چرا کابوس می‌بینیم؟

محقق دانشگاه هاروارد معتقد است؛ با کمک فناوریهای جدید امکان مطالعه دقیق بر روی دلایل خواب دیدن و حتی مفاهیم مختلف آن وجود دارد. در فیلم جدید "کریستوفر نولان" با نام "آغاز" که در دسته فیلمهای تخیلی گروه بندی می شود، شخصیتهای فیلم می توانند به رویاهای دیگر افراد وارد شده و در آن تغییراتی ایجاد کنند. شاید امروز دانشمندان نتوانند چنین کاری انجام دهند، اما می توانند با استفاده از فناوریهای جدید تصویربرداری مغزی، به راحتی فعالیتهای مغز را مشخص کرده و بگویند که آیا فرد در حال حساب کردن، حرف زدن، خواندن و یا ترسیدن از یک کابوس است یا نه.
"دیردرا برت" روانشناس دانشگاه هاروارد می گوید؛ با اینکه فناوریهای تصویربرداری روز به روز در حال دقیق تر شدن هستند، اما وی در امکان عملی شدن آنچه در فیلم "آغاز" به نمایش گذاشته می شود تردید دارد.
دانشمندان در حال حاضر می توانند با استفاده از فناوریهای برق نگاری مغزی (EEG)، قلب نگاری الکتریکی (EKG) و فناوری حرکت چشم (REMT) طی دوره های مختلف خواب دریابند کدامیک از بخشهای مغز فعال است تا به این شکل امواج مغزی فرد خواب را ضبط کرده و در برخی از مواقع رویای فرد را از طریق این امواج مغزی ترجمه کنند.
نگاهی مخفیانه به رویاهای انسان
در یکی از آزمایشها، محققان، داوطلبی که به خواب رفته بود را از طریق کابلهایی به روباتی وصل کردند تا روبات بتواند آنچه فرد در رویا می بیند را بازی کند. در این آزمایش روبات از اطلاعات به دست آمده از حرکات چشم فرد برای یافتن جهتی که باید به آن نگاه کند استفاده می کرد.
به گفته "برت" امواج مغزی را می توان به عمل ترجمه کرد. برای مثال فناوری تصویربرداری مغزی می تواند تعیین کند فرد در خواب کابوس می بیند و یا در حال پرواز کردن است.
ذهن انسان از فرصت خواب برای فعال سازی مجدد خود و حل مشکلات استفاده می کند. "برت" برای اثبات این فرضیه از تعدادی از دانشجویان خواست قبل از به خواب رفتن بر روی مشکلات و مساله های تکالیف کلاسی خود تمرکز کنند. در پایان این آزمایش نیمی از دانشجویان اعلام کردند خوابی درباره مساله مورد نظرشان دیده اند و در حدود یک چهارم از آنها نیز پاسخ مساله خود را در خواب یافته بودند. به گفته "برت" این نشان می دهد مغز انسان مانند زمانی که در بیداری برای حل مشکلی فعالیت می کند در هنگام خواب دیدن نیز فعالیت خواهد داشت. دانشمندان در حال حاضر فواید خواب مناسب در شب را به اثبات رسانده اند، اما فواید روانی رویاها و مفاهیم آنها همچنان ناشناخته باقی مانده اند.
بیشتر رویاها در مرحله REM، دوره ای که با حرکات متوالی چشم همراه است، ظاهر می شوند که طی این مرحله بخشهایی از مغز استراحت کرده و عوامل شیمیایی مغز از جمله انتقال دهنده های نورونی تجدید نیرو می کنند. با این همه گاه رویاها در دیگر مراحل خواب انسان نیز رخ می دهند. به ویژه در افرادی که به اختلال فشار روانی پس آسیبی و دیگر مشکلات مختل کننده خواب مبتلا باشند. به گفته "برت" خوابهای عجیب می توانند مهم و تشبیهی باشند. بسیاری از رویاها در صورتی که فرد درباره مفهوم آنها فکر کرده و به ریشه نمادین آن پی ببرد، می توانند در زندگی فرد تاثیرگذار باشند.
کابوس دیدن لازم است
در این صورت اگر رویاها شیوه ای طبیعی برای یافتن راه حلی خلاقانه برای مشکلات به شمار می رود، شاید این سؤال پیش آید که هدف از کابوس دیدن چیست؟
"برت" می گوید؛ کابوسها می توانند برای هشیاری ما از وجود خطرهای ممکن به وجود آیند. کابوسهای پس آسیبی که تنها می توانند آسیبی دوباره به فرد وارد کنند، شاید در دوران اجداد و نیاکان انسان مفید بوده اند و در زمان حمله موجودی وحشی یا نزدیک شدن یک خطر، آنها را از خواب بیدار می کرده اند. اما این زنگ هشدار تکاملی در زندگی امروز چندان کاربردی نیست، زیرا کمتر پیش می آید خطرهایی که در زندگی نوین در کمین انسانها قرار دارد، در فواصل زمانی کوتاه برای قربانیان مشابهی تکرار شود، با این حال برخی از کابوسها می توانند توجه فرد را نسبت به امری نگران کننده و یا موضوعی که برای فرد از اهمیت برخوردار است، جلب کرده و واکنش وی را نسبت به آن موضوع تغییر دهد.
همچنین مطالعات "برت" نشان می دهند؛ بسیاری از رویاها مفاهیم پنهانی دارند و پیامهای آن برای راهنمایی فرد در زندگی بیرون از سرزمین رویاهاست، همچنین گاه رویاهای عجیب و غریب هیچ مفهومی ندارند.                   منبع: تبیان

ناچیز بودن قدرت استدلال رایانه در مقایسه با انسان

مهر: استاد فلسفه دانشگاه «امهرست» آمریکا معتقد است که رایانه نمی‌تواند مانند انسان در مورد مفروضات و داده‌های ارائه شده به آن تفکر و استدلال کند. حتی منطق مورد استفاده رایانه برای استنتاج و اینکه بر اساس کدام دستگاه منطقی "استنتاج" کند محل تردید است.
 الکساندر جورج، استاد فلسفه دانشگاه امهرست درباره این موضوع که آیا می شود رایانه را به گونه‌ای برنامه‌ریزی کرد که مانند فیلسوف تفکر کند، این کار را امکان پذیر نمی‌داند.
اگر بشود رایانه را به جای انسان به کار برد که بتواند مانند فیلسوف به تجزیه و تحلیل مسائل بپردازد، خیلی از کارها راحت و آسان می‌شود. ولی این کار امکان پذیر نیست.
نمی‌شود رایانه را به گونه‌ای برنامه‌ریزی کرد که مانند یک فیلسوف بیندیشد و تفکر کند. رایانه می‌تواند در مورد موضوعی چون "فلسفه دیوید هیوم" یا "دلایل الهیاتی وجود خدا" اطلاعات از پیش داده شده را ارائه دهد، ولی نمی‌تواند مانند فیلسوفان به بحث و استدلال عمیق در مورد این موضوعات بپردازد. آنچه ایجاد اشکال می‌کند، دستگاه منطقی لازم برای این مباحثه فلسفی است. سؤال این است که چه دستگاه منطقی برای مباحثه فلسفی مورد نیاز است تا رایانه از آن بهره‌مند شود. نکته و مسأله دیگر این است که منابع استخراج مطالب در رایانه چیستند؟
فرض کنیم که رایانه به بحثهای فلسفی وارد شود و از عهده این کار برآید، باز این سؤال مطرح است که کدام منابع و آثار برای گزینش اطلاعات باید مورد توجه قرار گیرند.
بر فرض تهیه دستگاه منطقی برای رایانه که بتواند بر اساس فرضهای ارائه شده استنتاج کند، سؤال جدی‌تر در مورد نحوه تفکر وجود دارد. "استنتاج" بخشی از کار تفکر است. رایانه صرفاً بر اساس فرضهای موجود دست به استنتاج می‌زند و این در حالی است که تفکر در مورد خود مفروضات نیز بخشی از فرایند تفکر است که رایانه قادر به انجام آن نیست.