صفحه 6--22 تیر 89
دردسر هاي خجالتي بودن
اکثر نوجوانان و جوانان هنگامي که با موقعيت?هاي تهديدآميز رو به رو مي?گردند، دچار احساس ترس و اضطراب مي?شوند. بوجود آمدن ترس و اضطراب باعث بوجود آمدن يک رشته واکنش?هاي نابهنجار در فرد مي?شود که با فشار رواني توأم است. برخي از اين واکنش عبارتند از: تپش سريع قلب، لرزش بدن، عرق بيش از حد معمول بدن، تکرر ادرار، عدم مهار ادرار و... همگي از نشانه?هاي ترس و اضطراب و از عوارض آنهاست. البته لازم به ذکر است که ترسها را مي?توان به دو دسته تقسيم کرد.
- ترسهاي طبيعي و بهنجار- که احساس ترس در برابر يک خطر واقعي يک تجربه بهنجار پديد مي?آيد مانند عبور از يک منطقه خطرناک در شب.
- ترسهاي نابهنجار- که منظور ترسي است که از خطر واقعي نبوده و اکثر مردم در چنين موقعيتي نمي?ترسند. مانند ترس از حيوانات، ترس از صحبت کردن در جمع، ترس از مکانهاي بسته و... که فرد مبتلا به آن از غيرمنطقي بودن آن آگاه است.
يکي از انواع اين ترسهاي نابهنجار که در دوره نوجواني و جواني برخي اوقات ديده مي?شود «سرخي هراسي يا ترس از سرخ شدن صورت» است که يک ترس غيرمعمول و غيرمنطقي از سرخ شدن صورت است. هر چند اين اختلال مانند ساير تظاهرات ديگر اضطرابي، خيلي شايع نيست اما به علت سؤالاتي که در بخش مشاوره در مورد اين مشکل بيان شده بود، لازم ديديم که به طور مختصر، به بررسي اين اختلال بپردازيم. در اين نوع ترس بيمارگون، فرد نگران اين مساله است که مرکز توجه ديگران قرار بگيرد. اين دسته از افراد عموماً از مکانهاي عمومي، صحبت کردن در جمع، مورد تشويق قرار گرفتن و يا شرايطي که تعداد زيادي از افراد جمع هستند، اجتناب مي کنند و متأسفانه همين واکنش آنها باعث مي?شود که شدت اين مشکل افزايش يابد. افرادي که از اين بيماري رنج مي?برند، همواره سعي دارند سرخي صورت خود را بپوشانند، غافل از اينکه اين اقدام باعث شدت گرفتن مشکلاتشان مي?شود. ترس از سرخي چهره مي?تواند با علائم ديگري مانند تنگي نفس، گيجي، تعريق بيش از حد، لرز، تهوع، خشکي دهان، احساس مريضي، تپش قلب، ناتواني در صحبت کردن يا فکر کردن، ترس از مردن، ترس از دست دادن مهار، احساس غيرواقعي بودن و يا حمله اضطراب همراه باشد. اگر شما جزء آن دسته نوجواناني هستيد که وقتي در موقعيتهاي اجتماعي قرار مي?گيريد صورتتان سرخ شده و يا هر يک از اين علايم را از خود نشان مي دهيد، بايد بدانيد که اين مشکل تنها شما نيست. بسيارند دختران و پسران نوجوان و جواني که از اين مشکل رنج مي?برند- اما تنها در مورد آن صحبت نمي?کنند- اما باز هم جاي نگراني وجود ندارد چرا که انواع ترسها، از جمله سرخي هراسي داراي درمانهاي مؤثر و مفيدي است و در صورتي که در اجراي شيوه?هاي درماني آن تلاش لازم را به خرج دهيد، اين مسئله قابل درمان است.
درمان
براي درمان انواع هراسها از جمله سرخي هراسي توصيه مي?شود که:
خود را در معرض موقعيتهاي هراس آور قرار دهيد
رفتار درماني شناختي (يکي از روشهاي درمان در روان شناسي)، از روش مواجهه با محرک اضطراب آور،
استفاده مي?کند. براي مثال اگر شما در هنگام مواجه شدن با يک جمعيت زياد، دچار احساس اضطراب مي?شويد و چهره?تان سرخ مي?شود، احتمالاً بعد از آن واقعه سعي خواهيد کرد که وارد فضاهاي پرجمعيت نشويد. اما اين رويکرد درماني تأکيد مي?کند که اين دسته از افراد با ترسها و هراسهاي خود
رو به رو شوند و از آن فرار نکنند. هرچند که به ظاهر اين رويکرد درماني، رنج آور است اما مراجعه منظم نزد روان درمانگر و همچنين يادگيري شيوه?هاي
«تن آرامي» در پشت سر گذاشتن اين نوع اضطراب بسيار مؤثر است.
صحبت کردن در مورد ترسها، در کاهش اضطراب مؤثر است
گفتگو درماني، يک روش درمان سنتي است که در آن افراد وادار مي?شوند در مورد ترسها، نگراني ها و اضطرابهاي خود صحبت کنند. هرچند اين روش درماني، يک روش قطعي نيست اما در جلسات اوليه درمان، نقش تسکين دهنده دارد.
تأثير داروها بر سرخي هراسي
هرچند که در زمينه بسياري از ترسهاي مرضي مانند ترس از ارتفاع، ترس از رانندگي، ترس از حيوانات و... رفتاردرماني مي?تواند مؤثر باشد اما در زمينه سرخي هراسي، گاه لازم مي?گردد که افراد با تجويز روان پزشک، تا بهبود کامل، بطور مقطعي دارو مصرف نمايند.
انرژي درماني
مطالعات نشان داده که انرژي درماني يک از مؤثرترين روشهاي درماني، در سرخي هراسي به شمار مي?رود. زيرا اين نوع درمان، سريع، ايمن، مؤثر و بادوام است. روش?هاي درماني ديگر، بهره گيري از تمرينات يوگا است. يوگا باعث تنظيم ضربان قلب و همچنين تسکين اعصاب افراد مضطرب مي?گردد و باعث کاهش تحريک پذيري ساختار عصبي اين دسته از افراد مي?گردد. مهمترين نقش يوگا در درمان سرخي هراسي، توانايي مهار فرد بر روي واکنشهاي بدني از جمله سرخي صورت است.
قصد متناقض
و آخرين روش درماني پيشنهادي ما
«قصد متناقص» و يا «تمرين منفي وابستگي» است. در اين روش به فرد آموخته مي?شود که به جاي مبارزه با سرخ شدن صورت، به طور ارادي خود را در موقعيتي قرار دهد که صورت، سرخ شود. مثلاً هر زمان و يا هر مکاني که احتمال مي دهد، صورت وي سرخ مي?شود حتماً با اين موقعيتها مواجه شود. اين تمرين بايد
به طور مستمر و هر روزه انجام گردد تا به مرور زمان مهار رفتار و احساسات به دست فرد مبتلا قرار بگيرد. اين تمرين روشي براي توانايي يافتن در بخشها و واکنشهايي از بدن است که افراد گمان مي?کنند نمي?توانند بر آن تسلط و مهار پيدا کنند.
نقش خانواده در پيشگيري از اعتياد
غلام همت آنم که زير چرخ کبود
ز هر چه رنگ تعلق پذيرد آزاد است
گفتيم : خوب، منظور؟ گفت: منظور اين است که انسان نبايد در اين دنيا جز به حق تعالي به چيز ديگري وابسته شود. گفتيم : الحق که زدي توي سيبل مقابل. بي خود اسمت را غلام نگذاشته اند. اما بگو منظورت چيست؟ گفت : منظورم به اين عبدولي است. مدتي است خودش را وابسته به بعضي چيزها کرده است. پرسيديم به چه چيزهايي؟ گفت : به سيگار! خبر جالبي نبود. حسابي رفتيم توي فکر و به خودمان گفتيم اين بنده خدا در اين شهر کس و کاري ندارد. خانواده اي ندارد. ما هم تا حال چندين بار او را فرزند خطاب
کرده ايم. احساس پدري به عبدولي داريم و شنيده ايم خانواده درماني يکي از راههاي جلوگيري از بازگشت مجدد فرد به اعتياد است. عبدولي هم آنگونه که قبلاً خودش برايمان درد دل کرده اعتياد داشته ولي مدتي است ترک کرده است. شايد تمايل او به سيگار زمينه اي
باشد براي بازگشت ايشان به اعتياد. از آنجا که نقش خانواده در ترک اعتياد بسيار مهم است، ما هم وظيفه خود مي دانيم به اين جوان کمک کنيم.
مي خواهيم از روش جايزه دادن استفاده کنيم. به اين صورت که به او بگوييم اگر قول بدهد ديگر لب به سيگار نزند يا سيگار را به لبش نزند! به او يک هفته مرخصي با حقوق به عنوان جايزه خواهيم داد. برود به ولايت و با عزيزان خود حال و احوال کند. بايد روحيه عبدولي را بيشتر بشناسيم و نيازهاي ايشان را بررسي کنيم. بايد براي او کانوني را فراهم آورد که عبدولي با قاطعيت و اعتماد به نفس، بتواند به زندگي سالم گذشته برگردد. گويا در روستا که بوده نسبت به شناخت روحيات و نيازهاي اين بچه از طرف خانواده کوتاهي شده است. همانطور که سازمان بهزيستي اعلام کرده خانواده يکي از عوامل درمان معتادان است. ما هم سعي مي کنيم به عنوان خانواد? عبدولي، در اين راه کوشش کنيم. بايد ضمن توجه بيشتر، خودمان هم به يکي از مراکز درماني مراجعه کنيم. مي گويند در اين مراکز با ايجاد کلاس هايي براي خانواده ها آنان را براي کمک به درمانِ معتادان خود، آموزش مي دهند. گفته اند هدف از تشکيل کلاس ها، اين است که خانواده ها بدانند بعداز دوره درمان و ترک اعتياد، چه روش هايي را به کار گيرند تا از برگشت معتادان به اعتياد جلوگيري کنند.
ما همينجوري هم با عبدولي مشکل داريم. حالا اگر بخواهيم به او بگوييم تو هم به عنوان فرزند خوانده ما هستي، فرداست که ادعاي ارث و ميراث بکند! کور خوانده است.
در اين مراکز با اجراي درمان مرحله اي، سعي
مي کنند، به معتادان کمک کنند. در اين نوع درمان بيمار يا مددجو تحت مراقبت هاي دارويي و غير دارويي قرار مي گيرد. در مرحله اول درمان با دارو انجام مي شود و معمولاً مدت درمان دارويي حداقل يک ما يا بيشتر است.
خب خوانندگان عزيز! مي دانيم که حوصله شما دارد کم کمک يک جورهايي از جاده خارج مي شود. تا حادثه اي پيش نيامده دو بيتِ خداحافظي را براي شماي دوست بنوازيم و از حضورتان مرخص...!
چه گويمت که به ميخانه دوش مست و خراب
سروشِ عالمِ غيبم چه مژده ها دادست
که اي بلند نظرِ شاه بازِ سدرهِ نشين
نشيمن تو نه اين کنج محنت آبادست
سازمان فرهنگي و اجتماعي شهرداري شيراز
از مطالب مربوط به آموزش شهروندي ازتاريخ 1/3/89 لغايت 1/5/89 سئوالاتي طرح و در همين روزنامه درج مي گردد. ضمناً به سه نفر از نفرات برتر شرکت کننده در مسابقه جوايزي اهدا خواهد شد.
دو مطلب از خليل جوادي
نمي?دونم به دارم يا به بارم
هزاران قصه?ي ناگفته دارم
فقط يک جمله مي?گويم برايت
در آوردي دمار از روزگارم
* * *
نقاش به جاي چشم منقار کشيد
معمار به جاي سقف ديوار کشيد
دود از سر من بلند شد، پرسيدند:
آقا چه کسي بود که سيگار کشيد؟!
* * *
فن پل زدن
عنايت اله احمدي
خانم اولي: ببخشيد خواهر ميگما اگه بدوني ئي دوماد اکرم خانم شغلش چي چيه؟
خانم دومي: حالو خذمتتون ميگم. از قرار معلوم ايشون پل مي زنن و فن پل زدن رو ياد ميدن.
خانم اولي: الهي سرشون بخوره بو ئي پل زدنشون هر پلي که ده سال طول ميکشه.
خانم دومي: نه خواهر من پل زير گذر رو که نگفتم
بنده خدا کشتي گيره فن پل زدن کشتي رو در باشگاه ياد ميده، آخه مربيه ديگه.
* * *
خانم اولي: ميگما اکرم خانم شنيدم شوهر کوکب خانم
7 خطه، آدم ناجوريه؟
خانم دومي: نه بابا بيچاره خيلي هم آدم خوبيه چون مدتي راننده اتوبوس خط 7 بوده بهش ميگن 7 خط
مدیر مسول و صاحب امتیاز : محمد عسلی