باز ایستاده


هر ساله تعداد قابل توجهی از نیروهای انسانی کارآمد در چارچوب قوانین استخدام کشوری بازنشسته می­شوند. از آنجایی که بخشی از این نیروها خصوصاً آنهایی که در حوزه­های فرهنگی و علمی به کار مشغول بوده­اند در جرگه افرادی هستند که از توانایی­ها و تجارب بالایی برخوردارند چگونگی تداوم فعالیت آنها و تأثیری که می­توانند در چرخش امور و انتقال تجربه به نسل­های بعدی داشته باشند حائز اهمیت شایانی است.
در حال حاضر سازوکار تعریف شده­ای که بر اساس آن زمینه بهره­مندی از این نیروها فراهم باشد وجود ندارد. اگر چه نیروهای کارآمد بازنشسته هرگز از پا نمی­نشینند و بعضاً تا سالها پس از بازنشستگی نیز حضوری محسوس و تأثیرگذار در حوزه تخصصی خود دارند اما به لحاظ این که ساختاری وجود ندارد که نحوه ارتباط اینگونه افراد را با ادارات و سازمان­هایی که در آنها اشتغال داشته­اند تعیین کند در نتیجه ممکن است پس از بازنشستگی در حوزه­هایی فعالیت کنند که پیوندی با تخصص و تبحر آنها ندارد و این موضوع باعث می­شود که امکان بهره­گیری فراگیر از تجارب آنها به نحو شایسته­ای فراهم نباشد. و یا این که به دلیل فقدان انگیزه لازم خودشان تمایلی به ادامه فعالیت در حوزه تخصصی خود نداشته باشند.
در حالی که اگر وضعیت به گونه­ای باشد که بین فعالیت­های تخصصی آنها و حقوق و مزایایشان در دوران بازنشستگی رابطه معناداری وجود داشته باشد قضیه کاملاً متفاوت خواهد بود.
البته ممکن است کسانی با پیش کشیدن بحث مسایل و روال­های قانونی از جمله عدم تعهد قانونی سازمان بازنشستگی در خصوص اعمال امتیازاتی از این دست در حقوق و مزایای برخی بازنشستگان مورد نظر، موضوع را غیرقابل طرح و کان­لم­یکن تلقی کنند. اما چنین موضوعی را باید از منظری دیگر دنبال کرد و به دنبال سازوکاری ویژه برای آن بود که تعارضی با چارچوب­های قانونی نیز نداشته باشد.
برخی از بازنشستگان که به دلیل تجارب فراوان، توانایی زیادی برای انجام تحقیقات و پژوهش­های علمی دارند، در صورتی که احساس کنند حاصل زحمات آنان نادیده گرفته نمی­شود می­توانند موجد یک جریان فرهنگی در راستای توسعه علمی کشور باشند.
شایان ذکر است که در بسیاری از ادارات و سازمان­ها به تحقیقات و پژوهش­ها و آثاری که توسط کارکنانشان در زمان فعالیت رسمی ارائه می­شود، بها می­دهند و پس از ارزیابی بر مبنای معیارهای از پیش تعیین شده امتیازاتی برای آنها در نظر می­گیرند که بر حقوق و مزایای آنها بی­تأثیر نیست، اگر چه بسیاری از این تألیف­ها و پژوهش­ها از عمق و اثرگذاری چندانی هم برخوردار نیست زیرا کمتر پیش می­آید پژوهش­هایی که در حاشیه کار اصلی دنبال می­شود با غور و تأمل در جزئیات و زوایای موضوع مورد تحقیق همراه باشد.
در حالی که بازنشستگان به دلیل فراغتی که از لحاظ زمانی دارند می­توانند با بهره­گیری از تجارب عملی و اندوخته­های خود ارائه دهنده تحقیقات و پژوهش­های ارزنده­ای باشند. در کشورهای توسعه یافته بخش اعظمی از پژوهش­های علمی با همکاری افرادی از این دست به فرجام می­رسد.
از این رو اگر اراده­ای برای بهره­گیری از نیروهای  انسانی باتجربه و غیرشاغل وجود داشته باشد می­توان به راه­اندازی سازمان یا اداره­ای که وظیفه­اش کشف و شناسایی بازنشستگان باتجربه و توانمند و برنامه­ریزی برای بهره­گیری از توانایی­های آنها باشد، اندیشید.
بسیاری از افراد برخوردار از توانایی­های فکری و خلاق، در زمان اشتغال به دلیل قرار گرفتن در چارچوب سازوکارهای اداری قادر به بروز خلاقیت­های خود نیستند و اغلب برای بالا بردن دبی آب باریک حقوق خود اوقاتشان را صرف اضافه­کاری، مأموریت یا مشارکت در فعالیت­های آغشته به روزمرگی که در کوتاه­مدت نتیجه می­دهد می­کنند اما با فراغت یافتن از کار احساس می­کنند که ای دل غافل چه کارهایی که می­توانستیم به انجام برسانیم اما قوانین خشک و ناگزیر اداری به ما فرصت نداد.
برخی از افراد در زمان اشتغال به کار به هر دلیل انگیزه­ای برای همکاری در عرصه­های پژوهشی ندارند زیرا احساس می­کنند که اولویت داشتن برخی از طرح­ها و برنامه­ها و دیدگاه­ها مجالی برای برنامه­های آنها که نتایجی قابل پیش­بینی ندارند و در عین حال هزینه­بر هم هستند، باقی نمی­گذارد.
در حال حاضر سخن از توسعه در عرصه­های گوناگون مطرح است و بر هیچ کس پوشیده نیست که تحقیق و پژوهش بهترین پشتوانه برای توسعه به شمار می­رود. از طرفی بومی­سازی راهکارها و پروژه­ها مستلزم توجه به اهل تجربه و افراد توانمند است. شایان ذکر است که بهره­گیری از بازنشستگان صرفاً به استفاده از کارهای پژوهشی آنها محدود نمی­شود.
تصور کنید که جمعی از بازنشستگان نخبه یک اداره یا سازمان با برگزاری نشست­های تحلیلی، کارنامه آن سازمان را در فصول مختلف مورد نقد و ارزیابی قرار دهند و نتایج آن را نیز در نشریاتی که به صورت ویژه منتشر می­شود بازتاب دهند. بدون تردید آثار سازنده و رهنمون­کننده­ای خواهد داشت.
ادامه در ستون روبه رو
ادامه از ستون روبه رو
مسأله دیگری که در این ارتباط درخور تأمل است این که گاه نگاه از بیرون به یک سازمان و اداره و موضوع کار با نگاهی که از درون به آن داریم متفاوت است چرا که افراد شاغل و درگیر کار همواره نگاهی توجیه­کننده و بخشنامه­ای به روند امور دارند در حالی که یک بازنشسته چنین قید و بندی را بر دست و پای خود نمی­بیند از این رو جرأت و جسارت بیشتری برای ارائه طریق در راستای خلاصی از برخی مشکلات دارد.
شاید بتوان گفت بهترین تجلیل از بازنشستگان بسترسازی برای بهره­مندی از تجارب و اندوخته­های علمی آنان باشد. وجود چنین بستری ضمن این که این قشر را همچنان با انگیزه و سر پا نگه می­دارد، راه حل­های بیشماری را برای عبور از تنگنای موجود پیش روی مدیران می­گذارد و از یک بازنشسته یک باز ایستاده می­سازد.