صفحه 6--15تیر 89
مدیریت فراطلایی
مدیریت موفقیت آمیز زمان به معنی انجام چیزی است كه برای شما بسیار اهمیت دارد وقتی آنچه را در واقع می خواهید انجام نمی دهید،
چه بسا احساس سردرگمی، عدول و ناكامی كنید. افراد بسیاری می كوشند از فنون مدیریت زمان، كه برای دیگران مفید و مؤثر است، بهره گیرند، ولی به سبب عدم توفیق در اجرای آن مأیوس می شوند.
غالباً این یأس به این دلیل رخ می دهد كه آن ها مهم ترین اهداف و فنونی را كه برای دستیابی به آن هدف وجود دارد، نمی شناسند. مدیریت مؤثر زمان بر مبنای اولویت بخشی مناسب، باید فنونی را شامل شود.
خطاهای شناختی درباره مدیریت زمان
پیش از آن كه به فنون خاص مدیریت زمان بپردازیم اجازه دهید، برخی خطاهای شناختی شایع را كه به مدیریت زمان ناكارآمد می انجامد و به ویژه تلاش های شما را در تعیین و تبعیت از اولویت ها ناكام می گذراند، بشناسیم:
خطای شناختی: زندگی من كاملاً به وسیله رویدادهای خارجی مهار می شود.
واقعیت: شما بر خیلی از وجوه زندگی خود نظارت دارید ولی این شما و تنها شما هستید كه مسئول اعمال نظارت می باشید. پیش از آن كه دست به انتخابی بزنید ببینید برچه چیزی نظارت دارید و بر چه چیز نظارت ندارید. آینده را
پیش بینی كنید و درخواست های بیرونی را كه باید با آن ها رو به رو شوید، وضوح بخشید. با این كارها، تعیین آن چه باید انجام گیرد و این كه چه وقت انجام شود صرف نظر از نوع درخواست، آسان تر است.
خطای شناختی: من باید انتظارات همه را برآورده سازم.
واقعیت: نیاز و درخواست های دیگران ممكن است برای شما و شیوه زندگی شما نامناسب باشند و چه بسا وقت زیادی از شما را تلف كنند، بسیار سئوال برانگیز باشند یا اساساً دست نیافتنی باشند. چنین خواسته هایی ممكن است با اولویت هایی كه شما برای خود قائلید، هماهنگ و هم جهت نباشند. اگر سعی كنید انتظارات دیگران را برآورده سازید، آن گاه ممكن است از نیازهای خودتان باز بمانید. ابتدا نیازهای خود را روشن سازید، آن گاه ببینید دیگران از شما چه انتظاری دارند.
راهبردهای مؤثر در مدیریت زمان
گر چه مهم است که شما با سبك خودتان به مدیریت زمان و كار دست یابید، فنون زیر می تواند در این زمینه به شما كمك كند.
نخست به اموری كه باعث افزایش توفیق شما می شود، توجه كنید.
مفیدترین آهنگ زیست شناختی خود را انتخاب كنید. منظور این است که اوقاتی از روز را كه سطح انرژی شما در بالاترین حد است شناسایی كنید و مهم ترین كارهای خود را در آن اوقات انجام دهید. برای مثال، اگر شما صبح ها بهتر كار می كنید برنامه مطالعه خود را فقط به بعد از ظهر موكول نكنید.
دوم، چیزهایی كه مایلید انجام دهید اولویت بندی كنید.
گام اول: نظری كلی به هر چیزی كه می خواهید انجام دهید، بیاندازید
با تعیین چارچوب زمانی كه دوست دارید كار در آن صورت گیرد، شروع كنید (یك نیمسال تحصیلی، یك ماه، یك هفته، یك روز)، برای مثال برای هفته ای كه در پیش دارید پنج هدف در نظر بگیرید: مطالعه برای امتحان روز شنبه، وقت بیشتری را به دوستی دادن كه مورد
بی توجهی شما قرار گرفته، سه بار ورزش كردن
هر بار به مدت نیم یا یك ساعت، خریدن لباس در روز چهارشنبه و تماشای یك مجموعه تلویزیونی. توجه كنید كه اهداف فقط تكالیف درسی وتحصیلی را شامل نمی شوند؛ بلكه فعالیت های شخصی و اجتماعی را هم در بر
می گیرند.
گام دوم: اهداف را بر حسب اولویت ها سازماندهی كنید
روان شناسان استفاده از اندیشیدن در باب اولویت ها را بر حسب دو بعد اضطرار و اهمیت پیشنهاد می كنند. ابتدا مشخص كنید اهداف چقدر اضطراری هستند و آن ها را بر پایه دو قطب اضطراری و غیراضطراری تقسیم كنید. با توجه به مثال فوق می توان گفت كه مطالعه برای امتحان در قیاس تخصیص وقت به دوست یا ورزش كردن، اضطراری تر می باشند، چون آن ها موعد مقرری دارند كه ممكن است سر برسد.
سپس موضوعات اضطراری را بر حسب قطب بندی
مهم و غیر مهم تقسیم بندی كنید. همچنین موضوعات غیر اضطراری را بر حسب مهم و
غیر مهم تقسیم كنید.
یك توصیه اضافی مربوط به گام دوم: ممكن است این احساس را داشته باشید كه تمایز بین اهداف اضطراری از غیر اضطراری دشوار تر از تمایز مهم از غیر مهم است. اگر چنین احساسی داشتید می توانید ”یك گام میانی“ بردارید. بدین منظور می توانید اهداف را در سه طبقه ”الف“، ”ب“، ”ج“ جای دهید.
طبقه ”الف” را برای مواردی در نظر بگیرید كه برای شما از اهمیت زیادی برخوردارند. طبقه ”ب“ را به اهدافی با درجه متوسط اهمیت اختصاص دهید و طبقه ”ج“ را برای اهدافی در نظر بگیرید كه اهمیت كمتری دارند.
گام سوم: برنامه ای برای انجام اهداف اولویت بندی شده خود بریزید
یك جدول زمانی بلند مدت تدوین كنید:
اهداف و موعدهای مقرر تحصیلی و غیر تحصیلی را شناسایی كنید. برای مثال: تاریخ امتحانات، تاریخ ارائه مقالات و غیره و زمانی مشخص برای اهداف تعیین كنید. سپس گام هایی را كه برای رسیدن به این اهداف لازم است، مشخص كنید. اهداف بزرگتر را به یك سری واحدهای كوچكتر تقسیم كنید. آن گاه یك جدول زمانی منطقی برای انجام هدف های خود تنظیم كنید.
هر روز وظایف شخصی را یادآوری كنید: فعالیت های معینی هستند كه اگر از آن ها غفلت شود تعادل زندگی را بر هم می زنند و به انجام وظایف دارای اولویت بالا لطمه وارد می كنند از جمله این فعالیت ها عبارتند از خوابیدن، خوردن، رابطه برقرار كردن، ورزش كردن، شست و شو و غیره(بنابراین حتماً آن ها را در برنامه ریزی خود بگنجانید).
هر روز هفته را به گونه ای برنامه ریزی كنید كه جدول زمانی پایان یابد: هر هفته و همچنین هر روز هفته را یك زیر مقوله قابل
برنامه ریزی در نظر بگیرید. هر روز و هرهفته، جدول زمانی خود را مرور كنید. موارد غیر منتظره جدید را در آن وارد كنید و برنامه های خود را بر طبق آن سازمان دهید. برای مثال، رفع اشكال رایانه را در زمان اضافی برنامه در نظر بگیرید و یا برنامه پیشین را اصلاح كنید. همواره در برنامه ریزی،
اهداف دارای اولویت بالا را مد نظر داشته باشید.
گام چهارم: از برنامه ریزی پرو پیمان پرهیز كنید
به نظر می رسد، این توصیه با دستورالعملهای قبلی ناسازگار است، ولی مقصود این است كه از سازماندهی سنگین و بیش از حد پرهیز كنید. از یك نقطه خاص فراتر رفتن و انباشتن فنون ممكن است به جای حل مسایل قبلی، مشكلات زمانی اضافی ایجاد كند.
روی چمن راه نروید، دراز بکشید!
ببین آقاجان! قرار نشد در این برنامه بدآموزی داشته باشیم. درست است که از لقمان حکیم پرسیدند ادب از که آموختی گفت از بی ادبان. اما آن دوره با این دوره کلی فرق دارد. آن موقع ارتباطات به این گستردگی نبود. حالا کوچکترین حرفی در عرض چند ثانیه به تمام نقاط جهان فرستاده
می شود. این را گفتی. عده ای فکر می کنند جدی گفته ای. امروزه اینجوری است. اگر حرف جدی بزنی، فکر می کنند داری شوخی می کنی. اگر شوخی بکنی، آن را جدی می گیرند و ...! اما خودمانیم. دراز کشیدن روی چمن سبز هم عجب کیفی دارد ها...! اما نه! چمن رختخواب که نیست جانم! یک عده آدم می نشینند و طرح می ریزند، برنامه ریزی می کنند و بودجه تعیین می کنند. یک عده هم زحمت کاشتن و کود دادن و آبیاری را می کشند، از آن نگهداری می کنند و مرتبش می کنند. آن وقت شما می خواهی به راحتی بیایی روی آن
راه بروی یا دراز بکشی یا بازی کنی؟ این یعنی به هدر دادن تمام هزینه ها و زحمات شبانه روزی آنها. اگر بدانیم برای اینکه یک قطعه زمین از وضعیت خاکی بودن و بدون مصرف بودن، به یک فضای سبز و چمن کاری زیبا در بیاید، چه مراحلی باید طی شود. چند نفر و به چه مدت وقت گذاشته اند. چقدر هزینه صرف شده، هرگز راضی نمی شویم این فضای سبز را از بین ببریم. مگر اینکه به قول مش غلام، آبدارچی اداره، یکی از تخته هایمان کم باشد! به نظر می رسد کسانی بیرحمانه با فضاهای چمن کاری شده رفتار می کنند که از رنجی که برای ایجاد این فضاها برده شده، اطلاع ندارند و از طرفی از نقش فضای سبز در زندگی انسان هم بی خبر
هستند. درست است که در مورد اطلاع رسانی برای این قبیل مسایل، نارسایی هایی هست. در این موارد به اندازه کافی مردم درباره ضرورت فضای سبز اطلاعات ندارند. اما خودمان بهتر می دانیم که اصولاً چرا ناخودآگاه به سمت محیط های سر سبز کشیده می شویم. خسته شدن از محیط های پر خودرو و فضای های پر سر و صدا و مکان های آلوده و پر دود، ناخودآگاه ما را به محلی می کشاند که خالی از این چیزها باشد. تعطیلات آخر هفته را دوست داریم به خارج از شهر برویم و خودمان را با طبیعت یکی کنیم و هیچ صدایی غیر از صدای طبیعت در اطرافمان نباشد.
آنهایی که امکان رفتن به خارج از شهر برایشان مقدور نیست با پناه بردن به نمایی از طبیعت که در بوستانها جلوه گر شده است، سعی می کنند از هیاهوی شهر دمی بیاسایند. پس بیاییم این امکان را از این عده نگیریم و کاری نکنیم که با راه رفتن روی چمن ها و یا آشغال ریختن در این محیط ها فضا را برای دیگران غیر قابل تحمل کنیم. خوشبختانه طی سال های اخیر بوستان های شهر شیراز حال و هوای تازه ای پیدا کرده اند و با برداشتن حصار فلزی یا آجری دور این بوستانها، رنگ و بوی جالبی به خود گرفته اند و مردم با این طرح جدید از هر فرصتی برای رفتن به بوستانهای سطح شهر استفاده می کنند. بیاییم در زنده نگاه داشتن این فضاهای سرسبز با زحمتکشان شهرداری و سازمان فضای سبز همکاری کنیم.کافی است هنگام رفتن به بوستانها نظافت و بهداشت را رعایت کنیم و از ریختن آشغال در محیط آنجا خودداری کنیم. روی چمن ها راه نرویم، ندویم و دراز نکشیم تا این چمنها همیشه مثل خودمان سبز و خرم باشند.
سازمان فرهنگی و اجتماعی شهرداری شیراز
از مطالب مربوط به آموزش شهروندی ازتاریخ 1/3/89 لغایت 1/5/89 سؤالاتی طرح و در همین روزنامه درج می گردد. ضمناً به سه نفر از نفرات برتر شرکت کننده در مسابقه جوایزی اهدا خواهد شد.
کتیبه و خمیر
دوستم گفت: راستی کتیبه مسجد وکیل که سرقت رفت چی شد؟ پیدا نشد، نه؟! گفتم: البته که پیدا نشد. گفت: حالا سازمان گردشگری و میراث فرهنگی مقصر بود یا اداره اوقاف؟ گفتم: تو تا حالا خمیر کرده ای؟ او که به کل انتظار شنیدن چنین سؤالی که در نهایت بی ربطی از جانب بنده پیش کشیده شده بود را نداشت، با شگفت زدگی تمام گفت: چی؟! خمیر کرده ام؟! نه، من نه تو نونوایی کار می کنم نه تو شیرینی پزی! در ضمن خانم خانه دار هم نیستم که یه وقت برای درست کردن
نوعی غذا، خمیر کرده باشم، این هم شد سؤال؟ اصلاً مگه تو خودت گاهی خمیر کردی؟ گفتم: راستش چی بگم؟
امروز رفتم مغازه ای که ادویه، فلفل، زنجبیل و... می فروخت تعداد زیادی اسکن پشت سبز نازنین دادم و ربع کیلو زنجبیل خریدم وقتی اومدم خونه یه قاشق از اون زنجبیلها را توی لیوان آب جوش ریختم و با قاشق به همش زدم، دیدم ای داد، کاسب نازنین که سابق بر این حبیب خدا بود، عوض زنجبیل لطف کرده آرد گندم به بنده قالب کرده. آرد توی آب لیوان خمیر و ته نشین شد. قاشق که توش می زدم چنون کش می آورد که بیا و ببین. این اولین بار بود که من خمیر کردن را تجربه می کردم خیر ندیده اون فروشنده، یه کم زنجبیل قاطی یه عالمه آرد کرده به هم زده بود و عوض زنجبیل خالص به قیمت گرون به خلق الله می انداخت. دوستم گفت: که اینطور! خب با اون زنجبیل کذایی چه کار کردی؟ گفتم: هیچی دو بیت شعر نوشتم و با اون آرد و زنجبیل بردم و به جناب کاسب متقلب تقدیم کردم. شعرم را خوند و بدون اینکه بامبول در بیاره پولم را داد و قال قضیه را کند. حقه باز فکر کرده بود می تونه سر غمین کلاه بذاره، ولی زهی تصورات باطل و خیال نپخته! دوستم گفت چه قشنگ! خب اون شعر چی بود؟ هیچی گفته بودم
به قربون قَدِت ای کاسب ناز
اگر کردی درِ دکانِ خود باز
قسم میدم تو را جان عزیزت
به مردم جنس ناخالص نینداز
راستی یادم رفت بگم. اون کتیبه نه تنها هنوز پیدا نشده، این که چه سازمانی مسئول مراقبت از آن است هم هنوز پیدا نشده! شاید اوقاف باشه، شاید میراث فرهنگی یا شاید هم یه سازمان چینی برای مراقبت از این جور چیزها از چین بیاد!
مدیر مسول و صاحب امتیاز : محمد عسلی