ایثار و شهادت؛ سرمایه اجتماعی و توسعه پایدار


بخش اول

کلمات کلیدی: ایثار و شهادت، توسعه پایدار، رشد اقتصادی، سرمایه اجتماعی، سرمایه انسانی و عوامل تولید

چکیده:
آرامش و امنیت در جامعه، مهربانی و محبت در روابط اجتماعی، همبستگی و مشارکت در سطح اجتماع، صبر و استقامت در مقابل مشکلات و امیدواری و شادابی در زندگی و... همگی از برکات وجود فرهنگ ایثارو شهادت در جامعه اسلامی ما می­باشد. بی شک ترویج این فرهنگ ارزشمند، وظیفه آحاد جامعه بوده و هر کس به اندازه توان و بضاعت خود باید در این حرکت عظیم فرهنگی مشارکت و در اهداء امید و نشاط به اقشار مختلف این مردم خوب و قدرشناس، سهیم باشد که این فرهنگ ایثار و شهادت و از خود گذشتگی است که سرمایه انسانی و اجتماعی را وهم چنین توسعه پایدار در اقتصاد را رغم می­زند، و بدان معنی و مفهوم می­بخشد. بنابراین سرمایه اجتماعی منبعی برای یک خانواده و یا یک جامعه یا سازمان است که موجب می­شود تا در جمعیت جوان و تحصیل کرده آن سرمایه­گذاری جدی صورت گیرد و بر اساس آن چشم انداز پیشرفت کشور ترسیم شود. البته سرمایه اجتماعی، یکی از مفاهیمی است که در چند سال اخیر وارد مباحث اقتصادی گردیده و مورد توجه جدی اقتصاددانان توسعه محور قرار گرفته  است. ما در این مقاله به بررسی مفاهیم ایثار و شهادت، سرمایه اجتماعی، سرمایه انسانی و توسعه پایدار در اقتصاد می­پردازیم.
1 - مقدمه
امروزه برخلاف گذشته عوامل اصلی تولید، دیگر عوامل سنتی مانند کار، زمین و سرمایه نیستند. در سال­های اخیر تجربه برخی از کشورهای جهان نشان داده که وضعیت عوامل تولید سنتی در این کشور بسیار خوب بوده، اما رشد اقتصادی مطلوب در آنها مشاهده نشده است. تحقیقات زیادی در این زمینه انجام شده است. نتایج نشان داده که علاوه بر عوامل تولید سنتی، عوامل جدید و مدرن در افزایش تولید و بهره وری، از قبیل سرمایه اجتماعی و شاخص­های حاکمیت دولت- که به متغیرهای نهادی نیز معروف می­باشند- نقش اساسی دارند و در اقتصاد امروز نقش بسیار مهمی ایفا می­کنند که باید این عوامل تولیدی جدید مورد توجه جدی مسوولین کشور در عرصه اقتصادی قرار گیرد.
از دیدگاه جامعه شناسان، هر رفتار اجتماعی به عنوان یک پدیده و فرهنگ در هر جامعه­ای وجود دارد. شهادت به عنوان یک پدیده اجتماعی که فرد خود را برای بقای نظام و سیستم اعتقادی و اجتماعی فدا می­کند در هر جامعه­ای یافت می­شود. شهادت و ایثار، کلمات و مفاهیم دارای ارزشی هستند که تقریباً با تفاوت­هایی در همه جوامع بشری مطرح می­شوند. همه ملت­ها به ایثارگران جامعه خود به خصوص به کشته شدگان
خود، به دید ارزشی می­نگرند. لکن شیوه­های این ارزش گذاری می­تواند متفاوت باشد، گرچه نفس عمل، یکی است. در آموزه­های دینی ما، جوهره و عصاره فرهنگ ایثار و شهادت از خودگذشتگی و اخلاص و آزادمنشی هوشمندانه و هدفمند است. ترویج و اشاعه فرهنگ ایثار و شهادت، کارکردهای بسیار مثبت اخلاقی، اعتقادی، سیاسی، اقتصادی و فرهنگی در کشور دارد و نسل­های بعدی در صورتی که این مفاهیم برایشان تداعی شود آن را به عنوان یک الگوی زندگی قرار خواهند داد. کما اینکه در جامعه ما فلسفه ایثار و شهادت، تاریخ دیرینه در ادبیات دینی ما دارا می­باشد که امروزه از این مفاهیم به عنوان یک ارزش دینی و مذهبی یاد می­شود. اقتصاددانان توسعه، برای سرمایه اجتماعی و انسانی، ارزش بسیار بالایی قائل شده­اند، زیرا امروزه توسعه یافتگی را یکی از شاخص­های مهم سرمایه اجتماعی و انسانی تلقی می­کنند و افزایش رشد و توسعه اقتصادی را ناشی از این عوامل می­دانند و به همین خاطر است که اقتصاد دانایی محور، مورد توجه واقع شده است. طی نیم قرن گذشته تلاش­های نظام مند بسیاری برای تبیین فرایند وصول به توسعه انجام شده است. اما هنوز بسیاری از کشورها (به ویژه کشورهای در حال توسعه و کمتر توسعه یافته) خواهان توسعه اند. همین مسأله، دغدغه فکری متفکران پرشماری نیز می­باشد. در این ارتباط الگوهای نظری متعددی در یک فرایند رو به تکامل، معرفی شده اند که الگوی اقتصاد دانایی محور جدیدترین آنها می­باشد. توجه به توسعه ظرفیت­های لازم برای تحقق توسعه، از جمله ویژگی­های مشترک این الگوها می­باشد که در همه آنها مورد تأکید و توجه قرار گرفته است. هرچند که توسعه ظرفیت­ها در هر یک از الگوها از طریق خاصی مانند سرمایه­گذاری فیزیکی، توسعه آموزش، ارتقا و بهبود سطح بهداشت، و یا توسعه علوم و فناوری تعقیب شده است. با این حال یک تفاوت اساسی نیز بین الگوی اقتصاد دانایی و سایر الگوها وجود دارد و آن تأکید و توجه به درجه به کارگیری و یا استفاده از این ظرفیت­هاست. به عبارت دیگر، الگوهای پیشین، توسعه ظرفیت­ها را عمدتاً از جنبه­هایی مانند توسعه ظرفیت­های فیزیکی، توسعه منابع و سرمایه انسانی و توسعه علوم و فناوری با اتکا به این فرض اساسی، که ظرفیت­های ایجاد شده به خوبی به کار گرفته خواهند شد، مورد توجه و تأکید قرار داده­اند. الگوی اقتصاد دانایی با لغو این فرض مهم و تعیین کننده، به هر دو جنبه، یعنی توسعه ظرفیت­ها  و استفاده مناسب از آن(از طریق توسعه، نشر و به کارگیری
دانایی) بها می­دهد. ما معتقدیم جامعه­ای که دارای ارزش­های دینی مانند، شهادت و ایثار می­باشد خود دانایی محوری را در عرصه علمی، اجتماعی، اقتصادی، فرهنگی و سیاسی تجربه کرده است و بر اساس دانایی محوری، راه توسعه اقتصادی و سایر بخش­ها را دنبال می­کند. امروزه نقش «دانایی» در شرایطی که انقلاب ارتباطات در حال تکامل می­باشد، جایگاه ویژه­ای پیدا کرده است.
به گونه­ای که از آن به عنوان یکی از عوامل اصلی پیشرفت علم و توسعه یاد می­شود. اهمیت این عامل کلیدی از آن جهت است که در طول فرایند توسعه اقتصادی و اجتماعی، مبانی تولید متحول می­شود و اساسی ترین عامل در این تحول، معطوف علوم و فناوری جدید است. علاوه بر این، با عنایت به اینکه رقابت شدیدی بین عاملان و قدرت­های اقتصادی ناشی از جهانی سازی به وجود آمده، اهمیت و تأثیرگذاری «دانایی» در فرایند توسعه جایگاه ویژه­ای پیدا کرده است.
از همین رو «تولید» و «توسعه تولیدات» در مناسبات جدید اقتصاد جهانی، نیازمند برخورداری از دانایی لازم و فراهم نمودن زمینه­های توسعه و به کارگیری آن در فرایند تولید می­باشد. به عبارت دیگر، هرچقدر سطح دانش و فناوری عقب مانده­تر و جریان توسعه دانایی کندتر باشد، سطح توسعه اقتصادی و اجتماعی نیز کمتر خواهد بود. مهمتر آن که، بر مبنای الگوی اقتصاد دانایی، انباشت یا توسعه دانایی به خودی خود دستیابی به توسعه را تضمین نمی­کند بلکه به کارگیری دانایی نیز نقش بسیار مهمی در این راستا ایفا می کند. در واقع شاخص دانایی دربردارنده این دو جنبه اساسی می­باشد و لذا ابزار مهمی برای تبیین توسعه جوامع به دست می­دهد.
مباحث فوق بیان گر این نکته اساسی است که دانایی به عنوان یک عامل اصلی تولید و رشد اقتصادی مطرح است و لذا این عامل توسط برخی از فعالان اقتصادی، تولید و به بازار عرضه می­شود که می­توان از آن به عنوان یک محصول یاد نمود. آنچه که قابل بیان است این مهم می­تواند باشد که فرهنگ ایثار و شهادت در بطن فرهنگ بسیجی بودن و بسیجی فکر کردن، خود همان تفکر توسعه محوری از نوع توسعه پایدار با همه ابعاد آن می­باشد. «توسعه» در لغت به معنای رشد تدریجی در جهت پیشرفته تر شدن، قدرتمندتر شدن و حتی بزرگتر شدن است. ادبیات توسعه در جهان بعد از جنگ جهانی دوم مطرح و مورد تکامل قرار گرفت. هدف، کشف چگونگی بهبود شرایط کشورهای عقب مانده(جهان سوم) تا شرایط مناسب همچون کشورهای پیشرفته و توسعه یافته است.
طبق تعریف، توسعه کوششی است برای ایجاد تعادلی تحقق نیافته یا راه حلی است در جهت رفع فشارها و مشکلاتی که پیوسته بین بخش­های مختلف زندگی اجتماعی و انسانی وجود دارد. به عنوان مثال حتی در کشورهای پیشرفته نیز، پیشرفت فکری و اخلاقی انسان با پیشرفت­های فنی همسانی ندارد و یا اینکه فرهنگ عامه با تکنیک­های وسایل ارتباط جمعی هماهنگی ندارد. بروکفیلد در تعریف توسعه می­گوید: توسعه را باید برحسب پیشرفت به سوی اهداف رفاهی نظیر کاهش فقر، بیکاری و نابرابری تعریف کنیم. به طور کلی توسعه جریانی است که در خود، تجدید سازمان و سمت­گیری متفاوت کل نظام اقتصادی و اجتماعی را به همراه دارد.
توسعه علاوه بر اینکه بهبود میزان تولید و درآمد را دربر دارد، شامل دگرگونی­های اساسی در ساخت­های نهادی، اجتماعی، اداری و همچنین ایده­ها و دیدگاههای عمومی مردم است.
توسعه در بسیاری از موارد، حتی عادات و رسوم و عقاید مردم را نیز دربر می­گیرد. زنده یاد دکتر حسین عظیمی از مجموع نظرات علمای توسعه، «توسعه» را به معنای بازسازی جامعه بر اساس اندیشه­ها و بصیرت های تازه تعبیر می­کند. این اندیشه­ها و بصیرت­های تازه در دوران مدرن، شامل سه اندیشه «علم باوری»، «انسان باوری» و «آینده باوری» است. به همین منظور باید برای نیل به توسعه، سه اقدام اساسی درک و هضم اندیشه­های جدید، تشریح و تفضیل این اندیشه­ها و ایجاد نهادهای جدید برای تحقق عملی این اندیشه­ها صورت پذیرد. امروز تلقی ما از مفهوم توسعه، فرآیندی همه جانبه است (نه فقط توسعه اقتصادی) که معطوف به بهبود تمامی ابعاد زندگی مردم یک جامعه است. ابعاد مختلف توسعه ملی، توسعه اقتصادی، توسعه سیاسی، توسعه فرهنگی و اجتماعی و توسعه امنیتی و دفاعی می­باشد. برای به دست آوردن این ابعاد مهم اگرچه منابع مالی و مادی جایگاه خاص خود را دارا می­باشد ولی امروزه تأکید به ارمان­ها و ایده­ها و ارزش­های دینی و مذهبی می­تواند در به ثمر رساندن اهداف توسعه اقتصادی و اجتماعی... از اهمیت بسیار بالایی برخوردار باشد. در فرهنگ دینی ناامیدی و یاس خود نوعی عامل بازدارندگی در دستیابی به توسعه اقتصادی و اجتماعی کشور می­باشد. باید برای رسیدن به توسعه واقعی، به ارزش­های دینی از قبیل ایثار و شهادت طلبی و از خودگذشتگی و روحیه بسیجی تأکید کرد.
این مهم تحقق نمی­یابد، مگر این که محوریت توسعه کشور با تأکید بر دانش محوری، خردگرایی و عقلانیت علمی در همه ابعاد آن بر اساس باورهای دینی و ملی باشد. امام راحل(ره) با بیان این جمله که «ما می­توانیم» مهر تأیید بر آن نهادند و در عصر حاضر هم این کلام زیبا منشور پیشرفت ملت­هایی است که برآنند خود روی پایشان بایستند، تا نیازمند به کشورهای بیگانه استعمارگر تا بیخ دندان مسلح به همه ابزارهای علمی و نظامی نباشند. کشور ما بی تردید برای پیشرفت و دستیابی به فناوری علمی راهی جزء تحمل مشقت­ها و تلاش مضاعف فرهیختگان علمی و ایثارگران ندارد.
امروزه گویی که دنیا میدان نبرد علمی و فناوری با رویکردی جدید است که همه ما باید برای پیروزی در این عرصه نبرد از جان و مال و وقت خود مایه بگذاریم و این یک وظیفه الهی و ملی است که باید همه در راستای دستیابی به توسعه اقتصادی، اجتماعی، سیاسی و فرهنگی کشور گام برداریم و با تأکید بر ارزش­های دینی و مذهبی توسعه و توسعه یافتگی را تعریف کنیم همان گونه که رهبر انقلاب فرمودند «تکریم جهاد و شهادت» و اعتماد به مردم و عقیده واقعی به مشارکت ملت، از شاخص­های هویت اسلامی و انقلابی نظام می­باشد که باید مورد توجه جدی مردم و مسوولین نظام جمهوری اسلامی در حال حاضر قرار گیرد.
ادامه دارد...