سرمقاله 14 مهرماه 1389
به بهانه هفته نیروی انتظامی!
باری که امروز بر دوش نیروهای انتظامی است به دلایل زیر بسیار سنگین است و جا دارد به مقوله امنیت با نگاهی از سر واقعبینی توجه بیشتری شود!
این توجه از تکریم و احترام پلیس و نیروی انتظامی گرفته تا تأمین نیازمندیهای آنان را شامل میشود. زیرا شناسایی، تعقیب و دستگیری مجرمین سه رکن عمده فعالیت نیروی انتظامی است که هوشیاری، شجاعت و امانتداری آنها را در بوته آزمایش گذاشته و بارها نشان دادهاند جانشان در کف دست و خاطرشان متوجه عمل به وظایفی است که گریز از آن را گزیری نیست!
جایگاه پلیس و نیروی انتظامی امروز جایگاهی امنیتبخش است، جایگاهی است که خلأ آن را با هیچ نیرو و امکاناتی حتی با تجهیزات پیشرفته و مدرن تنها نمیتوان پر کرد!
پلیس حافظ امنیت و وجودش ملجأ و پناهگاه کسانی است که در شهرها و حتی بخشها و روستاها میخواهند به دور از تعدی و تجاوز جنایتکاران و خلافکنندگان با آرامش زندگی کنند و اگر با مشکلی مواجه شدند برای کمک و یاری و رهایی به آن توسل جویند!
هر چند ایجاد امنیت و حفظ آن صرفاً با حضور نیروی انتظامی امکانپذیر نیست اما شرایط و اقدامات دیگری مانند قوانین مرتبط با موضوعیت امنیت، نهادینه کردن احترام به قانون در فرهنگ عمومی، اقدامات پیشگیرانه برای عدم تحقق جرم و زدودن فضاها و نگاههای جرمزا از چهره شهرها و روستاها ضرورتهای اجتنابناپذیر در کمک به نیروی انتظامی است و بسیار مؤثرند اما از همه مهمتر این است که مردم نیروی انتظامی را حافظ امنیت و منافع مشروع و قانونی خود دانسته هر جا حضور پلیسی را مشاهده کردند، احساس امنیت کنند و هر آنجا لازم بوده باشد و نیست، احساس خطر کنند!
آنچه تعاملات و رفتارهای دوجانبه بین مردم و نیروی انتظامی را قوت میبخشد، اعتماد و باور به صداقت در کارهاست، بر این اساس بر کلیه نیروهای انتظامی واجب است و آنها ملزم به رعایت این مهم هستند که با اجرای ضوابط و مقررات و رفتاری متناسب با موضوعیت کارشان این اعتماد را که سرمایه مهمی است حفظ کرده در تقویت آن بکوشند!
نیروهای انتظامی هم مانند سایر مردم دارای احساسات، عقلانیت و دانش لازم برای تحقق بخشیدن به وظایفشان هستند، هر چند ممکن است مانند سایر مشاغل و دیگر دستاندرکاران امور، فرد یا افرادی در میانشان باشند که از سمت خود سوء استفاده کرده موجب آزار و اذیت بیگناهانی را فراهم آورند که قطعاً در تمام دنیا کم و بیش دیده شده و هیچ اداره و سازمانی بری از آن نخواهد بود. لیکن به این مهم میباید توجه کرد که مسئولیتپذیری، هدر ندادن فرصت، سرعت در تصمیمگیری و اجرا و جسارت در ورود به عملیات خطرآفرین و سخت گاه نادانسته عدهای را در مظان اتهام قرار میدهد و چه بسا از میان صدها و بعضاً هزاران عملیات موفقیتآمیز روی چند عملیات حرف و حدیثهایی هم به وجود آید که دور از واقعیت نیست. اما ناگفته پیداست که این موارد به معنای نادیده گرفتن زحمات و تلاشهای بسیار نیروی انتظامی در شناسایی، تعقیب و دستگیری مجرمین و نظارت بر اجرای صحیح قوانین نیست!
کافی است یک روز هیچ نیروی پلیسی در سر چهارراهها نباشد، آنوقت خواهیم دید که چه اتفاقات ناگواری روی خواهد داد!
بر این اساس لازم است از وجود نیروهای انتظامی و پلیس غیرمرئی و ناشناخته در شهرها استفاده کنیم تا حتی کسانی که خود را موظف به اجرای قوانین نمیدانند، بر این باور و احساس باشند که چشمهای تیزبین پلیس بدون آن که شناسایی شوند، شاهد قانونشکنی و یا امور خلاف آنان هستند!
میزان تلفنهایی که از طریق پلیس 110 پاسخ داده میشود را فقط در یک شهر مانند شیراز در ذهن خطور دهیم، ببینیم اگر به این درخواستهای کمک پاسخ مناسب داده نشود و یا در رساندن نیروهای کمکی تعلل شود چه اتفاقات ناگوار و بعضاً جنایاتی رخ خواهد داد!
امام علی (ع) فرموده: «نعمتان مجهولتان، الصحه والامان» [دو نعمت برای مردم ناشناخته است، تندرستی و امنیت خاطر]
آیا جز این است که یکی از مهمات بازدارنده صدمات بدنی و حافظ امنیت، همین نیروی انتظامی و یا پلیس است!
با این وصف، آیا جز این پیامی میماند که مردم میباید قدرشناس این نیروی جانبرکف باشند و با عمل به قانون آنها را در اجرای وظایف خود کمک کنند؟
حال این سؤال پیش میآید که چگونه میتوان انگیزه و سلامت کار را در نیروهای انتظامی حفظ کرد و قوت بخشید؟
پاسخ آن بسیار ساده است. به وضع زندگی و نیازمندیهای آنان، چه در امور و احوال شخصیه و چه در شرایط و موقعیت کاری و شغلی میباید کاملاً توجه نمود و آنان را مورد حمایت قرار داد.
در استخدام آنها سعی شود باهوشترین، باسوادترین، با حسن سابقهترین و با سلامتترین را انتخاب کرد!
یک پلیس ورزشکار که دارای بدنی آماده برای عملیات مورد لزوم باشد، نیاز به تذکر و تنبیه و مؤاخذه در سرعت بخشیدن به کار ندارد!
ادامه در ستون روبه رو
ادامه از ستون روبه رو
رفتار پلیس و عمل و عکسالعملی که از وی سر میزند به مصداق آیه شریفه «اشداء علیالکفار رحماء بینهم» است. پلیس میباید در مقابل مجرمین و خاطیان بیرحم و در میانه مردم مهربان و صبور باشد!
وقتی پلیس در خانهای را میزند و با ارائه کارت شناسایی در به روی او باز میشود، یعنی امینترین فرد وارد خانه شده است!
این خود نعمتی است که افراد پلیس میباید قدر آن را بدانند و به نحو احسن در حفظ اعتماد عمومی مسئولیتپذیر باشند!
ناگفته پیداست که در کشور عزیز ما و به ویژه در فارس که پیوسته مورد طمع سوء استفاده کنندگان بوده نیروی انتظامی توانسته در ایفای وظایف خود، از جان و دل مایه بگذارد و اگر چنین نبود همه ساله شاهد شهادت عدهای از جمع این نیروهای ارزشمند نبودیم!
آری همیشه اینگونه بوده است که انسان بعضاً به نعمتهایی که در کنارش هستند چندان توجهی ندارد و پیوسته به دنبال هر آنچه هست که ندارد، اعم از آنکه نداریها ضروری باشند یا نباشند!
والسلام
مدیر مسول و صاحب امتیاز : محمد عسلی