به بهانه هفته نیروی انتظامی!


باری که امروز بر دوش نیروهای انتظامی است به دلایل زیر بسیار سنگین است و جا دارد به مقوله امنیت با نگاهی از سر واقع­بینی توجه بیشتری شود!
این توجه از تکریم و احترام پلیس و نیروی انتظامی گرفته تا تأمین نیازمندی­های آنان را شامل می­شود. زیرا شناسایی، تعقیب و دستگیری مجرمین سه رکن عمده فعالیت نیروی انتظامی است که هوشیاری، شجاعت و امانتداری آنها را در بوته آزمایش گذاشته و بارها نشان داده­اند جانشان در کف دست و خاطرشان متوجه عمل به وظایفی است که گریز از آن را گزیری نیست!
جایگاه پلیس و نیروی انتظامی امروز جایگاهی امنیت­بخش است، جایگاهی است که خلأ آن را با هیچ نیرو و امکاناتی حتی با تجهیزات پیشرفته و مدرن تنها نمی­توان پر کرد!
پلیس حافظ امنیت و وجودش ملجأ و پناهگاه کسانی است که در شهرها و حتی بخش­ها و روستاها می­خواهند به دور از تعدی و تجاوز جنایتکاران و خلاف­کنندگان با آرامش زندگی کنند و اگر با مشکلی مواجه شدند برای کمک و یاری و رهایی به آن توسل جویند!
هر چند ایجاد امنیت و حفظ آن صرفاً با حضور نیروی انتظامی امکان­پذیر نیست اما شرایط و اقدامات دیگری مانند قوانین مرتبط با موضوعیت امنیت، نهادینه کردن احترام به قانون در فرهنگ عمومی، اقدامات پیشگیرانه برای عدم تحقق جرم و زدودن فضاها و نگاه­های جرم­زا از چهره شهرها و روستاها ضرورت­های اجتناب­ناپذیر در کمک به نیروی انتظامی است و بسیار مؤثرند اما از همه مهمتر این است که مردم نیروی انتظامی را حافظ امنیت و منافع مشروع و قانونی خود دانسته هر جا حضور پلیسی را مشاهده کردند، احساس امنیت کنند و هر آنجا لازم بوده باشد و نیست، احساس خطر کنند!
آنچه تعاملات و رفتارهای دوجانبه بین مردم و نیروی انتظامی را قوت می­بخشد، اعتماد و باور به صداقت در کارهاست، بر این اساس بر کلیه نیروهای انتظامی واجب است و آنها ملزم به رعایت این مهم هستند که با اجرای ضوابط و مقررات و رفتاری متناسب با موضوعیت کارشان این اعتماد را که سرمایه مهمی است حفظ کرده در تقویت آن بکوشند!
نیروهای انتظامی هم مانند سایر مردم دارای احساسات، عقلانیت و دانش لازم برای تحقق بخشیدن به وظایفشان هستند، هر چند ممکن است مانند سایر مشاغل و دیگر دست­اندرکاران امور، فرد یا افرادی در میانشان باشند که از سمت خود سوء استفاده کرده موجب آزار و اذیت بی­گناهانی را فراهم آورند که قطعاً در تمام دنیا کم و بیش دیده شده و هیچ اداره و سازمانی بری از آن نخواهد بود. لیکن به این مهم می­باید توجه کرد که مسئولیت­پذیری، هدر ندادن فرصت، سرعت در تصمیم­گیری و اجرا و جسارت در ورود به عملیات خطرآفرین و سخت گاه نادانسته عده­ای را در مظان اتهام قرار می­دهد و چه بسا از میان صدها و بعضاً هزاران عملیات موفقیت­آمیز روی چند عملیات حرف و حدیث­هایی هم به وجود آید که دور از واقعیت نیست. اما ناگفته پیداست که این موارد به معنای نادیده گرفتن زحمات و تلاش­های بسیار نیروی انتظامی در شناسایی، تعقیب و دستگیری مجرمین و نظارت بر اجرای صحیح قوانین نیست!
کافی است یک روز هیچ نیروی پلیسی در سر چهارراه­ها نباشد، آنوقت خواهیم دید که چه اتفاقات ناگواری روی خواهد داد!
بر این اساس لازم است از وجود نیروهای انتظامی و پلیس غیرمرئی و ناشناخته در شهرها استفاده کنیم تا حتی کسانی که خود را موظف به اجرای قوانین نمی­دانند، بر این باور و احساس باشند که چشم­های تیزبین پلیس بدون آن که شناسایی شوند، شاهد قانون­شکنی و یا امور خلاف آنان هستند!
میزان تلفن­هایی که از طریق پلیس 110 پاسخ داده می­شود را فقط در یک شهر مانند شیراز در ذهن خطور دهیم، ببینیم اگر به این درخواست­های کمک پاسخ مناسب داده نشود و یا در رساندن نیروهای کمکی تعلل شود چه اتفاقات ناگوار و بعضاً جنایاتی رخ خواهد داد!
امام علی (ع) فرموده: «نعمتان مجهولتان، الصحه والامان» [دو نعمت برای مردم ناشناخته است، تندرستی و امنیت خاطر]
آیا جز این است که یکی از مهمات بازدارنده صدمات بدنی و حافظ امنیت، همین نیروی انتظامی و یا پلیس است!
با این وصف، آیا جز این پیامی می­ماند که مردم می­باید قدرشناس این نیروی جان­برکف باشند و با عمل به قانون آنها را در اجرای وظایف خود کمک کنند؟
حال این سؤال پیش می­آید که چگونه می­توان انگیزه و سلامت کار را در نیروهای انتظامی حفظ کرد و قوت بخشید؟
پاسخ آن بسیار ساده است. به وضع زندگی و نیازمندی­های آنان، چه در امور و احوال شخصیه و چه در شرایط و موقعیت کاری و شغلی می­باید کاملاً توجه نمود و آنان را مورد حمایت قرار داد.
در استخدام آنها سعی شود باهوش­ترین، باسوادترین، با حسن سابقه­ترین و با سلامت­ترین را انتخاب کرد!
یک پلیس ورزشکار که دارای بدنی آماده برای عملیات مورد لزوم باشد، نیاز به تذکر و تنبیه و مؤاخذه در سرعت بخشیدن به کار ندارد!
ادامه در ستون روبه رو
ادامه از ستون روبه رو
رفتار پلیس و عمل و عکس­العملی که از وی سر می­زند به مصداق آیه شریفه «اشداء علی­الکفار رحماء بینهم» است. پلیس می­باید در مقابل مجرمین و خاطیان بی­رحم و در میانه مردم مهربان و صبور باشد!
وقتی پلیس در خانه­ای را می­زند و با ارائه کارت شناسایی در به روی او باز می­شود، یعنی امین­ترین فرد وارد خانه شده است!
این خود نعمتی است که افراد پلیس می­باید قدر آن را بدانند و به نحو احسن در حفظ اعتماد عمومی مسئولیت­پذیر باشند!
ناگفته پیداست که در کشور عزیز ما و به ویژه در فارس که پیوسته مورد طمع سوء استفاده کنندگان بوده نیروی انتظامی توانسته در ایفای وظایف خود، از جان و دل مایه بگذارد و اگر چنین نبود همه ساله شاهد شهادت عده­ای از جمع این نیروهای ارزشمند نبودیم!
آری همیشه اینگونه بوده است که انسان بعضاً به نعمت­هایی که در کنارش هستند چندان توجهی ندارد و پیوسته به دنبال هر آنچه هست که ندارد، اعم از آنکه نداری­ها ضروری باشند یا نباشند!
والسلام