صفحه 7--11 آبان 89
بازیهای مشارکتی
این باور غلط که ما مردم تکرو هستیم و هرگاه که بخواهیم دسته جمعی دست به کاری بزنیم با شکست روبرو میشویم؛ دیرزمانی در حافظه جامعه ما ماندگار شده بود، اما به تدریج با پیشرفت علم این تئوری محکوم به شکست شد. در زمانی که بازیهای میدانی در ایران رونق چندانی نداشت دلمان به چند مدالی که کشتی گیران یا وزنهبرداران نصیبشان میشد خوش بود، اما امروزه جوانان ما ثابت کردهاند که در بازیهای مشارکتی نیز حرفهای زیادی برای گفتن داریم.
کتاب مفید بازی های مشارکتی میخواهد به ما ثابت کند که روح همکاری و تعاون را باید از همان کودکی در اندیشه آنها جا انداخت و ترس و وحشت را با جمع بودن با تمرینهای شاد از روح آنها زدود.
«اما انگیزه اصلی انتشار این کتاب ارائه بازیهایی برای کودکان است که در آنها بر ایجاد و افزایش مهارتهای اجتماعی و توجه به مشارکت و برقراری ارتباط با گروه تأکید شده است. همچنین به منظور هر چه کاربردیتر کردن بازیها و سهولت در اجرای آنها با توجه به عناصر فرهنگی موجود در جامعه امروز بازیها در چند مهدکودک تهران به وسیله مؤسسه توسعه مهارتهای کودکان (اتم) اجرا شده است»
در مقدمه زیبای مترجم آمده است:
«دوست داریم که فرزندانمان چگونه و در چه محیطی بازی کنند؟ محیطی تهدیدآمیز و سرشار از رقابت؟ یا محیطی امن و سرشار از مشارکت؟ دوست داریم فرزندانمان از فرایند بازی لذت ببرند یا نگران نتیجه بازی باشند؟ دوست داریم آنچه کودکانمان از بازی میآموزند سرمشقی منطبق بر ارزشهای ما در زندگی باشد یا ارزشهایی را الگو قرار میدهیم ولی ضد آن ارزشها او را در بازی تربیت میکنیم؟»
از بازی تعاریف گوناگونی ارایه شده است از آن جمله «بازی تفکر کودک است» و یا «تأثیر طبیعی بازی در دوران کودکی این است که کودک با بازیهای نمادین، نقشهای متنوعی را ایفا میکند که در سالهای بعدی محور هویت او میشود» و ما امیدواریم که کودکانمان با انجام این بازیها ارزشهایی چون همکاری، مشارکت، مشورت و مانند آن را تجربه کنند و در زندگی خود متجلی سازند بازیهایی که در کتاب بدان پرداخته شده است عبارتند از:
سالاد میوه، مهمانی، دوست من کمکم کن، تعادل کتاب، پانتومیم، زنجیره سازی، گروه به چند، تشکر، یارکشی، عکس یادگاری، دستش ده، پازل، قاطی کن، جدا کن، بازی با چوب کبریت، فوت من، فوت تو، تعادل توپ، صندلی بازی، بپر، بپر، خیلی بپر، تکمیل تصویر، نشانهگیری، قصهگویی، کتاب سازی، نقاشی گروهی، نقاشی بر پشت، رنگآمیزی، کجا بودی، مراقبت از طبیعت، دو مچ، یک مچ، پرنده پرواز کن، آب زندگی، توپ بازی بدون دست، به من اعتماد کن، درست یا غلط، لی لی دسته جمعی، شبکه خانواده، نقاشی بکش، پازل درست کن، رو به بیرون، گره و شکل سازی.
آموزش محبت آمیز کودکان نوشته دکتر مارشال روزنبرگ، ترجمه:
کامران رحیمیان، 112 صفحه
هدف از نوشتن کتاب همان سطر دلپذیری است که قدمای ما گفتهاند:
درس معلم ار بود زمزمه محبتی
جمعه به مکتب آورد طفل گریز پای را
بدون خشونت و ترس و ارعاب با دانشآموز روبرو شدن و با جملات محبتآمیز او را به خود جذب کردن، یگانه راه تعلیم دروسی است که یاد گرفتن آن برای دانشآموز سخت است. اما اگر ذهن او پر از واژههای محبتآمیز شد دیگر آمادگی برای پذیرش را دارد، حتی اگر سختترین مباحث باشد.
کامران رحیمیان مینویسد: در کارگاههای مارشال، افراد در تمام اوقات امکانی برای گفتگو و پرسش و پاسخ دارند. به همین دلیل شما در متن، گاهی جواب حاضرین را هم خواهید خواند. او برای ارائه مطالبش علاوه بر موسیقی (خواندن خودش همراه نوازندگی) از اجرای نقش نیز استفاده می کند.
میبینیم که موسیقی و تئاتر و آواز نقش مهمی در یادگیری کودکان دارد. زبان حال یک آموزگار این شعری است که در صفحه 26 کتاب چاپ شده است:
«مرا زیبا ببین»
دنبال بهترین باش در من
این چیزی است که واقعاً هستم
و تمام آنچه میخواهم باشم
ممکن است مدتی طول بکشد
ممکن است سخت پیدا شود
اما مرا زیبا ببین
مرا زیبا ببین
امروز و هر روز
میتوانی تمرین کنی
میتوانی راهی بیابی
تا در وجودم نوری ببینی
در هر آنچه انجام میدهم
و مرا زیبا ببین
«کتی وردگرامر»
ارتباط بدون خشونت زیبایی و پاکی و هر چه در جهان به خوبی مشهود است را به شنونده تقدیم میکند. این ارتباطی تنگاتنگ است بین زیباییهای وجود خود با دیگران. بهتر این است که به فرازهایی از کتاب دقت کنیم و در زندگی آن را سرمشق قرار دهیم.
*ارتباط بدون خشونت راهی را به ما نشان میدهد تا بتوانیم بسیار صادق باشیم.
*هرگز به مردم، یا مجموعهای که در آن زندگی میکنیم، قدرت ندهید شما را وادار به تسلیم یا شورش کنند.
*به عنوان معلم واژههای زیر را از آگاهیمان بیرون کنیم: درست، غلط، خوب، بد و صحیح، اشتباه، کندذهن و تیزهوش.
*شنیدن انتقادهای دیگران تأثیر مخربی بر چگونگی نگاهمان به خویشتن دارد.
*ما میخواهیم علت انجام کارهای مردم، غنا بخشیدن به زندگی مردم باشد.
*اگر واقعاً از آنچه تنبیه آموزش میدهد آگاهی داشته باشیم، مطمئن هستم که هرگز از تنبیه استفاده نمیکنیم.
*بازی احساس گناه وقتی راه میافتد که شما سعی میکنید دیگران را متقاعد کنید که علت رنج شما هستند.
*هرگاه کاری را از سر اجبار انجام دهیم، همه بهای آن را میپردازند.
*ارتباط بدون خشونت پیشنهاد میکند که رفتار مردم را با زبان قلب ارزیابی کنیم.
*آنچه دیگران انجام میدهند محرک احساسات ما است، اما نمیتواند علت احساسات ما باشد.
*برخی اوقات مسایل را شخصی دریافت میکنیم و زندگیمان صرف احساس گناه، شرم و افسردگی میشود.
*همه بازیهای نامفرح انسانی وقتی آغاز میشود که ما علت و محرک را در زبان روزمره با هم مخلوط میکنیم.
*اگر مردم تقاضای شما را درخواست آمرانه بشنوند، تقریباً تضمین شده است که مقاومت میکنند.
*اگر نگوئیم به چه چیزی نیاز داریم و چه میخواهیم، اغلب مجموعهای از نصیحتها و اطلاعاتی را که نمیخواهیم دریافت میکنیم.
مدیر مسول و صاحب امتیاز : محمد عسلی