز، هر شش عضو منتخب فضانوردان از گروه
بیست نفره اولیه، مورد آزمایش های دشواری قرار گرفتند تا استقامت جسمی و روانی و توانایی های عملی و علمی آنها محرز شود. روز ۱۷ مارس
سال ۱۹۶۱ فضانوردان منتخب، تیم بزرگ پشتیبانی و گروهی از مقامات رسمی وارد پایگاه فضایی «بایکونور» شدند.
روز ۸ آوریل یعنی تنها چند روز پیش از پرواز فضایی، «یوری گاگارین»
به عنوان نامزد اصلی پرواز گزینش شد. «گرمان تیتوف» به عنوان فضانورد ذخیره تعیین شد تا در صورت بروز هرگونه مشکلی برای گاگارین، بتواند بجای او پرواز کند.پس از روشن شدن دو نامزد اصلی پرواز، «سرگئی کارالیوف»، سرطراح و مغز متفکر برنامه های فضایی اتحاد جماهیر شوروی ضمن دیدار با گاگارین و تیتوف به آنها اطلاع داد که فضاپیما در تاریخ ۸ آوریل آماده خواهد بود و پرواز برای روزهای
۱۰ تا ۱۲ آوریل برنامه ریزی شده است.دو روز بعد، جلسه ای رسمی با حضور مقامات بلندپایه دولت شوروی، مقامات سازمان فضایی شوروی و هر شش فضانورد در یکی از پایگاه های نیروی هوایی در کنار رود «سیردریا» برگزار شد. این جلسه با سخنان سرگئی کارالیوف و با ارائه چکیده ای از فعالیت های گذشته و برنامه های آینده آغاز شد. وی گفت: «با اینکه تنها ۴ سال از زمانی که اولین ماهواره جهان [اسپوتنیک-1] را به فضا پرتاب کردیم می گذرد، ما برای فرستادن اولین انسان به فضا آمادگی کامل داریم. شش کیهان نورد اینجا حضور دارند و همگی برای انجام این مأموریت از آمادگی لازم برخوردارند. تصمیم بر این شده که نخستین پرواز توسط یوری گاگارین انجام شود، و دیگران در پروازهای آتی شرکت کنند؛ چون تا پایان امسال ده فروند فضاپیمای وستوک برای پرواز آماده خواهند بود. سال آینده فضاپیماهایی با ۲ و ۳ سرنشین خواهیم داشت، و فکر کنم کیهان نوردانی که اینجا هستند بدشان نیاید ما را در این سفرهای فضایی همراهی کنند. باور داریم که این فضاپیما برای پرواز کاملا آماده شده و پرواز موفقی خواهد داشت. یوری الکسی یویچ[گاگارین]، برایت آرزوی موفقیت بسیار دارم» خبرگزاری تاس، خبرگزاری رسمی دولت شوروی، سه بیانیه مختلف برای نخستین پرواز فضایی یک انسان تهیه کرده بود. بیانیه نخست، اعلام خبر موفقیت پرواز نخستین فضانورد جهان بود. بیانیه دوم در صورتی مخابره می شد که فضانورد برخلاف برنامه پیشین در خاک کشوری غیر از شوروی یا در اقیانوس فرود بیاید، و شامل درخواست کمک بین المللی برای یافتن او بود. بیانیه سوم برای بدترین حالت یعنی از دست رفتن فضانورد تهیه شده بود. خوشبختانه بیانیه های دوم و سوم هیچگاه بکار نیامدند.تا پیش از پرواز يوری گاگارين، هیچ انسانی به فضا نرفته بود و خارج از جو زمین و در شرایط بی وزنی برای مدت طولانی قرار نگرفته بود. پزشکان و روانشناسان و حتی به قولی خود سرگئی کارالیوف (رئیس برنامه های فضایی اتحاد جماهیر شوروی) نگران این بودند که فضانورد با ورود به مدار زمین و قرار گرفتن
در بی وزنی از یک سو و مشاهده عظمت فضای بیکران و کره زمین از سوی دیگر، تعادل روانی خود را از دست داده و دست به اقدامات غیرقابل پیش بینی بزند.به همین دلیل فضاپیمای «وستوک-۱» به گونه ای ساخته شده بود که تمام پرواز را بطور خودکار انجام دهد. تنها راه از کار انداختن سامانه خودکار و به دست گرفتن مهار ناوبری فضاپیما، وارد کردن شماره رمز ویژه ای بود. این شماره رمز -عدد «۲۵»- روی کاغذی نوشته شده و در پاکتی سربسته در داخل فضاپیما قرار داده شده بود. مهار دستی فضاپیما تنها در حالتی امکان داشت که فضانورد در حالت روانی مناسب قرار داشته، توان باز کردن پاکت، خواندن شماره رمز، و وارد کردن آن شماره به سامانه ناوبری را داشته باشد!
یوری گاگارین در ساعت شش و هفت دقیقه صبح روز چهارشنبه ۱۲ آوریل ۱۹۶۱ به وقت مسکو، از پایگاه فضایی بایکونور با فضاپیمای «وستوک۱» و با رمز پرواز «درخت سرو» به عنوان نخستین فضانورد جهان به مدار زمین پرواز کرد. متخصصان در مرکز کنترل پرواز، بوسیله سه کانال رادیویی و یک کانال تلویزیونی با گاگارین در مدار زمین ارتباط داشتند.نخستین جمله هایی که گاگارین به زمین مخابره کرد این بود: «پرواز به خوبی ادامه دارد، دید خوبی دارم، من زمین را می بینم،
خیلی زیبا است». مشهور است که گاگارین در حال اوج گرفتن به مدار زمین، آهنگ یک سرود میهن پرستانه روسی را زمزمه می کرده که
«مام میهن می شنود» نام دارد. ابیات اول این آهنگ چنین هستند:
مام میهن می شنود
مام میهن می داند
که فرزندش تا کجای آسمان ها پرواز کرده است
در حالی که گاگارین در مدار زمین پرواز می کرد، درجه نظامی او به افتخار موفقیتش از ستوانی به سرهنگی ارتقا پیدا کرد.
فضاپیمای «وستوک 1» پس از طی بخش بزرگی از مسیر پرواز بر فراز قاره آفریقا رسیده بود که ساختار ناوبری موتورهای جت ترمزی را به کار انداختند. قرار بر این بود که حدود ۱۰ تا ۱۲ ثانیه پس از اتمام کار موتور ترمزی، بخش سرویس فضاپیما از کپسول فضایی گاگارین جدا و مرحله بازگشت به زمین آغاز گردد. اما به علت گیر کردن کابل های اتصال دهنده این دو بخش، بخش سرویس در حالت نیمه متصل به کپسول حامل گاگارین باقی ماند. کپسول گاگارین در این لحظه در حال ورود به جو زمین بود و این مشکل باعث شد که دچار دوران های شدید و غیرقابل مهاری شود. يوری گاگارين خود در مورد این حادثه می گوید:
«به محض اینکه کار موتور ترمز پایان یافت، فضاپیما تکان شدیدی خورد و شروع کرد به چرخش با سرعت بالا دور محور خودش، سرعت چرخش حدود ۳۰ درجه در ثانیه بود. همه چیز می چرخید. این رویداد بر فراز قاره آفریقا رخ داد، از پنجره یک لحظه قاره آفریقا، یک لحظه افق زمین و لحظه دیگر آسمان را می دیدم. اصلا وقت نداشتم خودم را در برابر نور شدید آفتاب محافظت کنم که کور نشوم. پاهایم را به سمت پنجره پایینی بردم که جلوی نور را بگیرد اما پنجره را نبستم چون می خواستم موقعیت خودم را بدانم و ببینم اوضاع از چه قرار است.»
با ورود به لایه های ضخیم تر جو زمین، فضاپیما دچار دوران و تکان های
شدیدتری شد. با این وجود، گاگارین اعتماد به نفس خود را از دست نداد و باور داشت که هنوز فضاپیما شانس فرود عادی را از دست نداده:
«من به کنترل زمین اطلاع دادم که مرحله جداسازی بر اساس برنامه روی نداده. اما هنوز به نظرم موقعیت اضطراری نبود، و من روی صفحه کنترل کُد VN4 را به زمین مخابره کردم (معنی کُد: همه چیز بخوبی پیش می رود).»
این حالت حدود ده دقیقه ادامه داشت تا اینکه کابل ها در اثر حرارت شدید ناشی از اصطکاک با جو زمین سوختند و بالاخره کپسول «گاگارین» آزاد شد. گاگارین اعتقاد داشت که در بدترین لحظات این حادثه، شتاب ترمزی در حدود ۱۰ جی (هر یک جی معادل شتاب جاذبه سطح زمین است.) به او وارد می شده است. با این حساب گاگارین در لحظاتی از سفر 108 دقیقه ای خود، وزنی معادل ده برابر وزن عادی اش را تحمل می کرده است.
«در یک لحظه، برای حدود ۲-3 ثانیه، داده های روی صفحه کنترل محو شدند و جلوی چشمانم تیره شد. خودم را محکم گرفتم و تلاش کردم در برابر فشار مقاومت کنم، تا بالاخره همه چیز تقریبا به حالت عادی برگشت.»
سرانجام و در حالیکه بخش بازگشت ناو کیهان پیمای «وستوک1» مراحل سخت فرود را پشت سر گذاشته بود و با سرغت به زمین نزدیک می شد و در ارتفاعی حدود 7 کیلومتر از سطح زمین، طبق برنامه خودکاری که به ساختار هدایت و مهار سفینه فضایی داده شده بود، دریچه فلزی بالای سر یوری گاگارین با صدای مهیبی کنده شد و موتورهای جت صندلی نجات داخل کپسول به صورت خودکار روشن شده و یوری گاگارین را به بیرون پرتاب کردند. اما چتر نجات کپسول فضایی «وستوک1» در ارتفاع دو و نیم کیلومتری باز شد و به همین خاطر بود که یوری گاگارین 10 دقیقه بعد از کپسول فضاییش به زمین نشست.
گاگارین پس از ۱۰۸ دقیقه پرواز و یک دور گردش کامل به دور زمین، در ۲۶ کیلومتری جنوب غربی شهر «انگلس» در منطقه «ساراتوف» فرود آمد.
این نقطه از منطقه پیش بینی شده برای فرود فاصله زیادی داشت و کسی برای استقبال از او حاضر نبود. «آنا آکیموونا تاتارووا»، همسر جنگلبان محلی و نوه ۶ ساله اش اولین کسانی بودند که گاگارین را پس از فرود دیدند. یوری گاگارین ماجرا را این گونه تعریف می کند:
«آنها وقتی مرا با لباس و کلاه فضایی و چتر نجاتم دیدند، ترسیدند و عقب رفتند. من به آنها گفتم نگران نباشید من هم مثل شما شهروند شوروی هستم، همین الان از فضا برگشتم و دنبال تلفن می گردم که به مسکو زنگ بزنم.»
گاگارین پس از تماس تلفنی با دفتر نیروی هوایی، پیامی به این مضمون فرستاد: «پیامی برای نیروی هوایی، مأموریت با موفقیت انجام شد، در این موقعیت (...) فرود آمدم، حالم خوب است، ضرب دیدگی و شکستگی هم ندارم. گاگارین».
در سال ۱۹۶۲، يوری گاگارين به سمت معاونت شورای عالی اتحاد شوروی منصوب شد، اما پس از مدتی به مرکز فضانوردی شوروی در «شهرک ستاره ها» بازگشت و به مدت ۷ سال در گروهی کار کرد که هدفشان طراحی فضاپیماهایی با قابلیت استفاده مجدد بود. وی پس از مدتی به سمت معاون مدیریت شهرک ستاره ها انتخاب شد، و همزمان به تمریناتش به عنوان خلبان هواپیمای جنگنده ادامه داد. سرانجام در روز ۲۷ مارس
سال ۱۹۶۸، هواپیمای «میگ ۱۵» یوری گاگارین و مربی پروازش طی یک پرواز تمرینی دچار سانحه شد و سقوط کرد و هردو سرنشین آن کشته شدند.زمان پرتاب «اسپوتنیک1» به فضا را سرآغاز عصر فضا می نامند، در حالیکه سفر یوری گاگارین به فضا نیز همپای مدارگردی «اسپوتنیک1»، تاریخ ساز بود. از این رو بود که سه منجم آماتور به نامهای «لورتا هیدالگو»، «جرج وایت ساید» و «تریش گارنر» در سال 2001 پیشنهاد برگزاری شب یوری را ارائه کردند. این جشن سالانه فضایی اکنون در سرتاسر دنیا برگزار می شود. ایران نیز با داشتن خیل عظیم علاقمندان به فضا و نجوم و با توجه به دست آوردهای جدید فضایی کشورمان، از این جشن بی نصیب نیست. اکنون شب یوری با برگزاری مراسم، سخنرانی های
علمی و سرگرمی های فضایی در سرتاسر کشور و توسط گروه های مردمی و انجمن های علمی برگزار می شود.
کشف ستاره های دنباله دار در مدار سیاهچاله ای عظیم
رصدهای جدید تصاویری از ستاره های دنباله دار شبح واری را نشان می دهند که در دهانه سیاهچاله ای بزرگ در گردش هستند. گروهی از اخترشناسان اروپایی و آمریکایی به تازگی با استفاده از تلسکوپ فضایی «سوزاکوی» ژاپنی ها به مطالعه تشعشعات ساطع شده از سیاهچاله ای پرداختند که جرمی 10 میلیون برابر خورشید دارد.
این سیاهچاله عظیم الجثه در هسته کهکشان مارپیچی NGC
1365 قرار گرفته و 56 میلیون سال نوری از زمین فاصله دارد.با کمک گرفتن از انطباق تصادفی مسیر تلسکوپ فضایی و سیاهچاله، اخترشناسان توانستند ابرهای عجیب به شکل ستاره های
دنباله داری را ردیابی کنند که در نزدیکی سیاهچاله با سرعتی وحشتناک برابر هزاران مایل بر ثانیه در حرکتند."جیمز ریوز" از دانشگاه کیل معتقد است ستاره های دنباله دار رصد شده با ستاره های
دنباله دار یخی عظیمی که در منظومه خورشیدی یافت می شوند متفاوت بوده و از بقایای داغ و گازی ستاره ای که توسط این سیاهچاله از هم دریده شده، به وجود آمده اند.
این کشف غیر طبیعی احتمال وجود ابرهای گازی ستاره مانند در اطراف تمامی سیاهچاله های بزرگ را مطرح می کند،
احتمالی که می تواند شیوه مدلسازی چگونگی بلعیده شدن ستاره ها را توسط این شکارچیان کیهانی تغییر دهد.فورانی از ذرات بسیار داغ از دهانه سیاهچاله مورد بررسی به خارج پرتاب شده و نقاط درخشانی از نور را در تصاویر پرتو ایکس تلسکوپ «سوزاکو» به وجود آورده است. دانشمندان از گذشته
می دانستند که چنین ابرهایی باید وجود داشته باشند، اما از آنجایی که تاکنون امکان رصد آنها به این شکل فراهم نیامده بود، شکل واقعی ابرها ناشناخته باقی مانده بودند.این ابرها در فاصله ای 10هزار برابر فاصله میان زمین و خورشید در مدار سیاهچاله در حرکتند. سر هر یک از این ابرها ابعادی برابر ابعاد خورشید داشته و دنباله آنها طولی برابر 150 میلیون کیلومتر دارد. با سرعتی که سیاهچاله در حال بلعیدن مواد است، دانشمندان انتظار ندارند این ستاره های دنباله دار گازی عمری بیش از چند ماه داشته باشند. با این حال دانشمندان بر این باورند سیاهچاله ها دارای مخازن دائمی از ستاره های
محکوم به فنا هستند تا با استفاده از آنها بتوانند ابرهای ستاره مانند خود را احیا کنند.با وجود اینکه محققان تنها دو ابر را در مدار سیاهچاله NGC 1365 مشاهده کرده اند، بر این باورند توده ای
از این ابرها در اطراف این سیاهچاله وجود دارد. به گفته "ریوز" با وجود اینکه تنها چند نمونه از این ابرها در مسیر دید ما قرار گرفته و امکان رصد آنها به وجود آمده است، احتمال وجود بیش از
10 میلیون نمونه دیگر از این ابرها در مدار سیاهچاله وجود دارد.
اولین رصد از رفتار عجیب یک
سیاهچاله
ستاره شناسان آمریکایی با استفاده از تلسکوپ فضایی پرتوهای «ایکس چاندرا» برای اولین بار رفتارهای عجیبی را از یک سیاهچاله
در مرکز کهکشان «آندرومدا» رصد کردند. محققان مرکز فیزیک نجوم موسسه «هاروارد اسمیت سونیان» در ماساچوست رفتار غیرمنتظره ای را از سیاهچاله مرکز کهکشان آندرومدا رصد کردند.برپایه تئوریهای کنونی، بیشتر کهکشانها در مرکز خود دارای سیاهچاله هایی با ابعاد میلیونها برابر بزرگتر از خورشید هستند. اکنون کهکشان آندرومدا یا M31 (میسه 31 )
که نزدیک ترین کهکشان به کهکشان راه شیری به شمار می رود، فرصتی را در اختیار دانشمندان قرار داده است تا به بررسی ویژگی های سیاهچاله مرکزی آن بپردازند.سیاهچاله مرکز آندرومدا به طور شگفت انگیزی آرام است و پرتوهای ایکس را 10 تا 100 برابر کمتر از آن چیزی که برپایه توده های
گازی که در اطراف آن می چرخند انتظار می رود
ساطع می کند. در این خصوص این محققان توضیح دادند: "سیاهچاله حاضر در مرکز کهکشان آندرومدا به طور شگفت انگیزی
ضعیف است."این بررسی ها که با مطالعه بر روی اطلاعاتی که تلسکوپ فضایی پرتوهای «ایکس چاندرا» در طول یک دهه جمع آوری کرده انجام شده اند، نشان می دهند که سیاهچاله مرکز کهکشان میسه 31 تا سال 2006 در یک حالت به طور استثنائی آرام قرار داشته است. سپس از 6 ژانویه 2006 به طور ناگهانی صدها برابر درخشان تر شده است.این اولین رصد پدیده ای
از این نوع در یک سیاهچاله فوق عظیم در جهان نزدیک است.این محققان دریافتند که این سیاهچاله پس از مدتی به حالت آرام خود باز گشت باوجود این، نور آن 10 برابر
بیشتر از متوسط درخشش قبل از 2006 شد.
این محققان افزودند: "ما درباره اینکه در نزدیکی سیاهچاله آندرومدا چه اتفاقی رخ داد، چند ایده داریم، اما حقیقت این است که از جزئیات این پدیده چیزی نمی دانیم."به اعتقاد این دانشمندان، علت نور زیاد این سیاهچاله پس از سال 2006، می تواند در اثر جذب بادهای ستاره ای یک ستاره نزدیک به آن و یا در اثر توده های گازی که شروع به حلقه زدن به دور آن کرده اند، باشد.
ریزش بهمن در سیاره سرخ
با فرا رسیدن فصل بهار و گرم شدن نیمکره شمالی سیاره مریخ، یخ خشک (دیاکسیدکربن یخزده) ذوب میشود و با تغییر در ویژگیهای خاک، موجب سرازیر شدن بهمن در مرز بین کلاهک قطبی و نواحی اطراف میشود.
بهتازگی مدارگر شناسایی مریخ، ام.آر.او تهیه کرده که نشان از طبیعت پویا در سطح سیاره سرخ دارد. پیش از این نیز نشانههایی از گردباد و سیلاب در زمان حال، علاوه بر نشانههایی از وجود دریاچههای آب مایع حداقل در 3 میلیارد سال پیش در سطح سیاره مریخ پیدا شده بود.
البته از دو سال پیش دانشمندان میدانستند که در مریخ، بهمن نیز روی میدهد.
منطقه البروج
حمل، ثور، جوزا، سرطان، اسد، سنبله، ميزان، عقرب، قوس، دلو، جدي و حوت دوازده صورت فلکي منطقه البروج هستند. زمين و همه سيارات منظومه شمسي به دور خورشيد در گردشند. درست است که ما به دور خورشيد مي گرديم اما از ديد ما به نظر مي رسد که خورشيد مکانش در آسمان جابه جا مي شود. با يک مثال موضوع را بهتر مي فهميم، از فردي بخواهيد در وسط اتاق بايستد و شما دور او گردش کنيد. ابتدا فرد را جلوي در مي بينيد
بعد جلوي پنجره و... با اين که دوست شما ثابت است و شما متحرکيد، در واقع از ديد شما منظره پشت سر دوستتان تغيير
مي کند. حال برگرديم سراغ زمين و خورشيد. اگر مي توانستيم هنگام روز در روشنايي زياد خورشيد، ستاره ها را ببينيم متوجه مي شديم که با گردش زمين دور خورشيد طي يک سال، خورشيد کنار
ستاره هاي متفاوتي ديده مي شود. مسير ظاهري خورشيد در آسمان طي يک سال «دايره البروج» يا دايره برج ها ناميده مي شود.
چند هزار سال پيش بابليان با ستاره هايي که دايره البروج از ميان آنها مي گذرد 12 شکل فرضي ساختند که هرکدام از اين صورت هاي فلکي را يک برج مي ناميم و منطقه اي
که ستاره هاي اين 12 صورت فلکي در آن قرار دارند منطقه البروج يا منطقه برجها نام مي نهيم. منطقه البروج، نواري به قطر حدود 16 درجه در کره آسمان است. در بسياري از کتاب هاي پيش گويي و فال گيري، مي بينيم که با توجه به اين که هنگام تولد هر شخصي، خورشيد در کدام صورت فلکي قرار داشته است، خصوصياتي را براي او بيان مي کنند. جالب است بدانيد اين موضوع اصلا درست نيست و علاوه بر اين که ستارگان آنقدر از ما دورند که نمي توانند تأثيري در زندگي ما داشته باشند، مکان خورشيد نسبت به اين صورت هاي فلکي ديگر مانند گذشته نيست. هزاران سال پيش هنگام آغاز بهار، خورشيد صورت فلکي حوت را ترک مي کرد و وارد حمل مي شد. يک ماه طول مي کشد
که خورشيد هر کدام از برجها را طي کند و وارد برج بعدي شود (براي همين است که گاهي مردم به ويژه افرادي که سن بيشتري دارند به جاي واژه ماه از کلمه برج استفاده مي کنند. مثلا مي گويند آخر برج حقوق مي گيريم).زمين به جز حرکت انتقالي به دور خورشيد و حرکت وضعي به دور خودش حرکت ديگري نيز دارد. تا به حال به حرکت فرفره توجه کرده ايد؟ فرفره علاوه بر دوران به دور خودش، راستاي محور دوراني اش نيز تغيير مي کند. به اين حرکت، حرکت تقديمي مي گويند. زمين حرکت تقديمي اي دارد که انسان ها در طول عمرشان آن را احساس نمي کنند. ستاره قطبي ما اکنون ستاره جدي در صورت فلکي دب اصغر است. اين ستاره تقريباً در امتداد راستاي محور دوران زمين به دورخودش قرار دارد به همين دليل است که اين ستاره با دوران زمين به دور خودش طي شبانه روز، جايش در آسمان ثابت مي ماند. چون مکان اين ستاره در آسمان ثابت است، از آن در جهت يابي و يافتن امتداد شمال استفاده مي کنند. به دليل حرکت تقديمي زمين، راستاي محور زمين تغيير مي کند.
يک دور حرکت تقديمي زمين 26000 سال طول مي کشد. حدود 13000 سال ديگر، ستاره شمالگان ما ستاره نسر واقع خواهد بود و حدود 26000 سال ديگر دوباره ستاره جدي، ستاره قطبي زمين مي شود. به دليل حرکت تقديمي زمين صورت هاي فلکي منطقه البروج تغيير کرده اند. هنگامي که توپ تحويل سال را مي زنند، خورشيد وارد صورت فلکي حمل نمي شود بلکه هنوز داخل صورت فلکي حوت است! اما فالگيرها از مطلب اطلاعي ندارند و از همان جداول هزاران سال پيش استفاده مي کنند. مثلاً اوايل ماه خرداد، خورشيد در صورت فلکي جوزا(دوپيکر) نيست و هنوز در صورت فلکي ثور قرار دارد. نکته جالب ديگر اين است که مدار گردش ماه به دور زمين و مدار گردش ديگر سيارات منظومه شمسي به دور خورشيد نيز تقريباً با مدار زمين در يک صفحه قرار دارند، به همين دليل ماه و سيارات را هم کنار صورت هاي
فلکي منطقه البروج مي بينيم. اين موضوع کار مبتديان را براي يافتن سيارات در آسمان آسان مي کند. اگر نقطهاي نوراني در صورت فلکي جبار يا دب اکبر ديديد که در نقشه آسمان جز ستاره هاي آن صورت فلکي نيست، حتماً آن جسم سياره نيست و احتمالاً دنباله دار يا ماهواره يا ... است. اما اگر صبح از خواب بيدار شديد يا شب اندکي پس از غروب خورشيد، نقطه نوراني اي در صورت فلکي اسد چشم شما را خيره کرد، به احتمال زياد سياره زهره است که به شما سلام مي کند.
سیاره ای که در آن زود
پیر می شوید
طول سال در یک سیاره تا چه اندازه می تواند کوتاه باشد. این سئوالی است که پس از رصد سیاره ای با سالی کوتاهتر از یک روز زمین به وجود آمده است. سیاره Cancri e 55 سال گذشته رصد شد. این سیاره "ابر زمینی" است با جرمی چند برابر سیاره سبز زمین و بر مدار ستاره ای مشابه خورشید در حرکت است."ربکا داوسن" و "دانیل فابریکی" در مرکز فیزیک اخترشناسی هاروارد - اسمیتسونیان اعلام کردند خلاءهای دیده شده در اطلاعات رصد شده درباره این سیاره به این معنی است که دوره مدارگردی سیاره که در ابتدا سه روز زمینی محاسبه می شد
به اشتباه برآورد شده است.بررسی های این دو دانشمند نشان می دهد
سال واقعی این سیاره 17 ساعت و 41 دقیقه است.
شاید سیاره دیگری نیز بر مدار ستاره SWEEPS-10 با سالی کوتاهتر از این وجود داشته باشد اما وجود آن تا کنون ناشناخته باقی مانده است.داوسن می گوید: "ما معتقدیم این سیاره برای طولانی مدت در چنین دوره مداری کوتاهی حرکت نخواهد کرد." در صورتی که سیاره ای می توانست بدون
ذوب شدن با فاصله ای برابر شعاع خورشید در مدار این ستاره حرکت کند سال این سیاره برابر سه ساعت بود.در صورتی که سیاره ها در مدار اجرام فشرده تری از قبیل کوتوله های سفید، تب اختران و یا سیاهچاله ها نیز حرکت کنند با هر چه نزدیکتر شدن به این اجرام طول سال در آنها کاسته می شد. با این همه تا کنون هیچ سیاره به تایید رسیده ای در مدار یک کوتوله سفید یا یک سیاهچاله رصد نشده است.
مدیر مسول و صاحب امتیاز : محمد عسلی