صفحه 6--11 آبان 89
تفاهم های قلابی
داشتن توافق و تفاهم در ازدواج خوب و مفید است، اما این موضوع نباید به آن معنا باشد که دو طرف از همه اصول اعتقادی و رفتاری خود برای تشابه به همسر و ایجاد تفاهم با وی دست بردارند .
یکی از اشتباه های رایجی که در ازدواج مرتکب میشویم، «سازشهای عجولانه و زود هنگام» است: یعنی هر گونه تغییر و «ویرایش» ارزشها، رفتارها و عادتهایتان تنها به این امید که وانمود کنید شما و همسرتان از توافق و هماهنگی کافی برخوردارید. منظور این نیست که شما به یک رابطه وارد میشوید و به خود میگویید: «هر کاری خواهم کرد تا که او مرا دوست داشته باشد، حتی اگر به قیمت چشم پوشی از ارزشهای خودم باشد» نه! این فرآیند به طرز بسیار ظریفانهتری اتفاق میافتد. در واقع این فرآیند سازشی است که شما در ابتدای آشنایی، با چشمپوشی و کوتاه آمدن از آنچه برایتان اهمیت دارد، انجام میدهید تا که رابطهتان را حفظ کنید. هنگامی که در مییابید عقاید و باورهایتان، علایق و دوستانتان به مذاق همسرتان خوش نمیآیند، ممکن است تا بخواهید برایشان اهمیت کمتری قایل شوید که وانمود کنید بیش از آنچه که عملا واقعیت دارد با یکدیگر تفاهم دارید.
خطر سازش عجولانه و زود هنگام در این است که حس خود باوری خود را در همان ابتدای ازدواج از دست داده و آن را با احساس تفاهم قلابی جایگزین میکنید.
حال بیایید نگاهی به برخی سازشهای عجولانه و زود هنگام بیندازیم.
عقبنشینی از مواضع ارزشی و باورهایتان
وقتی که میخواهید با کسی ازدواج کنید، باورها و نظام ارزشی خود را با او در میان میگذارید و سعی میکنید که راجع به باورها و نظام ارزشی او نیز چیزهایی دستگیرتان شود؛ تا اینکه بدانید تا چه حد برای یکدیگر مناسب هستید. اما همین که برخی از ارزشهایتان از همخوانی کافی برخوردار نیستند، دو حق انتخاب بیشتر نخواهید داشت:
1 - میتوانید به باورهای خود بچسبید و بین خود و همسر آیندهتان تنش ایجاد کنید.
2 - میتوانید از باورهای خود به منظور حفظ صلح و آرامش، چشمپوشی کنید.
به یک یا چند روش زیر از ارزشها و باورهایتان چشمپوشی میکنید:
- از ابراز عقیده شخصی خود در رابطه با خطاها و اشتباههایی که همسرتان گاه مرتکب میشود، خودداری میکنید.
- اظهارنظر نکردن و بروز ندادن عقاید و باورهای خود در مورد موضوعاتی که بحثانگیز بوده و بر سرشان اختلافنظر وجود دارد و یا با تعدیل، ملایمت و نرمی
نشان دادن در مورد آن عقاید و یا گاه انکار آنان به یکباره.
- با شرکت در فعالیتهایی که بطور معمول از انجامشان اجتناب میکنید.
- با خودداری از اظهارنظر در مورد موضوعاتی که با نظریات همسر شما در تضاد میباشند.
چرا به سازشکاریهای ناپخته و زود هنگام مرتکب میشویم؟
به دو دلیل در ابتدای روابط مرتکب سازشکاریهای ناپخته و زود هنگام میشوید:
1 - شما به منظور ایجاد تفاهم بیشتر «مجبورید» که سازش کنید. همسر شما آنقدر با شما متفاوت است که بدون ویرایش قسمتهایی از خود، ازدواجتان دوام چندانی نخواهد داشت. ممکن است همسرتان حتی از شما این توقع را داشته باشد که به میل او عمل کنید و چنانچه سر باز زنید، شما را مسخره کرده و یا ترک گوید.
2 - شما از آن رو سازش میکنید که مستاصل «دوست داشته شدن» هستید و میترسید که رابطهتان شکست بخورد. همسر شما حتی ممکن است نخواهد «آنچه» که هستید و باور دارید را ترک گویید؛ بلکه ممکن است این خود «شما» باشید که از این واقعیت که آن فرد مناسب شما نباشد، هراس داشته باشید. بنابراین سعی میکنید وانمود کنید که برای یکدیگر آفریده شدهاید؛ پس به رنگ او در میآیید.
تمامی روابط سالم حاوی درجاتی از سازشکاری هستند و وقتی که متعهد کسی شدید، دیگر نمیتوانید مانند دوران مجردی زندگی کنید، اما:
وقتی به منظور اجتناب از درگیری و برخورد سازش میکنید، مرتکب اشتباه شدهاید. اشتباه بعدی که در رابطه با همسر ممکن است مرتکب شوید این است که تسلیم زرق و برقهای مادی شوید. در سطور زیر دو نوع شخصیت رایج در میان مردان را برای شما تشریح می کنیم و از شما می خواهیم تا تمایل خود را برای ازدواج با او در ذهن بسنجید.
مرد اول: گرم، با محبت، گشاده، متعهد و علاقهمند به ازدواج است. او شخصیتی فعال و پویا دارد و بسیار نیز مردمدار است. از لحاظ احساسی سالم و بسیار صمیمی بوده و از زندگیش راضی است. او روحی ماجواجو داشته و در ضمن از حس شوخطبعی بالایی نیز برخوردار است. از صحبت کرن راجع به احساساتش ابایی ندارد و برای رشد شخصی نیز اهمیت بسیاری قایل است.»
مرد دوم: مهارگر که همه چیز را مطابق میل خود میخواهد، خلق و خویی وحشتناک دارد و بین همگان به انتقادگر بودن شهرت داشته و خجالتی و کمرو است.او از متعهد بودن نیز ترس داشته و هرگز با کسی صمیمی نمیشود. بعلاوه معتاد به شغلش بوده و وقتی برای عشق ورزیدن ندارد.»
مطمئنا میزان برگزیدن مرد اول بسیار بالاست، اما این مسأله زمانی که تصور کنید : مرد اول از درآمد ناچیزی برخوردار است و مرد دوم از افراد ثروتمند است به درجات می تواند در انتخاب شما تاثیر گذار باشد.
بنابراین با تفکر در مورد این مثال باید سعی کنید تا معیار های پسندیده و قابل قبول را در سنجش خود به کار برید و اولویت و اصل انتخاب را بر مبنای پول و دارایی قرار ندهید. پس مراقب باشید تا دارایی طرف مقابل شما را دچار سازش کاری های
غیر منطقی نکند.
منبع: تبیان
گاهی به فضای سبز بنگر !
پرسیدیم : چی شد کل صفر، اول صبحی تو لَبی ؟ آهی از نهاد بی نهادش کشید و گفت: دلم گرفته ای دوست ! با تفکر گفتیم: بله، تا دیروز آخر وقت اداری ما رییس تو بودیم نااهل، حالا شدیم دوست؟! لبخندی از پشت سبیل کلفت در حال جو گندمی شده اش
بیرون پرید و گفت: آقای رییس، چقدر خوب است رییس ها با زیردستان دوست باشند نه رییس و مرئوس! گفتیم: حالا این شد یک حرف تقریباً حسابی، خوب بگو ببینم چه شده، نکند آن پولی که قرار بوده به حسابت واریز شود، واریز نشده است؟ گفت: نخیر آقای رییس، مگر من تا قبل از این با این پول زندگی می کردم، خدای ما مرئوسان هم کریم و رحیم است، دلم گرفته ای دوست!
پرسیدم: دیروز که جمعه بود کجا تشریف داشتید؟ گفت منزل مادر زن عزیز و مهربان. گفتیم: خب، این یکی از عوامل
دل گرفتگی جنابعالی! جمعه قبلش کجا بودید؟ گفت: باجناقم با اهل و عیال منزل ما بودند، گفتیم: این هم یکی دیگر از عوامل گرفتگی حال، خلاصه تا شش ماه رفتیم عقب و متوجه شدیم ایشان در نیم سال اول یک بار به خارج از شهر نرفته است.
ایشان آخرین باری که به خارج از شهر رفته ، روز طبیعت یا همان سیزده فروردین بوده است.
گفتیم: کل صفر، یعنی تو در فصل بهار یک بار هم به دامان طبیعت نرفته ای ؟ گفت: خیر قربان! گفتیم! یک بهار را از دست دادی، تابستان چطور، در فصل تابستان هم سری به باغی، دشتی، دمنی، کوهی، مزرعه ای، صحرایی، جویباری، پارکی و رودخانه ای
نزده ای؟ باز هم گفت: نُچ ! ای دوست ! می خواستیم دو پایی برویم سرو کله اش را بهم بریزیم، اما دیدیم در وضعیت روانی مناسبی نیست، فکر کردیم اگر به این مرد بدبخت بخواهیم از مزایای رفتن به میان طبیعت بگوییم، نه تنها ملتفت نخواهد شد، بلکه امکان داشت روانش روان شود.
گفتیم: ببین کل صفر جان انسان در بیمارستان متولد می شود، اما در طبیعت رشد می کند، اگرچه امروزه به دلیل رشد بی رویه جمعیت در بعضی کشورها که آن هم از روی درایت، هوش، فراست و تدبیر مسوولان بعضی از کشورهاست، طبیعت را هم تبدیل به جنگل خوردوها کرده اند، اما هنوز هست مکان هایی
که دست نخورده باقی مانده و تا حدودی می تواند پناهگاه انسان امروزی باشد.
زندگی در دنیای سراسر خودرو و ترافیک و مشکلات روزمره، انسان را از پای می اندازد، او را تبدیل به یک خودرو می کند. به همین دلیل انسان دچار کسالت روحی شده از زندگی دلزده میشود، احساس خستگی مداوم می کند، به قول خودت دلش میگیرد و دچار روزمرگی می شود.
پناه بردن به فضای سبز هر از گاهی برای ما لازم است، فضای سبز در زندگی انسان نقش مهمی بازی می کند. اگر وسیله ای داریم دست کم ماهی یک بار به خارج از شهر برویم و از مناظر زیبای طبیعت لذت ببریم، بهار طبیعت را ببینیم، تابستان طبیعت را تنفس کنیم، پاییز طبیعت را احساس کنیم و زمستان طبیعت را گوش دهیم. طبیعت در هر فصل رنگ و بو و حال و هوای خاصی دارد.
همه ما باید برای حفظ و نگهداری این طبیعت با مسوولان همکاری کنیم، به طبیعت احترام بگذاریم، به درختان احترام بگذاریم، با طبیعت دوست باشیم و فضای سبز را جزیی از زندگی خود بدانیم.
چنانچه وسیلهای برای خارج شدن از منزل نداریم از بوستان های
داخل شهر استفاده کنیم. با رفتن به بوستان های شهر از آنها حمایت می کنیم ، به پارک های سطح شهر رونق می بخشیم، آنها را زنده می کنیم، با پاکبانی که در پارک زحمت می کشند همدل شده و به آنها خسته نباشید بگوییم چرا که یک خسته نباشید کوچولو آنها را دلگرم می کند.
مدیر مسول و صاحب امتیاز : محمد عسلی