صفحه 6--6 مرداد 89
7 رفتار آدم های ناموفق که با یک نگاه می توان آنها را شناخت
اگر می خواهید زندگی موفقی داشته باشید، هیچ وقت خودتان را درگیر 7 عادت آدمهای ناموفق نکنید.
عادت اول
آنها منفی فکر می کنند، منفی حرف می زنند و منفی عمل می کنند! آنها در هر شرایطی فقط مشکلات را می بینند. همیشه شکایت می کنند که آفتاب خیلی داغ است، باران گلهای باغچه شان را خراب کرده، باد موهایشان را به هم ریخته و... خلاصه فکر می کنند همه عالم برخلاف میل آنهاست.
همیشه مشکل را می بینند و هیچ وقت راه حل را نمی بینند، یک ضربه کوچک مشکلات را آنچنان بزرگ می کنند که تبدیل به یک تراژدی اساسی می شود. آنها شکست را عاقبت هر کاری می دانند؛ همچون یک بلای آسمانی که یک دفعه نازل می شود. هیچ وقت به جلو حرکت نمی کنند و در زندگی خود تغییر زیادی نمی دهند، زیرا همیشه می ترسند حاشیه امنیت و راحتی خودشان را از دست بدهند. عادت دوم
آنها قبل از اینکه فکر کنند، عمل می کنند! آنها براساس تصمیم های غریزی، آنی و تکانه ای عمل می کنند! مثلاً اگر چیزی را ببینند که خوششان بیاید و چشمشان را در نگاه اول بگیرد، بدون لحظه ای درنگ آن را می خرند؛ حتی خیلی چیزهای به درد نخور و بی ربط با زندگی شان. بعد یک چیز بهتر را می بینند و شروع می کنند به ناله و نفرین و چانه زدن برای به دست آوردن آن. اگر آن را به دست بیاورند زود از یادش می برند و اگر به دست نیاورند، زمان زیادی را صرف غم و اندوه ناشی از آن می کنند. اکثر وقتها درباره آینده فکر نمی کنند و با این حال فکر می کنند فردا موقعیت بهتری از امروز خواهند داشت. درباره نتایجی که به دست خواهد آمد نظری ندارند. عمدتاً از زندگی خود لذت نمی برند. گاهی دست به اعمال خلاف- چه تخم مرغ دزدی و چه شتر مرغ دزدی- می زنند و جالب اینکه همه این کارها را در تصوراتشان مطلوب می بینند. عادت سوم
خیلی بیشتر از آنکه گوش بدهند، حرف می زنند! انگار می خواهند یک «شومن» باشند و خودشان را مدام توی بحث هایی درباره قهرمانان زندگی شان و گروه ها و دسته هایی که دوست دارند، می اندازند و در این راه از دروغ گفتن هم ابایی ندارند، اما اکثر مواقع حرف هایی که می زنند با توجه و استقبال دیگران روبه رو نمی شود. وقتی کسی به آنها نصیحتی می کند، گوش هایشان را می بندند و چیزی نمی شنوند، زیرا آنقدر مغرورند که نمی خواهند اشتباهشان را قبول کنند. در تصور خودشان، خیلی هم با فهم و کمالات هستند. آنها توصیه های دیگران را رد می کنند چون احساس می کنند اگر به حرف دیگران گوش بدهند، رتبه و منزلتشان پایین می آید.
عادت چهارم
آنها راحت تسلیم می شوند! آدمهای موفق از ناموفق ها و شکست خورده ها به عنوان پله هایی برای بالا رفتن استفاده می کنند. اما جواب اینکه چگونه این افراد را شناسایی می کنند و پل موفقیتشان را از ناکامی آنها می سازند، این است که ناموفق ها اکثراً در کاری که انجام می دهند یا صلاحیت ندارند یا استعداد، و چه نشانه ای واضح تر از نشان آدمی که چیزی در آستین برای رد کردن ندارد؟!
آدم های ناموفق در شروع هر کاری سعی و تلاش نشان می دهند، اما چیزی نمی گذرد که همه شور و شوقشان را از دست می دهند مخصوصاً وقتی با اشتباهی از خودشان روبه رو می شوند. به محض این اتفاق، کارشان را ترک می کنند و دنبال کار دیگری می گردند. البته اتفاقی نمی افتد چون باز همان داستان و همان نتیجه تکرار می شود. آدم های ناموفق پافشاری خاصی در دنبال کردن رؤیاها و کارهایی که دوست دارند انجام بدهند، ندارند.
عادت پنجم
آنها حسودند و سعی می کنند دیگران را پایین تر از خودشان نگه دارند! خودشان را در موفقیت های دیگران سهیم می بینند و دیگران را سهیم در شکست هایشان و به جای اینکه کار و تلاششان را بیشتر کنند، روع می کنند به شایعه سازی و زیرآب زنی دیگران و با این کار سعی می کنند دیگران را از معرکه به در کنند و جای آنها را بگیرند. هر چند گاهی آنها در این کار موفق به نظر می رسند، اما چیزی که کاملاً واضح است ناموفق بودن آنها است و احساس غرور کاذبشان! آنها حتی اگر در زمینه ای خوب باشند و صاحب استعداد و توانایی به شما هیچ کمکی نمی کنند.
عادت ششم
آنها وقتشان را زیاد هدر می دهند و نمی دانند فردا چه کاری باید انجام بدهند و گاهی فقط می خورند و مهمانی می روند و می گردند و تلویزیون نگاه می کنند و از آن بدتر، خیلی از آنها هیچ کاری نمی کنند و هیچ فکری هم برای آینده در سرشان ندارند. این شاید برای مدت زمان کوتاهی آزاردهنده نباشد و حتی یکی از روشهای آرامش بخش به حساب بیاید، اما اگر می خواهیم موفق باشیم باید زمانمان را مدیریت کنیم و به نحو مطلوبی بین کار و سرگرمی های خودمان تعادل ایجاد کنیم.
عادت هفتم
اگر آدم های ناموفق دو راه برای انتخاب کردن داشته باشند، راهی را انتخاب می کنند که راحت تر است، حتی اگر این راه منفعت کمتری داشته باشد. آنها نمی خواهند به هیچ عنوان به خودشان کمی زحمت بدهند؛ در حالی که یک زندگی خوب می خواهند.
نکته ای که این آدمها نمی دانند این است که «هر کسی آن درود عاقبت کار که کشت!» و هیچ چیزی بدون تلاش به دست نمی آید (البته در99 درصد موارد) اگر همین آدها کمی، فقط کمی برای خودشان و در راه خودشان فداکاری کنند زندگیشان خیلی بهتر می شود. در مقابل، زندگی خوب آدمهای موفق بنا می شود بر استمرار و خطا! آنها ثابت قدم هستند و در راه رسیدن به هدفهایشان تسلیم نمی شوند. آنها خطا می کنند اما آنها را تکرار نمی کنند و از میان خطاهایشان، نکته های مثبت را بیرون می آورند.
منبع: روزنامه آسیا
مدیر مسول و صاحب امتیاز : محمد عسلی