سحرآفرینی­های حافظ تشبیهات برتر، اشاره­ها، و تلمیحات و تخلص 

جمال زیانی


ناشر:  بنیاد فارس شناسی
معرفی از: الف- تیرداد

 

جمال زیانی نامی آشنا برای علاقمندان به فرهنگ مردم است. او عاشقانه به شهرش عشق می­ورزد و سعی دارد زوایای پنهان و شفاهی فرهنگ مردم را مکتوب کند تا به عنوان سندی در دسترس عموم باشد. از او تاکنون مقاله «لهجه سیوندی»، مقاله «لهجه بوشهری»، کتاب «گل واژه­های شعر حافظ» و «آداب و رسوم مردم در شعر حافظ» و «دل نوشته­هایی از فرهنگ، آداب؛ رسوم و باورهای مردم شیراز» منتشر شده است.
این سومین کتابی است که راجع به حافظ منتشر می­کند و خود به خود ارادت خود را به خواجه بزرگ شیراز نشان می­دهد. در مورد حافظ مهم حرف تازه به میان آوردن است که بعضی ها تکرار کارهای دیگران را با عناوینی دیگر و نثری دیگر منتشر می­کنند که ما اینها را کتابسازی می­نامیم.
جمال زیانی سعی کرده است به مباحثی درباره حافظ وارد شود که تاکنون دیگران آن مسیر را نپیموده­اند. او در مقدمه کتاب می­نویسد: «خواجه همراه با تخلص خویش آرزوها، آشفتگی­ها، ارادت­ها، اعتراض­ها، امیدها، انتقادها، بی نصیبی­ها، تساهل و تسامح­ها، تقاضاها، توصیه­ها، خاموشی گزیدن­ها، دعاها، دلتنگی­ها، رنجها، سپاسگزاریها، ستایش­ها، سوگندها، سرزنش­ها، غصه­ها، فقر، قناعت، گریه­ها، اشکها، گله­ها، مخالفت­ها، باورها، توصیف­ها، هشدارها و ده ها مطلب دیگر را بیان می­کند. به طور کلی می­توان گفت که بیت­های تخلص چکیده و خلاصه افکار اوست و هدف از تهیه این مجموعه نیز نشان دادن نظریات خواجه در بیت­های تخلص است.»
بدین ترتیب جمال زیانی آنگونه که در مقدمه خویش نوشته ­است بیشتر به بیت­های تخلص عنایت دارد. اما در پیشانی کتاب تخلص هم قسمتی از پژوهش ایشان به شمار آمده و عمده نشده است.
*تشبیه و مقایسه آتش دل با گرمی خورشید:
این آتش نهفته که در سینه من است
خورشید شعله­ای ست که در آسمان گرفت
*تشبیه و مقایسه زلف یار با زنجیر اسارت:
عقل اگر داند که دل در بند زلفش چون خوش است
عاقلان دیوانه گردند از پی زنجیر ما
*تلمیح در شعر حافظ
شاه ترکان سخن مدعیان می­شنود
شرمی از مظلمه خون سیاووشش باد
با اشاره به شاه ترکان و خون سیاوش داستان اسطوره­ای آن را در ما زنده می­کند (ص 46)
یارب این آتش که بر جان من است
سرد کن آنسان که کردی بر خلیل
واژه­های خلیل و آتش داستان حضرت ابراهیم بت شکن و آتش نمرود را مطابق آیات قرآنی به ذهن متبادر می­سازد. (ص 47)
*اشاره به اساطیر
آب حیوان تیره گون شد خضر فرخ پی کجاست
خون چکید از شاخ گل باد بهاران را چه شد
*جام جهان نما
گفتم این جام جهان بین به تو کی داد حکیم
گفت آن روز که این گنبد مینا می­کرد
*شیخ صنعان
دوش از مسجد سوی میخانه آمد پیر ما
چیست یاران طریقت بعد از این تدبیر ما
گر مرید راه عشقی فکر بدنامی مکن
شیخ صنعان خرقه رهن خانه خمار داشت
اشاره­ها و تلمیحات 102 صفحه از کتاب را در برمی­گیرد.
*مدح:
آن شب قدری که گویند اهل خلوت امشب است
یارب این تأثیر دولت در کدامین کوکب است
*آرزوهای حافظ:
مزاج دهرتبه شد درین بلا حافظ
کجاست فکر حکیمی ورای برهمنی
* * *
این جان عاریت که به حافظ سپرده دوست
روزی رخش ببینیم و تسلیم وی کنم
*امیدهای حافظ:
غبار غم برود حال خوش شود حافظ
تو آب دیده از این رهگذر دریغ مدار
* * *
حافظ شب هجران شد بوی خوش وصل آمد
شادیت مبارک باد ای عاشق شیدائی
*تساهل و تسامح حافظ:
صلاح و توبه و تقوی ز ما مجو حافظ
ز رند و عاشق و مجنون کسی نیافت صلاح
* * *
حافظا چون غم و شادی جهان در گذر است
بهتر آنست که من خاطر خود خوش دارم
* * *
*حافظ تسلیم در برابر...:
بر آستانه تسلیم سربنه حافظ
که گر ستیزه کنی روزگار بستیزد
*تقاضاهای حافظ:
سرمست در قبای زرافشان چو بگذری
یک بوسه نذر حافظ پشمینه پوش کن
* * *
قدم دریغ مدار از جنازه حافظ
که گرچه غرق گناه است می­رود به بهشت
*توبه حافظ:
خنده جام می و زلف گره گیر نگار
ای بسا توبه که چون توبه حافظ بشکست
*توصیه­های حافظ:
صبر کن حافظ که گر زین دست باشد درس غم
عشق در هر گوشه­ای افسانه­ای خواند ز من
*خاموشی گزیدن:
حافظ اسرار الهی کس نمی­داند خموش
از که می­پرسی که دور روزگاران را چه شد
*دل حافظ:
تیر عاشق کش ندانم بر دل حافظ که زد
این قدر دانم که از شعر ترش خون می­چکید
*ستایش و خودستایی حافظ:
کس چو حافظ نگشاد از رخ اندیشه نقاب
تا سر زلف سخن را به قلم شانه زدند
*حافظ مخالف با تزویر، ریا، زرق، سالوس، زهد ریایی و تظاهر به دینداری:
نفاق و زرق نبخشد صفای دل حافظ
طریق رندی و عشق اختیار خواهم کرد
* * *
مبوس جز لب ساقی و جام می حافظ
که دست زهدفروشان خطاست بوسیدن
*هشدار، تنبه و آگاهی:
ز راه میکده یاران عنان بگردانید
چرا که حافظ از این راه رفت و مفلس شد
عشقت به دست طوفان خواهد سپرد حافظ
چون برق از این کشاکش پنداشتی که جستی
توفیق بنیاد فارس شناسی در چاپ آثاری که فارس و شیراز را بهتر معرفی می­کند از خداوند خواهانیم و دیگر اینکه جمال زیانی هر ساله ما را به کتاب تازه­ای میهمانی کند.