جراح معروف قلب، كلاهبردار لوازم صوتي و تصويري از آب درآمد

ایسنا: ماموران نيروي انتظامي، كلاهبردار سابقه داري را كه اين بار تحت پوشش، جراح قلب اقدام به سرقت از فروشندگان لوازم صوتي و تصويري مي‌كرد را دستگير كردند.
چهارم مهرماه سال جاري، ماموران کلانتري 134 شهرک قدس از طريق مرکز فوريت‌هاي پليسي «110»، در جريان دستگيري كلاهبرداري در ميدان کاج قرار گرفتند.
ماموارن نيروي انتظامي، با حضور در مقابل يک پاساژ تجاري در ميدان کاج تهران، با شاكي روبرو شدند كه مدعي شد فرد دستگيرشده، قصد داشته تا با شيوه‌اي ماهرانه، چند دستگاه
«LCD» را به سرقت ببرد.
با تشکيل پرونده مقدماتي، پرونده جهت رسيدگي تخصصي در اختيار کارآگاهان پليس آگاهي تهران بزرگ قرار گرفت.
شاکي پرونده پس از حضور در پليس آگاهي تهران به کارآگاهان گفت كه در روز حادثه، فردي با فروشگاه لوازم صوتي و تصويري من در خيابان جمهوري تماس گرفت و خود را دکتر و جراح مشهور و بين‌المللي قلب معرفي و تقاضاي خريد سه دستگاه تلويزيون LCD کرد.
بنابر اظهارات شاكي، وي كه به نحوه صحبت كردن اين پزشك مشكوك شده بود، به صورت مخفيانه به نحوه تحويل تلويزيون‌ها نظارت كرده و از دور نظاره‌گر نحوه تحويل LCD شده بود.
وي به كارآگاهان گفت: پس از تحويل دو دستگاه LCD فرد خريدار به همراه راننده آژانس، سوار بر ماشين شده كه آنها را تعقيب كردم تا آن که به مقابل يک پاساژ تجاري در ميدان کاج رسيدند، در آنجا بود که خريدار از ماشين پياده و به داخل پاساژ رفت و من نيز او را تعقيب کردم و زماني که مشاهده کردم او از در ديگر پاساژ خارج شده و قصد سوار شدن به يک دستگاه تاکسي را دارد، توسط مردم او را دستگير و به پليس زنگ زدم.
راننده پيک نيز در اظهارات خود با بيان اين كه دكتر تقلبي از وي خواسته تا دستگاه سوم را براي نصب به مطب محل کارش ببرم، گفت: در بين راه، اين شخص از من درخواست کرد تا در مقابل پاساژي توقف کنم تا او اقدام به فروش چند سکه طلا كند.
در ادامه تحقيقات و با بررسي سوابق متهم به نام محمد مشخص شد که وي يکي از مجرمان سابقه دار در زمينه کلاهبرداري است كه بارها توسط ماموران نيروي انتظامي دستگير و روانه زندان شده است.
متهم در اعترافات خود درباره شيوه كلاهبرداري به کارآگاهان اظهار داشت: از طريق آگهي‌هاي تبليغاتي روزنامه‌ها اقدام به شناسايي منازل آپارتماني در مناطق شمال تهران که مالکان آنها قصد فروش و يا کرايه دادن آنها را داشتند، مي‌کردم و پس از مراجعه به نشانی اين منازل و معرفي خود به عنوان پزشک با سرايه‌دار مجتمع‌هاي مسکوني طرح دوستي ريخته و پس از چند روز رفت و آمد و پس از آن که اطمينان سرايه‌دار را کاملا جلب کرده، از سرايه‌دار مي خواستم تا در زمان تحويل لوازم، سفارشات را نزد خود نگهدارد تا پس از بازگشت به منزل آنها را تحويل بگيرم.
با توجه به اعترافات صريح و کامل متهم در خصوص شيوه و شگرد کلاهبرداري از مالباختگان وفروشندگان لوازم خانگي، صوتي و تصويري، شناسايي مالباختگاني که بدين شيوه اموال آنها مورد سرقت و کلاهبرداري قرار گرفته در دستور کار، کارآگاهان پايگاه دوم پليس آگاهي تهران بزرگ قرار گرفت.
در تحقيقات انجام شده، مشخص شد که پرونده‌هاي مشابه ديگري در شعبات مختلف مراجع قضايي تشکيل و در حال رسيدگي است که با تجميع پرونده مشابه از مراجع مختلف قضايي و انتظامي ده‌ها نفر از مالباختگان شناسايي و به پايگاه دوم پليس آگاهي تهران بزرگ دعوت شدند.
سرهنگ مهرداد يگانه ـ رييس پايگاه دوم پليس آگاهي تهران بزرگ ـ با اعلام اين موضوع که متهم اموال مسروقه را از طريق آگهي نيازمندي‌هاي روزنامه‌ها و جرايد به فروش مي‌رساند، در ادامه گفت: متهم پرونده در تماس‌هاي خود با فروشندگان لوازم خانگي، صوتي و تصويري علاوه بر معرفي خود به عنوان جراح قلب، از عناوين ديگري همچون "تاجر" و "مهندس" نيز استفاده
کرده است.
وي در پايان عنوان كرد: از تمامی مالباختگاني که بدين شيوه مورد کلاهبرداري قرار گرفته‌اند، دعوت مي‌شود تا جهت طرح و پيگيري شکايات خود به پايگاه دوم پليس آگاهي تهران بزرگ واقع در خيابان زنجان
شمالي و يا شعبه چهارم بازپرسي دادسراي ناحيه 2 تهران مراجعه كنند.


قتل یک خانواده در ویلای شماره 13

 

خبرآنلاين: اجساد مرد ثروتمند و اعضای خانواده‌اش که قربانی جنایت مرموز شده‌اند در ویلای شماره 13 منطقه گلسار رشت کشف شد.
صبح شنبه- 17 مهر- مردی هراسان در تماس با پلیس رشت، از قتل دختر، داماد و نوه‌اش خبر داد. بلافاصله گروهی از کارآگاهان همراه بازپرس جنایی خود را به خانه ویلایی شماره 13 منطقه گلسار رساندند.
در تحقیقات مقدماتی مشخص شد صاحبخانه 46 ساله، همسر 44 ساله و پسر 17 ساله‌اش قربانی جنایت مرموز شده‌اند. شواهد نشان می‌داد قاتل یا عاملان جنایت بدون هیچ درگیری وارد خانه شده و جنایت را کلید زده‌اند.
سرهنگ عبادالله کریمی، رئیس پلیس آگاهی استان گیلان درباره این جنایت گفت: وجود جعبه شیرینی و لوازم پذیرایی در خانه، از احتمال قتل به دست میهمانی آشنا حکایت دارد که هم اکنون کارآگاهان در این باره نیز تحقیق می‌کنند.
وی درباره انگیزه جنایت هم اظهار داشت: با توجه به اوضاع مالی صاحبخانه، ابتدا احتمال قتل با انگیزه سرقت مطرح شد، اما عاملان جنایت در حالی که بیش از
500 میلیون تومان فرش، پول و طلا در خانه بود، بدون سرقت گریخته‌اند. هم اکنون
نیز کارآگاهان سرگرم تحقیقات جنایی برای کشف این جنایت هستند. حال آن
که با توجه به نحوه قتل، به نظر می‌رسد
اعضای خانواده، قربانی انتقام کور شده‌اند.
سرهنگ کریمی با رد شایعات درباره وقوع قتل‌های سریالی در رشت، از شهروندان خواست در صورت اطلاع از دلیل و انگیزه این جنایت و یا شناسایی عاملان قتل، بلافاصله موضوع را به پلیس آگاهی اطلاع دهند.

حكم دادگاه صادر شد قصاص، سرانجام قاتل راننده آژانس

 

فارس: جواني كه همكار سابق خود در آژانس را به قتل رسانده بود، با حكم دادگاه به قصاص محكوم شد.
صبح 6 ارديبهشت سال گذشته، خانواده مرد ميانسالي با حضور در دادسراي جنايي تهران مدعي شدند پدر خانواده به نام رحمت، از يك روز قبل از خانه خارج شده و ديگر بازنگشته است.
تحقيقات از محل كار اين مرد كه يك آژانس بود آغاز و مشخص شد صبح روز قبل، وي به درخواست يك مسافر از آژانس خارج شده و ديگر از وي خبري نيست.
   در ادامه تحقيقات مشخص شد، فرد مفقود شده همان روز با خودروي خود در حوالي پارك وي با يك خودرو تصادف كرده است، اما از اظهارات فردي كه با وي تصادف كرده بود هم سرنخي پيدا نشد تا اينكه 9 روز بعد جسد وي در حالي كه كنار يكي از جاده‌هاي خروجي تهران رها شده بود، كشف شد.
حدود يك هفته بعد، خودروي مقتول نيز در حالي كه مرد ناشناسي سوار آن بود شناسايي و متوقف شد؛ راننده خودرو مدعي بود كه خودرو را از پسرش تحويل گرفته است. پسر وي نيز به نام ميلاد كه از همكاران سابق مقتول بود،‌ شناسايي و دستگير شد و بعد از اينكه تلاش كرد پليس را از رسيدن به اصل موضوع منحرف كند، به ارتكاب قتل رحمت اعتراف كرد.
با اعتراف ميلاد به ارتكاب قتل، قرار مجرميت وي از سوي دادسراي جنايي تهران صادر و پرونده براي رسيدگي به شعبه 113 دادگاه كيفري استان تهران ارجاع داده شد كه شنبه هفته گذشته به رياست قاضي محمدسلطان همتيار برگزار شد.
بعد از قرائت كيفرخواست توسط نماينده دادستان و همچنين درخواست اولياي‌دم مبني بر قصاص متهم، ميلاد در جايگاه قرار گرفت و در تشريح حادثه گفت: حدود يك سال قبل از حادثه با مقتول همكار بودم؛ او دچار انحراف اخلاقي بود و از من مي‌خواست به خواسته‌هاي شيطاني او تن بدهم.
وي ادامه داد: او بارها قصد داشت مرا مورد آزار و اذيت قرار دهد اما من اجازه ندادم. تا اينكه من از آژانس رفتم و تصميم گرفتم اين كار او را تلافي كنم. روز حادثه از تلفن عمومي با آژانس تماس گرفتم و درخواست كردم كه مقتول را به صورت در اختيار، به نشانی كه گفتم بفرستند.
متهم گفت: مقتول به نشانی آمد و از او خواستم مرا به یک نشانی ببرد، او دوباره حرف‌هاي قبلي را تكرار كرد؛ در خيابان وليعصر دو ليوان شيرموز خريدم و قرص‌هاي خواب‌آوري كه از قبل خريده بودم را داخل آن ريختم. حدود نيم ساعت بعد از اينكه آن را خورد، حالش بد شد و با يك خودرو تصادف كرديم.
وي افزود: با كمك راننده‌اي كه با آن تصادف كرده بود، او را به صندلي شاگرد آوردم و به سمت يكي از راه‌هاي خروجي تهران رفتيم و آن جا او را رها كردم. فكر نمي‌كردم او كشته شود، فقط مي‌خواستم او مدتي دنبال خودروي خود بگردد تا از كاري كه با من كرده بود، پشيمان شود.
بعد از اظهارات متهم، قاضي همتيار ختم جلسه را اعلام و بعد از مشورت با مستشاران دادگاه،‌ متهم را به 10 سال حبس،‌ تحمل 100 ضربه شلاق و قصاص محكوم كرد.