وقتي عشق، تفاوت ها را نمي بيند
هيچ كس ازدواج نمي كند كه بدبخت شود. هيچ كس
ازدواج نمي كند كه محيطي پر از تشنج و درگيري براي خود به وجود آورد. اصلا ازدواج براي خوشبخت شدن است و آرامش يافتن. اما همين اكسير خوشبختي و آرامش، اگر در چارچوب درست و با معيارهاي صحيح صورت نگيرد، به جاي اين كه آرامش دهنده باشد مخل آرامش خواهد بود. زندگي در اين صورت به يك ميدان مبارزه تبديل می شود و به يك جهنم دائمي.
تفاوت های فرهنگي را جدي بگيريد
اگرچه فرهنگ به تنهايي نمي تواند در اختلاف سطح طبقات تاثيرگذار باشد و نمي توان با قاطعيت گفت كه افراد از فرهنگ های مختلف نمي توانند با هم ازدواج كنند، اما بي ترديد تشابه فرهنگي می تواند نقش مهمي در موفقيت يك ازدواج داشته باشد. فراموش نكنيم شخصيت فرد در محيط خانواده شكل می گيرد، بنابراين هر خانواده با توجه به زمينه های فرهنگي و تربيتي خود تأثير متفاوتي روي فرزندان و در نتيجه چهارچوب شخصيتي آنها می گذارد.
بنابراين يكي از موضوعاتي كه در انتخاب همسر بايد به آن توجه كرد، هم سطح بودن فرهنگ است. ويژگي های فرهنگي در تمام مراحل اجرا و برگزاري مراسم ازدواج و آداب و رسوم مربوط به آن تأثيرگذار است؛ اما نقش آن در طول زندگي بيشتر نمايان می شود و اختلافات موجود هر روز بيش از پيش باعث درگيري و بحث در مورد مسائل مختلف زندگي می شود.
دكتر شهربانو قهاري، روانشناس باليني، قبل از
هر چيز اولويت را به جهان بيني و ساختار ارزشي افراد می دهد. به اين دليل كه جهان بيني سبك و شيوه زندگي و راهكارها و راهبردهايي را كه افراد در زندگي به كار می برند، تعيين می كند. به اين ترتيب كه اگر براي مثال جهان بيني فردي صرفاً مادي باشد، يا زندگي را صرفاً در اين دنيا خلاصه كند، طبيعي است كه به مسائل دنيوي بيشتر اهميت می دهد. جدي گرفتن
خيلي چيزها و چسبيدن به ظواهر زندگي و ماديات براي او تعيين كننده است و در مقابل، اگر جهان بيني كسي مذهبي و الهي باشد و اعتقاد داشته باشد در دنيا همه چيز حساب و كتاب دارد و نظمي حاكم است، هيچ چيز پيش خدا گم نمي شود و هر عملي بازتابي دارد، سبك زندگي او متفاوت خواهد بود.
او با اشاره به اين كه در زندگي امروز ظواهر اهميت بيشتري پيدا كرده اند،
می گويد: «فرد افتخار
 می كند كه براي عروسي اش 20 تا 30 ميليون خرج شده است، اما اين كه فردي كه می خواهد عمري را با او زير يك سقف زندگي كند و همسر آينده اش خواهد بود چه جهان بيني و نگرشي به افراد و دنيا دارد، خيلي برايش مهم نيست.بنابراين بايد در آموزش ها اين را جا بيندازيم ضمن اينكه منظور از جهان بيني و ساختار ارزشي فقط مذهبي بودن نيست، بلكه منظور اين است كه شما ديد خود را فراتر از مسائل ظاهري و مادي ببريد و مسائل را عمقي تر ببينيد؛ چنين ديدي می تواند براي قبل و بعد از ازدواج مفيد و تعيين كننده باشد.» براي مثال، عدم هماهنگي در انجام فرايض و مراسم ديني می تواند
زمينه اي براي ناسازگاري باشد. نوع تفريحات و سرگرمي ها، نحوه حضور در ميهماني ها، مسائل مربوط به طهارت و ساير احكام از مسائلي است كه زندگي زوج جوان ما را دچار چالش می كند. تصور كنيد در چنين خانواده اي، پاي يك كودك نيز به ميان آيد. تربيت و پرورش كودك يكي از زمينه های مهم براي ناسازگاري های دايمي زن و شوهر خواهد بود. چنين مشكلاتي براي دختر و پسري با ايمان مذهبي مشابه ولي با درجات اعتقادي متفاوت نيز بروز خواهد كرد. براي مثال، دختر و پسر مسلماني را در نظر بگيريد كه يكي خود را ملزم به رعايت اصول عملي دين می داند و ديگري چندان در قيد و بند انجام فرايض ديني نيست. در اين شرايط هر يك از عروس و داماد از رفتار همسر خود رنج می برد. آنها در نوع پوشش، نوع برخورد با افراد نامحرم، انجام سفرهاي تفريحي و زيارتي و همه آنچه كه فكرش را بكنيد، اختلاف نظر و سليقه خواهند داشت. به نظر شما آيا چنين زوجي می توانند از ازدواج خود انتظار آرامش داشته باشند؟ و آيا اين زندگي مشترك در زير يك سقف به سرانجام خواهد رسيد؟
دكتر قهاري معتقد است چهارچوب اعتقادات
 تا 20 سالگي و تا پايان دوره نوجواني در فرد شكل می گيرد و در سنين 30 تا 40 سالگي به اوج می رسد. بنابراين حتي اگر دختر و پسري در حال حاضر از نظر ظاهري تشابهاتي با هم دارند، نمي توان مطمئن بود كه تفاوت های اعتقادي آنها در آينده بروز نكند و موجبات ناسازگاري و اختلاف را فراهم نكند. بنابراين در انتخاب همسر بايد به خانواده و محيطي كه فرد در آن پرورش يافته است توجه كرد.
آواز دهل شنيدن از دور خوش است
بسيار ديده و شنيده ايم
كه افراد با مليت های مختلف ازدواج كرده اند. شايد در ميان اين زوج ها استثنائاتي باشد كه به خوبي و خوشي زندگي را ادامه داده و از انتخاب خود راضي اند؛ اما زندگي 2 فرد با 2 مليت متفاوت و حتي زوج هايي با مليت مشترك ولي از شهرهاي متفاوت نيز به دليل اختلافاتي كه در آداب و سنن وجود دارد، با مشكلاتي همراه است. دكتر قهاري در اين زمينه حتي خرده فرهنگ هايي را كه در نقاط مختلف يك شهر، براي مثال در بخش های شمالي و جنوبي آن وجود دارد، نيز مؤثر می داند. اينكه يك خانواده چقدر سنتي يا نوین باشد، از موارد ديگري است كه می تواند زندگي يك زوج جوان را تحت تأثير قرار دهد. بسياري از خانواده های سنتي اجازه نمي دهند كه فرزند در حضور آنها آزادانه عمل كند. داماد يا عروس خانواده، چنانچه در حضور مادر شوهر يا پدرشوهر يا پدر زن و مادر زن نسنجيده سخن گويد، يا حتي كودك خود را بغل كند و ببوسد، ناراحت می شوند و گاه اين گونه رفتار به اختلاف و گله گذاري منجر می شود. بسياري از خانواده های نوین نمي توانند خود را با خانواده های سنتي وفق دهند. همچنين افراد از طبقات اجتماعي متفاوت در روابط خود دچار مشكل خواهند شد. براي بسياري از خانواده ها چهار زانو نشستن، استفاده از كلمات خاص، لم دادن در مجالس و مانند آن از آداب رايج است، براي اين گروه چندان مهم نيست كه با صدا غذا بخورند، يكديگر را با لقب های غير متعارف صدا بزنند و مانند آن. حال آن كه گروهي ديگر اين رفتار را نمي پذيرند، در نتيجه ازدواج هايي كه در چنين خانواده هايي با آداب و رسوم معاشرتي متفاوت صورت می گيرد، براي زوجين و خانواده های آنها خوشايند نيست و گاه به صورت مشكل حادي خودنمايي می كند كه حلاوت زندگي را از زن و شوهر می گيرد و خانواده های وابسته را نيز ناراحت می كند و به عكس العمل های ناخوشايند وا می دارد. به همين ترتيب در نظر بگيريد زوجي را كه يكي از آنها اهل مطالعه و تحقيق است، و ديگري گردش و تفريح و تماشاي فيلم و سينما را ترجيح می دهد، يا فردي كه بسيار برون گرا و اجتماعي است و همسري كه علاقه چنداني به معاشرت های دوستانه و خانوادگي ندارد و ترجيح می دهد تنها باشد؛ فردي كه به تيپ و ظاهر خود اهميت می دهد و همسري كه در زمينه وضعيت ظاهري چندان به خود زحمت نمي دهد؛ همه اين ها از مواردي است كه می تواند زندگي را كه با هزاران اميد و آرزو آغاز شده با ناكامي و تلخي مواجه كند.
در مجموع، در زندگي هر فرد ارزش ها و ضد ارزش های
فرهنگي نقش مهمي دارد. در اينجا آنچه مطرح است، اختلاف اعتقادات و باورها و آداب و رسوم و نقش آنها در زندگي خانوادگي است. اين موضوع بايد قبل از ازدواج مورد توجه قرار گيرد و فرد همسري انتخاب كند كه اعتقادات و باورها و سبك زندگي او به اعتقادات و باورهاي او نزديك باشد. در اين صورت آنها خواهند توانست با روش های منطقي بر اعتقادات و باورهاي يكديگر تأثير بگذارند و اختلاف های جزيي را حل كنند.

نریز آشغال خود را توی کوچه!

 نریز آشغال خود را توی کوچه
که این کارا عزیزم هیچ و پوچه
بریز آشغال خود را توی کیسه
که این یک کار زیبا و نفیسه
درِ کیسه ببندش سفت و محکم  
شود عادت برایت کار کم کم
بده آن را به دست پیک بهداشت  
همان مردی که آشغالِ تو برداشت
همان خدمتگذار با شرافت 
همان که هست کار او نظافت
اگر دیدی که یک جایی تمیز است 
که بی شک هم برای تو عزیز است
نریز آنجا زباله مرد خوش خلق
نگو کاری درسته مرد خوش خلق!
بله! هستند مردانی که اشتباهات خودشان را به گردن عیالشان می اندازند. مانند ریختن آشغال توی کوچه. این قبیل مردان کم حوصله هستند و حوصله شان نمی شود دو قدم بروند جلوتر و کیسه آشغال را در محل خودش بگذارند. هر جا
شد کیسه را قرار می دهندو زنشان هم از دستشان عصبانی می شود. احتمالاً که نه، حتماً غُر و لند هم می کند. اما کو گوش شنوا؟ فقط خداوند این گروه را سر عقل بیاورد. من کجا و مرحومه پروین اعتصامی کجا! همسرم می گوید اگر شعر گفتن را ادامه بدهی، می توانی شاعر بزرگی شوی. به ایشان می گویم به شرط آنکه شما هم در کارهای منزل به بنده کمک کنی.
 می گوید: مگر حالا کمک نمی کنم؟!
چند وقت پیش مهری خانم، همسایه اینوری ما آمده بود و از کسانی که کیسه آشغالشان را شب یواشکی جلوی خانه آنها می گذارند، گلگی می کرد. مهری خانم می گفت نمی دونم کدام یک از همسایه ها هر شب می آید کیسه زباله خودشان را جلوی منزل ما می گذارد. نمی داند
این کار درست نیست؟ ساکنین محل همه
می دانند که پیک بهداشت روزهای فرد هفته به کوچه ما می آید. کیسه آشغال را باید همان موقع یا نیم ساعت قبل از آمدنشان در کوچه گذاشت. این همسایه ها باید بدانند که برای این کار از کیسه های مشکی محکم استفاده کنند.
همسرم می گوید حالا که طبع شعرت گل کرده و حتی توی خواب هم مثل بعضی شاعران، شعر می گویی شعری بگو برای این قبیل شهروندانی که این مسایل را رعایت نمی کنند. بعضی از مردم شاید از طریق شعر متوجه شوند که رعایت نکات بهداشتی بسیار اهمیت دارد. کافی است با صرف هزینه های بسیار اندک مانند خریدن کیسه زباله از آلودگی محیط زندگی خود جلوگیری کنند. باید بدانند که هر آشغالی را در یک کیسه نریزند. ضمناً به باقی مانده مواد غذایی و آشغال میوه و سبزی و هر چیزی که مربوط به مواد خوراکی باشد، پسماند تر می گویند و به زباله هایی مانند کاغذ باطله و مقوا و خرده شیشه و پلاستیک و چوب را پسماند خشک می گویند. پسماند خشک قابل بازیافت می باشد و از آنها مواد دیگری که قابل استفاده در زندگی است، ساخته می شود.
سازمان فرهنگی و اجتماعی شهرداری
شیراز
از مطالب مربوط به آموزش شهروندی ازتاریخ 1/3/89 لغایت 1/5/89 سؤالاتی
 طرح  و در همین روزنامه درج می گردد. ضمناً به سه نفر از نفرات برتر شرکت کننده در مسابقه جوایزی اهدا خواهد شد.

بابا در رفته و مفقود شده
یک  دانه از آن پدرهای نازنین که در ستیز با مشکلات زندگی اراده اش حرف نداشت، قبل از آنکه از فشار زندگی اقدام به زائیدن بکند، ترجیحاً عطای ماندن در زادگاه را به لقایش بخشید، قید خانواده را زد فلنگ را بست و با زرنگی زد به چاک و دِ در رو! زن و بچه را ول کرد و راهی دیار غربت شد. رفت دنبال سرنوشت خودش.
   اهل بیت او در فراق آن فراری مفقود شده، ناآرامی می کردند. نه شبها خواب داشتند و نه روزها تاب! و از قضا برای راحت
زندگی کردن به این دو قلم جنس هم نیاز مبرم داشتند! یعنی شبها خواب لازم داشتند و روزها تاب که در رفتگیِ آقا آنها را از این هر دو تا موهبت محروم کرده بود!
بخصوص خانم که اکنون بی جفت شده بود، زیادی ناراحت به نظر می رسید. خب حق هم داشت. چیزی را که به سختی به دست آورده بود به راحتی از دست داده سختش بود. او شوهرش را خیلی دوست داشت و هرگاه به او می اندیشید با جملات عشقولانه و محبت آمیز یادش می کرد. با عشق و علاقه می گفت: مرتیکه گور به گور شده، معلوم نیست کدوم قبری رفته خودشو گم و گور کرده! ای الهی زیر تریلی بری. ذلیل مرده چطو حاضر شدی ما را با این همه بدبختی و گرفتاری بذاری و بری دنبال خوشگذرونی خودت؟! اما فرزندان نسبت به پدر در رفته، احساس دیگری داشتند، دلشان برای بابا تنگ بود.امروز پسر بزرگش به من گفت: جناب «غمین» پدرمون پیدا نشد؟ ازش هیچ خبری نیست. آرزو دارم بابام الان اینجا بود روبروم مقابل چشمم.
پرسیدم: مقابل چشمت؟ خب اینکه کاری نداره یه تقاضا بنویس ببر یکی از این اداره ها ازشون بخواه تا برات یه کاری انجام بدن، باور کن بابات را میارن پیش چشمت تا اون کار را برات انجام بدن!!.