سرمقاله 15 مهرماه 1389
ملتی که میخواهد و میتواند
از آنجا که ما چشم داشتن به تکنولوژی بیگانگان و اتکا به داشتههای آنان را سالها تجربه کرده و هزینههای آن را نیز پرداختهایم و باور کردهایم که تأسی به چنین روندی هم از جهت اقتصادی و هم فرهنگی تبعات خوشایندی برای کشور ندارد باید با تکیه بر تواناییهای بومی و تقویت اعتماد به نفس ملی بقایای زنجیر وابستگی به غیر را از پای بگشاییم و به نخبگان علمی خود میدان بدهیم و به گونهای زمینهسازی کنیم که از نیروهای انسانی موجود در کشور نهایت بهرهبرداری صورت گیرد و دستیابی به توفیقات علمی در عرصههای گوناگون را به جایی برسانیم که برخی از ایرانیان خارجنشین که هنوز به این باور نرسیدهاند که ظرفیتهای موجود کشور کشش لازم را برای جلب و جذب آنها دارد نیز به قافله دانشمندان ایرانی بپیوندند.
چه بسیار ایرانیانی که در کمپانیها و شرکتها و سازمانهای خارجی به کار پژوهش مشغولند که اگر هم و غم و اندوختهها و تجارب خود را در اختیار پژوهشگران ایرانی قرار دهند و بدین ترتیب حلقههای مفقوده را کامل کنند، موازنه تولیدات علمی را به نفع ایران به هم خواهند زد و کاری می کنند کارستان که در این صورت هیچ قلهای از قلههای افتخار دور از دسترس اندیشمندان ایرانی نخواهد بود.
برای دستیابی به این مهم شایسته است بهترینها از لحاظ تواناییهای علمی به دانشگاهها راه یابند و بهترینها از جهت قدرت اداره امور در ادارات و سازمانها به کار گرفته شوند زیرا بسترسازی فرهنگی برای دگرگونی علمی به مراتب مهمتر از تخصیص بودجه و راهاندازی نهادهای حمایتکننده است.
حرکتهایی از این دست باید همسو و موازی باشد. یعنی از یک سو افرادی تصدی کارها را بر عهده داشته باشند که در صلاحیت علمی و مدیریت آنها تردیدی وجود نداشته باشد و از سویی دیگر امکانات مادی و حمایتهای مالی برای جذب و جلب نخبگان به کار گرفته شود.
تقویت احساس همسرنوشتی و عرق ملی تنها با ایجاد شرایطی که برجستگی رویکرد عادلانه در توزیع نیروها و تقسیم مسئولیتها به صورت محسوس به چشم بیاید امکانپذیر است.
متأسفانه رویکردهای جناحی خصوصاً ظرف دو دهه اخیر تازیانههای بیشماری بر گرده وحدت و اعتماد ملی فرود آورده و عمدتاً کسانی که مسایل را از مجاری نگاههای تنگ جناحی دنبال میکنند با تخصص و انجام علمی کارها میانه خوبی ندارند زیرا در دستیابی به برخی مسئولیتها خود را وامدار این و آن میدانند، این و آنی که دیگر جایی برای تصدی امور توسط نخبگان باقی نمیگذارند. بگذریم از این که اساساً شکلگیری جناحهای سیاسی آن هم به صورت نیمبند و اغلب متکی به تشکلهای سنتی و بیگانه با ملزومات فعالیت حزبی روزآمد، هرگز در این خطه راه به جایی نبرده و جز اتلاف وقت و مشاجره بر سر موضوعات موهوم و بیهوده و برخورد شعاری با واقعیتها ثمری نداشته است.
لذا اکنون که واقعیت فراتر از برخی شیوههای آزموده شده راه خلاصی از تنگناها را نشان میدهد و روزنهای را برای جبران عقبماندگیهای تاریخی پیش رویمان گشوده است باید با تکیه بر داشتههای بومی اعم از طبیعتی سرشار از ذخایر گوناگون، مردمی صبور و زحمتکش، نیروهای انسانی پرتوان و جوان و گذشتهای سرشار از افتخار و در عین حال تجارب تلخ و شیرین، این راه نرفته را بیازماییم و اطمینان داشته باشیم که اگر گندم بکاریم، گندم درو میکنیم.
عدالت و برخورد انسانی با رویدادها، انگیزه خدمتگزاری را در تمامی اقشار تقویت میکند، آنچنان که بیعدالتی و تبعیض و شکاف طبقاتی و رانتخواری، توجیهکننده بسیاری از بزهکاریها، گروگانگیریها، سرقتها و نابسامانیهای اخلاقی و اجتماعی است.
این یک واقعیت غیرقابل انکار است که ایرانیان در ردیف چندملیّتی هستند که از ضریب هوشی بالایی برخوردارند به طوری که در طول تاریخ هرگاه این توانایی جدّی گرفته شده و بستری برای فعالیت هدفمند اذهان و مغزها فراهم گردیده، آفرینشهای گوناگونی صورت گرفته است تمدنهای شکلگرفته در این خطه و تأثیرگذاری ایرانیان بر سایر تمدنها در طول هزاران سال شاهدی بر این مدعاست.
از این رو باید اذعان داشت که هر جا با توقف چنین روندی مواجه شدهایم علت آن را باید در سوء مدیریتها، خودخواهیها و ندانمکاریها جستجو کنیم و هر جا که درخشیدهایم نیز مدیون اعتماد به نفس ملی، فداکاری، دانشوری و تلاش شبانهروزیمان بودهایم.
راه خوشبختی به روی هیچ ملتی بسته نیست خصوصاً ملتی که میخواهد و میتواند.
مدیر مسول و صاحب امتیاز : محمد عسلی