صفحه 11--30 شهریور 89
اسرار گلخانههای صنعتی
خبر آنلاین: با افزایش جمعیت جهان به 9 میلیارد نفر طی چهل سال آینده، تامین غذا به یکی از مهمترین مشکلات بشر تبدیل خواهد شد. آیا بذرهای تغییریافته ژنتیکی و مقاوم به شرایط سخت زیستمحیطی از پس این مشکل برخواهند آمد؟
«آبیاری نکنید»، این نوشته کوچکی است که در کنار گلدانهای نهالهای پژمرده و قهوهای ذرت دیده میشود؛ نهالهای بداقبال ژنتیکی که در یک آزمایش بر روی میزان تحمل خشکسالی در ذرت شکست خوردهاند. پنج دقیقه بعد از ورود به یک گلخانه بزرگ متعلق به دفاتر مرکزی شرکت مونساتو که در آن این گیاهان تلاش میکنند رشد کنند، احساس ضعف ژنتیکی به انسان دست میدهد.
عرق از سر و روی بازدیدکنندگان جاری است و مانند گیاهان پژمرده، آن ها هم برای تابستانهای بسیار گرم که آبوهوای این گلخانه شرایط آنها را بازسازی میکند آمادگی ندارند. ولی درست در مقابل آنها، یک ردیف از نهالهای سبز و بانشاط قرار گرفته که سرسبزی خود را مدیون ژنی هستند که پژوهشگران از باکتری Bacillus subtilis بدست آوردهاند.
این گیاهان سبز و دانشمندانی که آنها را تولید کردهاند، عجایبی دارند که به چشم دیده نمیشوند. آنها دارایی مونسانتو در مسابقهای هستند که بر سر تولید اولین نمونههای تجاری ذرت تغییر یافته ژنتیکی مقاوم در برابر خشکسالی در گرفته؛ گیاهی که قیمتی رقابتی داشته باشد و کشت آن برای کشاورزان به صرفه باشد. ولی به گفته مسئولین مونسانتو بعد از بیست سال تحقیق و توسعه، این شرکت هنوز دو سال تا عرضه این دانهها در بازار فاصله دارد و در چند سال آینده، این شرکت و رقبای عمده آن امیدوارند تا بتوانند دیگر گیاهان چند ژنی (حاصل ترکیب ژنهای چند جاندار متفاوت) مقاوم در برابر مشکلاتی مانند خاک دچار فقر نیتروژن، فسفر و دیگر مواد مغذی ضروری را تولید و به بازار مصرف عرضه کنند.
مونسانتو و دیگر غولهای زیست فناوری کشاورزی، برای رسیدن به چنین گیاهانی، فاصله چشمگیری از آنچه تاکنون تکیهگاه اصلی تجارت آنها بوده، یعنی «تولید و فروش محصولات مقاوم در برابر آفات و علفهای هرز، مانند
ذرت BT مونسانتو» گرفته اند. هنگامی که در دهه 1990 اولین بار این بذرها به بازار عرضه شدند، افزایش قابل توجه در محصولات کشاورزی را موجب شدند و البته ثروت بادآوردهای برای شرکتهایی که این بذرها را میفروختند نیز به همراه آوردند. ولی افزایش محصول و به تبع آن سود شرکتها در جایی متوقف شد. اکنون هدف تجاری بزرگ بعدی در دانههایی نهفته است که بتوانند در خاکهای کمآب و دچار ضعف مواد مغذی هم به خوبی بار دهند. کشاورزان امریکایی هر سال 10 تا 15 درصد از درآمد سالیانه خود را به دلیل خشکسالی یا کمآبی از دست میدهند.
گیاهانی که بتوانند در برابر این فشارها مقاومت کنند، برای کمک به حل بحران جهانی غذا هم حیاتی هستند. اگر قرار باشد 9 میلیارد نفر در سال 2050 بر روی زمین زندگی کنند، کشاورزان ساکن کشورهای فقیر باید غذای بیشتری تولید کنند که بر روی زمینهای کمآب یا دچار فقر غذایی دوام بیاورند. پژوهشگران و تصمیمسازان دریافتهاند که نمیتوانند بدون کمک گرفتن از بخش خصوصی امیدی به موفقیت در مقابله با بحران امنیت غذا داشته باشند. بودجه پژوهشی سالیانه مونسانتو به تنهایی 2/1 میلیارد دلار است، در حالی که کل پولی که دولت ایالات متحده در سال 2007 برای علوم کشاورزی خرج کرد، 1/1 میلیارد دلار بود. در مقابل، بودجه سالیانه گروه مشاورهای پژوهشهای بینالمللی کشاورزی CGIAR (گروه پیشروی جهانی متشکل از مراکزی که در کشورهای در حال توسعه، تحقیقات کشاورزی را انجام میدهند) تنها 500 میلیون دلار است.
مهندسی مکانیزه
یک ایالت بالاتر از میسوری، در شهر کوچک جانستون آیووا، بعد از آخرین خانهها دریای سبزی از نهالهای جوان ذرت در افق ظاهر میشود. در برخی تکهها ذرتها زرد شدهاند و از رشد باز ماندهاند. بارانهای شدید اخیر، سبب سیلاب در بخشهایی از مزرعه شدهاند، و مواد غذایی ضروری برای رشد سالم ذرت را از خاک شستهاند، موادی که شامل کودهای ازت (نیتروژن) هم میشوند.
پایونیر هایبرد که بخشی از دوپونت، غول صنایع شیمیایی است، اینجا فرصتی برای افزایش محصول مشتریان خود یافت. هنگامی که قیمت جهانی کود ازت در سال 2008 به بالاترین حد خود رسید و بیش از 450 دلار در هر تن فروخته شد (که تقریبا دو برابر سال قبل از آن بود) شرکت بودجه یک پروژه تحقیقاتی را که از سال 2005 و به منظور تولید یک گونه ذرت که بتواند محصول مشابهی را با کود کمتر تولید کند آغاز شده بود، به 2 برابر افزایش داد.
پایونیر در زیستفناوری به بزرگی مونسانتو نیست
در سال 2009 دوپونت 734 میلیون دلار بر روی تحقیق و توسعه کشاورزی خرج کرد که کار پایونیر بر روی حفاظت از بذرها و گیاهان بخشی از آن بود. این شرکت اکنون بخش اعظم فرایند اتصال ژنهای تزریق شده به گیاهان را به صورت مکانیزه انجام میدهد. یک روبات ذرتها را روی نوار نقاله میکشد و دیگری تصاویر دیجیتال میگیرد تا به سرعت مشخص شود که ژنها چقدر توانستهاند بر رشد گیاه تاثیر بگذارند.
در مورد این محصول، پژوهشگران پایونیر به سراغ یک ژن در جلبک قرمز Porphyra perforate رفتند، جانداری که میتواند در محیطی با سطح نیتروژن پیک صدم مقدار مورد نیاز برای ذرت زنده بماند. این ژن حاوی کد آنزیم نیترات ردوکتاز است که نیترات را به نیتریت تبدیل میکند. دیل لوسرت، از دانشمندان ارشد این پروژه میگوید: «ما دقیقا نمیدانیم که نحوه عملکرد آن چگونه است. حال و روز مدلهای این گیاه در آزمایشگاه نویدبخش است. محصول هم خوب به نظر میرسد». البته شرکت انتظار ندارد که تا کمتر از 10 سال دیگر بتواند این محصول را به بازار عرضه کند.
پایونیر موافقت کرده که فناوریهای تولید محصولات تراریخته ژنتیکی، نشانگرهای مولکولی و دیگر منابع مورد استفاده در پروژه کاهش نیتروژن خود را به یک همکار بخش خصوصی و عمومی اهدا کند. پروژه ذرت بهینه شده برای خاکهای افریقا در ماه فوریه سال جاری شروع شد. این پروژه توسط مرکز بینالمللی تقویت ذرت و گندم در مکزیک که بخشی از CGIAR است، هدایت میشود، و از بنیاد بیل و ملیندا گیتس و سازمان توسعه بینالمللی ایالات متحده امریکا 5/19میلیون دلار کمک دریافت کرده است. گونههای ذرت حاصل این پروژه به رایگان در اختیار شرکتهای تولید بذر قرار میگیرند تا آن را به کشاورزان خردهپا در جنوب صحرای افریقا بفروشند.
پایونیر همچنین از سال 2005 و با اهدای فناوریهایی به ارزش 8/4 میلیون دلار درگیر پروژهای برای افزایش مواد مغذی سورقوم است که پایه غذایی میلیونها نفر از مردم در افریقا و آسیاست. سورقوم سطوح بالایی از فیتات (فسفر ذخیره شده در گیاهان) دارد که پیوندهای محکمی با آمینو اسیدهای ضروری، ویتامین آ، آهن و روی دارد ، در نتیجه این مواد قابل هضم نخواهند بود. به همین دلیل کسانی که رژیم غذایی با پایه سورقوم دارند همیشه از فقر غذایی رنج میبرند.
آزمایشهای انجام شده در سال جاری نشان دادهاند که گونهای از سورقوم که پایونیر در این پروژه تولید کرده، به نسبت گونههای سنتی، 80 درصد فیتات کمتر و در عین حال 20 درصد آهن و 30 درصد روی بیشتر دارد.
این نتایج اما منتقدین را راضی نمیکنند. گرگوری گراف، کارشناس اقتصاد کشاورزی از دانشگاه ایالتی کلرادو ، بر این باور است که هدفگیری اصلی بخش تحقیق و توسعه بیشتر شرکتها هنوز به سمت محصولات با ویژگیهای خاص مانند ضد آفت بودن است که به اقتصاد کشاورزی سود میرسانند، ولی بخش اعظم گیاهان دیگر را که برای جهان سوم اهمیت حیاتی دارند نادیده میگیرند. «آنها یک یا دو مثال از تحقیقاتی مفید برای عموم، مانند گونههای مقاوم در برابر خشکسالی یا برنج طلایی، ارائه میکنند، در حالی که تحقیق بر روی اینها مدتهای مدیدی است که به طول انجامیده و تازه هنوز هم آماده نیستند». به عقیده او این عدم پیشرفت تا حد زیادی ناشی از تمایل شرکتها به حفظ حق مالکیت معنوی خود بر روی فناوریهای مهمی مانند نشانگرهای ژنتیکی است.
جان بدبروک، نایب رئیس بخش زیست فناوری کشاورزی در دوپونت، اذعان دارد که «تنشها» برای حفظ حق مالکیت معنوی وجود دارد، اما بدون مالکیت معنوی، شرکتها انگیزه اندکی برای سرمایهگذاری بر روی پژوهش خواهند داشت. البته میافزاید که شرکتها میتوانند «منابع خود را برای فناوریهایی که برای پیشرفت لازم هستند بازتر کنند».
تاخیرهای واقعی
سینجنتا که دفاتر مرکزی بخش پژوهش آن در یک زمین
260 هکتاری در نزدیکی براکنل انگلستان قرار دارد، برای پروژه برنج طلایی تاریخ طولانی از همکاری با بخش عمومی دارد. سینجنتا از سال 2001 برروی افزایش مقادیر یک پیشماده ویتامین آ در برنج و در دسترس قرار دادن بذرها برای کشاورزان قحطی زده جنوب صحرای افریقا کار میکند، البته حقوق انحصاری در دیگر نقاط جهان در اختیار شرکت است (محصولی که قرار است تا سال 2012 به بازار عرضه شود). ولی برخی از منتقدین این پروژه را به دلیل زمان بسیار طولانی آن شکستخورده میدانند و تا حد زیادی به حضور شرکت در این پروژه بیاعتمادند و تصور میکنند که دلیل حضور این شرکت در این پروژه استفاده از حقوق انحصاری متعدد آن است.
البته اینگو وتریکوس، رئیس شورای بشردوستانه برنج طلایی، به عنوان یک پژوهشگر آکادمیک و یکی از مخترعین برنج طلایی، این را درست نمیداند. او میگوید که گروه در ابتدا فکر میکرد که به مجوزهای رایگان برای 70 حق انحصاری برای فناوریهای مورد استفاده در تولید برنج دست پیدا خواهند کرد. ولی هنگامی که سینجنتا درگیر پروژه شد، وکلای آن دریافتند که تنها کمتر از 5 عدد از این مجوزها برای کشورهای هدف برنج طلایی قابل اعمال هستند. پس در حقیقت، مالکیت معنوی مشکل اصلی نبود. «بدون همکاری بخش خصوصی احتمالا هیچگاه نمیتوانستیم مشکل مالکیت معنوی را حل کنیم و پروژه به اینجا نمیرسید».
مایک بوشل، دانشمند ارشد سینجنتا میگوید که در حقیقت قوانین پیچیده مانع اصلی بر سر راه محصولات تراریخته ژنتیکی هستند: «تحقیق و توسعه ده سال به طول میانجامد و بعد از آن شما تازه وارد مرحله مقررات میشوید». در سالهای 2004 و 2005، شرکت پژوهشهای محصولات بهینهشده ژنتیکی خود را از اروپا خارج و به امریکا منتقل کرد، که تا حدی به دلیل شرایط بد اروپا برای این تحقیقات و همچنین عدم وجود بازار بود. ولی در سال جاری به نظر میرسد که این محدودیتها کمتر شده باشند. به گفته بوشل، این میتواند خبر خوبی برای جهان سوم باشد. به رغم اینکه او میگوید محصولات تراریخته ژنتیکی تنها راه برای افزایش تولید محصولات نیستند، به ویژه برای جهان سوم، ادعا میکند که آنها بخش مهمی از مجموعه ابزارهای لازمی هستند که میتوانند شامل روشهای بهینه شده کشاورزی و روشهای سنتی تولید هم بشوند.
نیکلاس کالایتزاندوناکیس، اقتصاددان کشاورزی در دانشگاه میسوری- کلمبیا، که صنعت زیست فناوری کشاورزی را رهگیری میکند، میگوید که صنعت در حال سرمایهگذاری جدی بر روی این همکاریهای خصوصی- عمومی است: «به نظر میرسد که افراد در صنعت میدانند که نمیتوانند در کشورهای در حال توسعه از این محصولات پولی به دست بیاورند، ولی میخواهند که این کار را امکانپذیر کنند. ولی خوب در عین حال باید مراقب خود هم باشند. «اگر جایی اشتباه شود؛ برای مثال شکست تحقیقات یا برهم خوردن شراکت؛ شرکت با مسئولیتهای مالی و سنگین و تخریب وجهه عمومی مواجه خواهد شد.
این نگرانی تا حدی به این دلیل است که تنها تعداد کمی از این همکاریها وجود دارند. با این حال کالایتزاندوناکیس امیدوار است که وقتی یکی از این همکاریها به نتیجه نهایی برسد و محصول به بازار عرضه شود، آنگاه بازار، دولتها و عموم به حمایت از موارد بعدی بیشتر علاقهمند میشوند.
ولی آینده غذایی دنیا تنها وابسته به محصولات این مزارع نیست، حال هرچقدر هوشمندانه مهندسی شده باشند؛ زیست بومها
هم برای حمایت از آنها باید در آینده وجود داشته باشند.
مدیر مسول و صاحب امتیاز : محمد عسلی