با این همه تفاوت، تفاهم داریم

جهان هستی و خلقت بر زوجیت استوار شده است؛ زوجیت قانون حیات و بقاست. در میان انسان‌ها حساس‌ترین انتخاب در طول زندگی، انتخاب همسر است که براساس آن نهاد خانواده شکل می‌گیرد. والاترین هدف و کارکرد خانواده تکمیل هویت و تأمین آرامش همسران است. در سایه  آرامش، انسان‌ها به رشد و بالندگی مناسب دست می‌یابند و خلاقیت‌های خود را بروز می‌دهند.
مهر و محبت‌، صمیمیت و وفاداری از مهمترین عوامل پایندگی و تقویت نهاد خانواده است، همچنان که حفظ کانون خانواده یکی از اصلی ‌ترین تکالیف هر یک از همسران محسوب می‌شود. شایسته است همسران با شناخت کامل تفاوت‌ های یکدیگر و یادگیری روش‌های ابراز محبت‌ و دستیابی به تفاهم، سعادت خود و خانواده را بیمه کنند و از کوتاه ترین لحظه‌های با هم بودن بیشترین بهره‌ها را ببرند. همسرداری مهارتی است که زن و شوهر (زوجین) با شناخت توانمندی‌ها، تفاوت‌ها و حساسیت‌های یکدیگر بتوانند به نیازهای جسمی، عاطفی و روانی طرف مقابل پاسخ دهند، به ‌طوری که هر دو احساس رضایت خاطر کرده به آرامش نسبی دست یابند.
تفاوت‌های روانشناختی زنان و مردان در زندگی مشترک
- میزان اعتماد به نفس زنان با احساس اطمینان آنان از «دوست‌داشته شدن» رابطه مستقیمی دارد، در حالی­که مردان زمانی از اعتماد به نفس کافی برخوردارند که بتوانند درخواست‌های همسر خود را برآورده کنند.
- زنان دوست دارند برای حل شدن یک موضوع درباره آن صحبت کنند (حتی اگر وقت زیادی صرف کنند)؛ در حالی که مردان این عمل زنانه را پرحرفی تلقی می‌کنند.
- زنان دوست دارند که شوهرانشان محبت خود را ابراز کنند و به آنان بگویند که چقدر دوستشان دارند، اما مردان فکر می‌کنند که همسرانشان باید بدانند که «من فقط او را دوست دارم» و نیازی به گفتن نیست.
- وقتی مردان از زنان خود حمایت می‌کنند، آنان را در حل مشکلاتشان توانمند‌تر می‌سازند، و به زندگی امیدوارتر و علاقه‌مندتر می‌کنند.
- زنان فرمان بردن را دوست دارند ولی معتقدند این فرمان بردن باید عاشقانه باشد، در این صورت حاضر به هر گونه ایثار و فداکاری خواهند بود.
- هنگامی که مردان دیر می‌کنند، زنان با پرسش‌های چرا دیر کردی؟، کجا بودی؟ و... در حقیقت دلواپسی و نگرانی توأم با عشق و علاقه را به همسر خود ابراز می‌کنند، اما شوهران فکر می‌کنند که همسرانشان می‌خواهند آنها را زیر سوال ببرند و افراد بی‌مسوولیت و غیر مطمئنی جلوه دهند.
- وقتی شوهران فکر می‌کنند که برای زندگی و همسرشان مفید هستند، احساس ارزشمندی و توانمندی کرده ولی زنان زمانی این احساس را دارند که فکر کنند برای همسرانشان عزیز هستند.
- مردان پس از گوش کردن به صحبت‌های همسر خود بلافاصله می‌خواهند مشکل را حل کنند، بنابراین به راهنمایی آنان می‌پردازند، در صورتی که شاید زنان فقط می‌خواستند احساساتشان را بیان کنند.
- زنان میزان ارزشمندی و علاقه‌ شوهرانشان را به خود با میزان برآورده شدن خواسته‌هایشان محک می‌زنند.
- مردان یا باید سعی کنند خواسته‌های منطقی آنان را برآورده کنند و یا آنان را با دلایل صحیح متقاعد سازند.
کلیدهای برقراری ارتباط صحیح با خویشان همسر
1 - به خانواده همسرمان نیز به اندازه خانواده خود احترام بگذاریم.
 2 - با خانواده همسر خود همان گونه رفتار کنیم که با خانواده  خود رفتار می‌کنیم.
 3 - به هیچ یک از خانواده‌ها اجازه دخالت در زندگی خود را ندهیم. در صورتی که خانواده‌ها قصد راهنمایی داشته باشند، فقط از تجربه‌های آنان استفاده کرده و تصمیم‌ نهایی را با مشورت همسر خود اتخاذ کنیم.
 4 - در صورت بروز اختلاف، از در میان گذاشتن موضوع با نزدیکترین خویشاوندان نیز پرهیز کنیم.
5 - در حضور خویشان به همسر خود بیشتر توجه کنیم و او را در گفت­وگو‌ها شرکت دهیم.
6 - در صورت بروز مشکل از سوی خانواده زن یا مرد، عضو همان خانواده باید مشکل را حل کند، زیرا هر یک از همسران به خوبی خانواده خود را می‌شناسند و بهتر می‌توانند چاره‌ جویی کنند.
7 - از چشم وهم چشمی و حسادت بپرهیزیم.
8 به آداب و رسوم خانواده همسرمان احترام بگذاریم. چنانچه برخی از آنها را صحیح نمی‌دانیم هرگز آنان را به خاطر پایبندی به آداب و رسوم خود استهزا نکنیم.
9 - لازم است گاهی همسران به تنهایی به دیدار خانواده خود بروند.
10 - این واقعیت را بپذیریم که علاوه بر همسر، پدر و مادر حق مسلمی برگردن ما دارند، بنابر این در صورت ضرورت، هر یک از همسران باید به خوبی از خانواده خود حمایت کنند.
منبع: تبیان

کمی به فکر سلامتی خود باشید!

رییس آقا! این ورپریده هر روز این دو کلمه را جابجا می کند و القابی خود درآوردی به ما می دهد. می گوید: رییس آقا، چرا انسانهای اولیه کمتر بیمار می شدند؟ ما هم او را به اصطلاح دست می اندازیم و با مطایبه می گوییم: چونکه دکتر نداشتند! بعد هم می­گوییم: پسرجان تو برو مزغونت را بزن و کاری به این کارها نداشته باش.
معلوم است چرا انسانهای اولیه کمتر از انسانهای آخریه! مریض می شدند. علت این بود که انسانهای اولیه همه کارهایشان دستی بود. البته ماشینی شدن کارها عیب و اشکال نیست و این وضعیت اجتناب ناپذیر است، اما انسان امروزی نباید فعالیت بدنی خود را فراموش کند.  انسانهای اولیه از صبح تا شب در حال تقلا و تلاش بودند و با تاریک شدن هوا مثل سایر موجودات می خوابیدند. همین فعالیت های بدنی هر روزه، ضامن سلامتی آنها بوده است همین پیاده رفتن ها باعث تنظیم گردش خون در بدن می شود و هر انسانی اگر گردش خون منظمی داشته باشد از بسیاری
بیماری ها در امان می ماند.
پزشکان محترم می گویند خون در اثر پیاده روی رقیق می­شود و بهتر در بدن به جریان می افتد. در نتیجه قلب هم قوی می شود و کار خود را بهتر انجام می دهد. فعالیت بدنی یک نوع ورزش است. به همین علت کسانی که کار بدنی دارند از بعضی جهات سالم تر از آنهایی هستند که کارشان به صورت نشسته و کم تحرک است، مگر اینکه این قبیل افراد در ساعت های غیر کاری ورزش کنند.
ما می­توانیم در مسیرهای نزدیک بجای اینکه از خودرو استفاده کنیم، پیاده یا با دوچرخه برویم. این کار چندین خاصیت دارد؛ یکی اینکه برای سلامتی مفید می باشد، از فواید دیگر آن کاهش آلودگی هواست، در مصرف سوخت هم صرفه جویی می شود، از شدت ترافیک کم می کند. اعصاب شما هنگام پیاده روی و دوچرخه سواری تسکین پیدا می کند و احساس شادابی می­کنید. به غلومی گفتیم این مزغون را بگذار کنار و برو یک چای تازه برای رییس آقایت بیاور. با کمال پر حرفی می گوید: رییس آقا راستش امروز مشغول ورزش کردن در حیاط اداره بودیم و چایمان اندکی دیر شد.