سالمندی، تمام شدن زندگی نیست
مامان بزرگ حالا دیگر مثل سال های پیش سر حال
 و قبراق نیست. او همیشه كنج خانه اش می نشیند و چشم به راه فرزندان می شود تا مگر كسی بیاید و او را از تنهایی در بیاورد. البته او تنهای تنها هم نیست چون بابابزرگ هنوز در گوشه ای از زندگی او حضور دارد هرچند كه او هم پیر و بی حوصله شده است ولی با این حال مامان بزرگ شكسته تر از آنی است كه بگو بخند كند و مثل سال های جوانی دل و دماغ داشته باشد. او مرتب می گوید دیگر از من گذشته است، اما نوه هایش می گویند كه اینطور نیست آخر او 65سالش بیشتر نیست ولی مامان بزرگ حرف كسی را قبول ندارد و می گوید دیگراز عمر او برای خیلی چیزها گذشته است.
آنانی كه آدم های سالمند را كنار خود دارند یا دست كم ماهی چند بار با آنان در تماس هستند خوب می دانند كه آدم هایی كه سنین میانسالی را پشت سر گذاشته اند چقدر در نشان دادن پیری خود عجله دارند. اما خیلی از آدم هایی كه پا به مرز
60 سالگی می گذارند آنها برای خود دنیایی پر از رنج و بیهودگی را تصور می كنند كه حالا به پایانش رسیده اند در حالی كه هیچ از زندگی نفهمیده اند. پس برای همین بیشتر خواهان گوشه نشینی و ترك دنیا می شوند و از رفت و آمد پرهیز می كنند. این افراد در این سن و سال قید زیبایی را هم می زنند به طوری كه شاید ماهی یكبار هم به چهره خود در آیینه نگاه نمی كنند. ولی آنان سخت در اشتباهند چون ما چه بخواهیم و چه نخواهیم زندگی ادامه دارد.
سالمندی ، دورانی متفاوت
سالمندی مصیبتی جانكاه نیست كه به آن با دیدی منفی نگاه كنیم و برایش متأسف باشیم. واقعیت این است كه سالمندی نیز مرحله ای از مراحل عمر است كه زیبایی های خاص خودش را دارد ولی به دلیل ناآگاهی یا نداشتن زمینه مناسب، افراد به آن به دیده تأسف نگاه می كنند و نسبت به آن حساسیت نشان می دهند. البته كمتر كسی را می توان سراغ گرفت كه از دیدن تارهای سپید مویش ناراحت نشود و با دیدن چروك های چهره اش آهی از ته دل نكشد ولی اگر برای این روز های زندگی هم تدبیر داشته باشیم می توانیم براحتی با آن كنار بیاییم.
پس كسی كه این گونه می اندیشد بی گمان
می داند كه از همان روزی كه متولد شده است شمارش معكوس زندگی او برای رسیدن به پیری آغاز شده است. پس با این تفكر، فرد می داند كه پیری و سالمندی نه ترسناك است و نه مبهم بلكه راهی است كه همه ما از ابتدای زندگی خود در آن گام نهاده و با طی كردن آن آزموده تر و باتجربه تر می شویم.
اما برای این كه از این دوران هم بخوبی استفاده كنیم باید دستورالعمل هایی
 را به كار ببندیم كه برخی از آنها به سلامت جسم و برخی دیگر به سلامت تصمیم های ما بازمی گردد.
   آنچه كه ما را در سالمندی با دیگران متفاوت می كند
 این است كه چگونه زندگی كنیم و تا چه حد به تندرستی خود اهمیت دهیم. در دوران سالمندی به دلایل گوناگون از جمله ضعف و تحلیل قوای جسمی، طبیعی است كه مصونیت در برابر تهاجم بیماری ها و عوارض آن كاهش یابد، اما آنچه مهم است رویارویی با این تهاجم است. برخی سالمندان تصور می كنند كه با هر ناخوشی، سلامت آنان در معرض خطر جدی قرار می گیرد و باید بی درنگ پزشك دستور بستری شدن آنان را در بیمارستان صادر كند. اما این طرز تفكر درست نیست و ما
می توانیم با رعایت دستورات ساده در محل زندگی خود بدون آن كه متحمل هزینه های زیاد شویم سلامت خود را حفظ كنیم. بیشتر پزشكان بر این باورند كه رمز سلامت افراد سالمند فعالیت های جسمانی و تمرین های ورزشی متناسب با سن و سال سالمندان است كه هم باعث سلامتی جسم و نیز موجب شادابی و احساس خوش بینی می شود.
به همین منظور از آنجایی كه سالمندان جسم ضعیفی دارند پزشكان به آنان توصیه می كنند كه بدن خود را همواره گرم نگه داشته و دستورات پزشك معالج خود را رعایت كنند. البته به یاد داشته باشید كه مراقبت های درمانی در محل سكونت به معنای مراجعه نكردن به پزشك نیست بلكه افراد سالمند بیش از دیگران نیاز به نظارت بر وضعیت سلامت خود دارند.
یكی از نكات مهم در مراقبت های درمانی در محل زندگی این است كه سالمند تا آنجا كه در توان دارد باید از چاق شدن و داشتن وزن اضافی دوری كنند. به گفته پزشكان افراد چاق بویژه در دوران پیری بیش از دیگران در معرض بیماری ها و آسیب های جدی قرار می گیرند، اما این نكته را نیز نباید فراموش كرد كه در پیش گرفتن رژیم های سخت غذایی در هر سن و سال و لاغر شدن بیش از حد به اندازه داشتن وزن زیاد برای افراد خطرناك است. بی اشتهایی و نداشتن میل به غذا از علائم بیماری به شمار می رود و ممكن است سلامت فرد را به خطر بیندازد به همین دلیل باید بلافاصله به پزشك مراجعه شود
سرگرمی هایی برای تندرستی
به گفته پزشكان یكی از علل عمده در بیمار شدن سالمندان احساس بی حوصلگی و نداشتن تحرك است. سرگرمی هایی مانند قدم زدن، فعالیت هایی مانند باغبانی و سرگرم شدن با كشت و كار گل و گیاه می تواند نقش زیادی در مصون نگاه داشتن جسم و روح سالمندان از بیماری داشته باشد. سالمندی با تغییراتی در توان فرد و حواس او همراه است. كاهش قدرت و توانایی، اختلال در ساختار ایمنی بدن و اختلال در عملكرد ارگان ها از تغییرات دوران سالمندی است. یكی از عوارض مهم این دوران كاهش حواس است مثل حس چشایی و بویایی.
    حتما شنیده اید كه افراد پیر می گویند غذاها دیگر مزه قدیم را نمی دهد این امر نشانگر این است كه فرد حدود نیمی از حس خود را از دست داده است. از این رو دقت در تغذیه سالمندان برای حفظ سلامت بدنی آنها و برای جلوگیری از بروز بیماری های مزمن و عوارض سوءتغذیه در آنها بسیار اهمیت دارد.
بسیاری از سالمندان دچار سوءتغذیه هستند بدین ترتیب كه یا مصرف بیش از حد مواد غذایی موجب بروز چاقی در آنها شده یا بیماری های مزمن ناشی از آن مثل دیابت، فشار خون یا عوارض قلبی-عروقی آنها را رنج می دهد كه این امر مراقبت های خاص تغذیه ای را می طلبد.
مراقب دارایی های خود باشید
اما یك سالمند تنها با رعایت این موارد می تواند جسم خود را از بروز خطرات احتمالی مصون نگه دارد ولی مهم تر از این مسئله حفظ سلامت روانی سالمندان است. فردی كه در دوران پیری ذهن آشفته ای داشته باشد بدون شك سلامت جسم او نیز به خطر می افتد پس رعایت برخی نكات مهم و كلیدی می تواند روح یك سالمند را نیز سالم نگه دارد. یكی از مسائل اساسی در دوران سالمندی پرهیز از گوشه نشینی است.
 در این دوران نقش دوستان برای سالمند بیش از هر موقع دیگر خود را نشان می دهد چرا كه گوشه گیری تنها تحمل زندگی را برای او دشوارتر می كند. پس قرار گرفتن در جمع دوستان بویژه گرم گرفتن با اعضای خانواده یكی از راه هایی است كه می تواند بسیاری از ناراحتی های این دوران را برطرف سازد. البته بعضی از سالمندان به خاطر برخی تفكرات اشتباه در دوران پیری از اموال خود دست می شویند و آن را میان اطرافیان خود تقسیم می كنند. بویژه این كار میان سالمندانی كه فرزند پسر دارند رایج است به طوری كه آنان اموال خود را در زمان حیات خود میان آنان تقسیم می كنند و از این طریق استقلال مادی خود را
 از بین می برند.  

قطع درختان...!
قطع درختان سبز، گویمت ای هوشیار
کار بدی ست جان من، سر به سر من نذار
از آدمی مثل مش غلام باید هم انتظار اشعار نصفه نیمه داشت. آورد این بیتش را و چه خرامان و شادان هم آورد. به ایشان فرمودیم: انسان به دو علت شاعر می شود یا از پول زیاد یا به علت بی پولی. حالا تو از کدام قبیله ای؟ گفت: آقای رییس! به نظر جنابعالی با این حقوق و این همه...! دیگر نگذاشتیم ادامه دهد. صاف زدیم توی ریپش! فرمودیم: غلومی به تریپت نمی آید این حرفها. کارت را بکن. شعرت را بخوان و خدا را شاکر باش که همین نان نازک دور خمیر هم گیرت می آید. حالا از فاز معقولات بیا بیرون و بگو موضوع چیست؟ گفت: آقای رییس دیروز عصر که از اداره به خانه می رفتم با صحنه هولناکی روبرو شدم. فرمودیم: شاهد جنایت هولناکی بودی؟ گفت: دقیقاً جناب رییس. فرموردیم: به جایی هم زنگ زدی؟ گفت: خیر قربان. فرمودیم: مرد بی حساب!
تو شاهد یک جنایت بودی. آن هم از نوع هولناکش، با جایی تماس نگرفتی؟! گفت: قربانتان برود کَل صفر. خودم جلوی جنایت را گرفتم. فرمودیم: باریکلا! از کی تا حالا پسر شجاع شده ای؟! گفت: جنایت از این قرار بود که همسایه محترم ما در حال قطع یک درخت بود. خوب شد ما رسیدیم و مانع کارش شدیم. و الا جنایت هولناکی اتفاق می افتاد. ایشان در حال قطع یک درخت توت بود. تازه ارّه را بیخ درخت بی زبان گذاشته بود که ما مثل فرشته نجات رسیدیم. گفتیم: تو همیشه حکم مزاحم معلق را داری. این بار استثنائاً نقشت عوض شده بود! گفت: به هر حال من دست این جانی سبزینگی را گرفتم و گفتم: این چه کاری است می کنی همشهری؟! چرا درخت را قطع می کنی؟ و او گفت که این درخت توت جلوی خانه ما را کثیف می کند و ما هر روز باید اینجا را تمیز کنیم. به ایشان گفتم به نظر شما این دلیل کافی است که درخت سرسبز و پرثمری را از بیخ قطع کنید؟ و گفت که این درخت برای ما مزاحمت ایجاد کرده و هیچ راهی جز قطع کردن آن نیست. موقع ثمر دادن توت زیادی روی زمین میریزد. از طرفی رهگذران می ایستند وتوت می چینند و می خورند. مصیبت بدتر این است که این توتها به کف کفشهای ما می چسبد. به این همسایه عزیز و تا حدودی البته بی اطلاع و کمی خودخواه عرض کردم: اگر جنابعالی فقط به یکی از خواص متعدد درخت توجه
می کردی، هرگز حاضر نمی شدی مرتکب چنین جنایتی بشوی! همسایه گفت اگر شما هم جای ما بودید و این درخت این همه مزاحمت برای شما بوجود می آورد، جنایتی بدتر از این را مرتکب می شدید! در این موقع حرفهای جنایی مش غلام را قطع کردیم و فرمودیم: اینجور که تو داری تعریف میکنی انگار در حال مطالعه یکی از کتابهای آگاتا کریستی
 هستیم! این قدر در مورد جنایت حرف نزن! بگو آخرش چی شد. حوصله خوانندگان ما را خط خطی کردی گفت: به این همسایه عزیز عرض کردم قربانتان برود عبدولی! شما در نظر نمی گیری که یک درخت در جلوگیری ازآلودگی محیط زیست چقدر تأثیر دارد. در ایجاد فضای سبز و زیبایی این کوچه و محیط زندگی من و شما چه نقشی دارد. درخت به علت جذب گاز کربنیک و پس دادن اکسیژن، باعث می شود مقدار اکسیژن محیط بیشتر شود و بدین وسیله باعث کاهش آلودگی
می شود. اگر می گویند شیراز از گل بهترو، شیراز شهر گل و بلبل به خاطر فضای سبز این شهر است. اگر درخت نباشد، نه بلبلی خواهد بود و نه گلی خواهد رویید. به مش غلام
 فرمودیم: غلومی، این حرفها را خودت به تنهایی گفتی یا کسی کمکت می کرد؟
گفت: به جان رییس قسم همه اش از خودمان بود البته جایی که کم می آوردم
 از کلمات طویل و قصار جنابعالی استفاده بهینه می کردم! به همسایه گفتم: شما باید خوشحال باشی که مردم برای شیرین کردن دهانشان به سراغ این درخت پربرکت می آیند و این درخت درست روبروی خانه شما قرار گرفته است.
سازمان فرهنگی و اجتماعی شهرداری شیراز
از مطالب مربوط به آموزش شهروندی ازتاریخ 15/12/88 لغایت 30/2/89 سؤالاتی طرح  و در همین روزنامه درج می گردد. ضمناً به سه نفر از نفرات برتر شرکت کننده در مسابقه جوایزی اهدا خواهد شد.

سفارشات غمین
آنکه عاشق گشته، دلدارش دهید
کم عذاب و کمتر آزارش دهید
آنکه زوارش حسابی رفته در
گر که ممکن هست زوارش دهید
آنکه باشد فکر خوردن روز و شب
خوردنی مخصوص نشخوارش دهید
آنکه از بی خانه ای آواره است
یا که کارتن یا که یک غارش دهید
آنکه می باشد فقیر و بی نوا
گنجه ای از پول سرشارش دهید
آنکه می باشد ز بیکاری پکر
لطف فرمایید یک کارش دهید
آنکه دائم از نداری روزه است
مرحمت فرموده افطارش دهید
آنکه لخت و عور از سرما بمرد
چند گز ناشور و چلوارش دهید
آنکه دلخوش نیست، تا دلخوش شود
وعده بسیار هر بارش دهید
آنکه می خواهی شود خوار و ذلیل
با تعارف بنگ و سیگارش دهید
آنکه می باید شود چون ما اسیر
زن به او با زور و اصرارش دهید
آنکه دارد بس بدهکاری، فرار
زود از دست طلبکارش دهید
آنکه را خواهی بخندد ای «غمین»
قلقلک تا حد بسیارش دهید