گزارش كامل از اجراي قصاص شهلا جاهد

خديجه جاهد معروف به «شهلا» متولد 20 ارديبهشت‌ماه 1348 زماني كه طرح رابطه با فوتباليستي سرشناس را مي‌ريخت، گمان نمي‌كرد روزي به عنوان متهم اصلي قتل همسر اين بازيكن سال‌هاي دور فوتبال ايران در صدر اخبار صفحات حوادث مطبوعات قرار گيرد و با گذشت 8 سال از وقوع جنايت، سوت پايان زندگيش در بامداد دهمين روز پاييز 89 در سن 41 سالگي توسط اولياي دم مقتول به‌صدا درآيد.
چوبه دار، ايستگاه آخر زندگي شهلا
حكم قصاص شهلا جاهد پس از تاييد ديوان عالي كشور و موافقت رييس قوه‌ قضاييه با استيذان، ساعت 5:45 صبح روز چهارشنبه 10 آذرماه در محوطه داخلي زندان اوين به مرحله اجرا درآمد.
حكم قصاص با چوبه‌ دار پس از طي تشريفات قانوني توسط قاضي "عصمت‌الله جابري" داديار اجراي احكام دادسراي امور جنايي تهران، از سوي برادر مقتول به مرحله اجرا در آمد.
پس از اجراي اين مجازات، دادسراي عمومي و انقلاب تهران طي اطلاعيه‌اي به تشريح خلاصه‌اي از روند قضايي پرونده شهلا جاهد پرداخت كه متن اين اطلاعيه به شرح زير است:
«حکم اعدام خديجه (شهلا) جاهد، سحرگاه روز چهارشنبه ‌10/ ‌9/ ‌1389 در محوطه زندان اوين، با حضور اولياي دم به موقع اجرا گذارده شد.
خديجه جاهد در سال ‌1381 با سي و هفت
ضربه چاقو، زني به نام فاطمه (لاله) سحرخيزان را به قتل رسانده بود. متهمه در تحقيقات اوليه منکر ارتکاب قتل شده اما در تحقيقات بعدي اعتراف کرد که به دليل علاقمندي به شوهر مقتوله که از بازيکنان سرشناس سابق فوتبال مي‌باشد، وارد منزل مقتوله شده و در درگيري با وي، او را با ضربات متعدد چاقو به قتل رسانده است.
در پي اعترافات صريح متهم، وي در حضور قاضي، صحنه جنايت را بازسازي کرده و جزييات قتل را تشريح نموده است.
قاضي شعبه ‌1154 دادگاه عمومي جزايي تهران، پس از انجام تحقيقات مقدماتي و تشکيل جلسات رسيدگي که با حضور وکيل تعييني متهم صورت گرفته، طي دادنامه شماره ‌413-28/ ‌3/ ‌1383 با توجه به درخواست اولياي دم، قاتل را به قصاص نفس محکوم نمود.
اعتراض جاهد به راي صادره، طي دادنامه شماره ‌2223-29/ ‌9/ ‌1383 صادره از شعبه بيست و ششم ديوان‌عالي کشور رد گرديد و متعاقبا راي صادره طي دادنامه شماره ‌1256-2/ ‌2/ ‌1384 صادره از شعبه پانزدهم تشخيص ديوان‌عالي کشور، خالي از ايراد تشخيص داده شد.
مجددا با درخواست اعمال ماده ‌2 قانون
وظايف و اختيارات رئيس قوه قضاييه، پرونده در شعبه هفتم تشخيص ديوان‌عالي کشور مورد بررسي مجدد قرار گرفته و قضات اين شعبه، طي دادنامه شماره ‌2477-6/ ‌6/ ‌1385 هيچ گونه ايرادي بر اساس حکم، وارد ندانسته و قرار رد درخواست صادر نمودند.
همچنين درخواست وکيل محکوم بر اعاده دادرسي، طي دادنامه مورخ ‌
19/ ‌12/ ‌1387 صادره از شعبه ‌1147 دادگاه عمومي کيفري تهران مردود شناخته شده و شعبه بيستم ديوان‌عالي کشور نيز طي دادنامه شماره ‌124-
30/ ‌2/ ‌1388 به اتفاق آراء، راي سابق را به قوت قانوني خود باقي دانست.
با ارسال پرونده به اجراي احکام، اولياي دم شامل والدين و دو فرزند پسر مقتول، درخواست اجراي قصاص نمودند.
با عدم حصول مصالحه، از رئيس
قوه قضاييه، استيذان جهت اجراي قصاص نفس به عمل آمد و حکم قصاص در خصوص خديجه جاهد، بامداد روز چهارشنبه در محوطه زندان اوين به مورد اجرا گذاشته شد.»
اظهارات داديار اجراي احكام دادسراي امور جنايي تهران پس از قصاص
داديار اجراي احكام دادسراي امور جنايي تهران گفت: متاسفانه هيچكدام از تلاش‌هاي انجام شده براي گرفتن رضايت
از اولياي دم نتيجه‌اي در بر نداشت.
قاضي عصمت‌الله جابري پس از اجراي مجازات شهلا جاهد گفت: غرور كاذبي كه به مرحوم جاهد از سمت برخي رسانه‌ها القا شده بود باعث شد كه روند صلح و سازش
در اين پرونده با مشكل مواجه شود و نهايتا خود او متضرر شد.
وي با بيان اينكه "اميدواريم ديگر شاهد چنين حوادث تلخي نباشيم"، افزود: مطبوعات هيچ گاه به‌ويژه در مورد پرونده‌هاي قضايي نبايد فقط به يك طرف دعوا توجه كنند و طرف ديگر را به دست فراموشي بسپارند. متاسفانه شاهد اين اتفاق در مورد پرونده شهلا بوديم.
اظهارات عبدالصمد خرمشاهي ـ وكيل مدافع شهلا ـ پس از اجراي حكم
عبدالصمد خرمشاهي پس از اجراي مجازات شهلا در جمع خبرنگاراني كه در محوطه‌ بيروني زندان اوين حضور داشتند، اظهارداشت: مسوولاني كه از دستگاه قضايي در مراسم اجراي حكم حضور يافته بودند تمام تلاش خود را براي گرفتن رضايت از اولياي دم به كار گرفتند، اما متاسفانه نتيجه‌بخش نبود.
وي با بيان اينكه «شهلا در لحظات آخر با التماس و گريه از خانواده "لاله سحرخيزان" مي‌خواست كه از قصاص او گذشت كنند»، افزود: "شهلا" در لحظه اجراي مجازات فقط دعا مي‌خواند.
حاشيه‌هاي مراسم اجراي قصاص شهلا جاهد
* از ساعات ابتدايي بامداد دیروز - چهارشنبه - جمعي از افراد خواهان گذشت اولياي دم از قصاص، بستگان شهلا و جمعي از خبرنگاران داخلي و برخي از هنرمندان از جمله مريلا زارعي و مهناز افضلي نيز كه پيش از اين تلاش زيادي براي گرفتن رضايت از اولياي دم داشتند،در محوطه بيروني بازداشتگاه اوين حضور داشتند.
* ساعت 4:50 عبدالصمد خرمشاهي وكيل مدافع شهلا به زندان مراجعه كرد و در جمع خبرنگاران گفت كه هنوز هم مي‌توان به گرفتن رضايت اميدوار بود.
* ساعت 5 نماينده‌اي از دستگاه قضايي به اوين مراجعه كرد و به حضار اطمينان داد كه براي برقراري سازش در پرونده تمام تلاش خود را صرف خواهد كرد.
* ساعت 5:10 قاضي عصمت‌الله جابري داديار اجراي احكام دادسراي امور جنايي تهران و مديردفتر وي به زندان اوين مراجعه كردند.
* لحظاتي بعد در حالي كه خودروي ويژه بررسي صحنه جرم، حامل پزشك كشيك قانوني و يك دستگاه آمبولانس وارد اوين شدند، شهلا جاهد از قرنطينه خارج شد تا براي اجراي حكم آماده شود.
* براساس گفته‌هاي برخي از شاهدان مراسم اجرا، شهلا پيش از حضور پاي چوبه دار نماز خواند و به دعا پرداخت.
* ساعت 5:25 اولياي دم لاله سحرخيزان (مقتول) متشكل از مادر و دو برادر مقتول به همراه ناصر محمدخاني كه به وكالت از دو فرزند خود در مراسم حضور يافته بود، سوار بر يك دستگاه خودروي پرشياي سفيدرنگ قصد ورود به اوين را داشتند كه در اين لحظه مادر، برادر، خواهر و ساير بستگان شهلا جلوي خودرو را گرفتند و با التماس از آنها خواستند كه رضايت بدهند، اما پس از چند دقيقه خودرو به داخل زندان رفت.
* از اين ساعت به بعد، بستگان شهلا شروع به گريه و دعا كردند و ساير حضار نيز منتظر شنيدن خبري مبني بر اجرا يا اعلام رضايت ماندند.
* براساس گفته‌هاي برخي شاهدان، چند دقيقه مادر لاله و شهلا به صحبت با يكديگر پرداختند كه عمده صحبت‌هاي رد و بدل شده بين آنها مربوط به حوادث دوران برگزاري دادگاه و تقاضاي شهلا براي اعلام رضايت بود.
* برخي شاهدان ماجرا اظهار داشتند كه ناصر محمدخاني و شهلا هيچ واكنشي نسبت به يكديگر نداشتند.
* شهلا در پاسخ به داديار اجراي احكام كه از او خواسته بود اگر حرفي دارد بگويد، اظهار داشت كه حرفي براي گفتن ندارد و اگر حرفي بوده طي اين سال‌ها ‌گفته شده است.
* سپس متهم نسبت به برخي امور مالي خود وصايايي را اعلام كرد كه همه موارد به ثبت رسيد.
* در اين زمان نماينده رييس قوه قضاييه
نيز صحبت با اولياي دم را آغاز و تمام تلاش خود را براي گرفتن رضايت و گذشت
از قصاص صرف كرد، اما نتيجه‌بخش نبود.
  * وكيل مدافع شهلا نيز در صحنه اجرا اظهار كرد كه تمام تلاش خود را براي نجات جان شهلا به خرج داده و اقدامات لازم را انجام داده است.
* در لحظه‌هاي آخر، بار ديگر شهلا با التماس و گريه از مادر لاله خواست كه گذشت كند، اما تقاضاي او ثمري نداشت.
* نهايتا ساعت 5:45 در حالي كه طناب دار به گردن شهلا آويخته شد، پس از قرائت حكم دادگاه و در حضور داديار اجراي احكام، مدير دفتر وي، مسئول زندان اوين، پزشك قانوني و نماينده دستگاه قضايي، برادر لاله به عنوان نماينده اولياي دم، چهارپايه‌اي را كه زير پاي شهلا قرار داشت كشيد و به اين ترتيب پرونده زندگي خديجه جاهد معروف به شهلا براي هميشه بسته شد.
* پس از اجراي حكم و تاييد مرگ توسط پزشك قانوني، صورت جلسه‌هاي مربوطه به امضاي مسوولان ذي‌ربط رسيد.
 * زماني كه خبر اجراي حكم به بيرون زندان رسيد، بي قراري بستگان شهلا بيشتر شد و به‌تدريج خبرنگاران و ساير افراد نيز از محل پراكنده شدند.

مرگ عاشق 80 ساله اسیدپاش

خبرآنلاین:  مرد 80 ساله که به خاطر ازدواج با دختر مورد علاقه‌اش، دوست خود را هدف حمله اسیدی قرار داده بود در زندان جان سپرد.
24 خرداد امسال مأموران کلانتری 161 ابوذر از طریق مرکز پلیس 110 در جریان یک اسیدپاشی قرار گرفته و بلافاصله خود را به محل حادثه رساندند.
مرد میانسالی که از ناحیه صورت به شدت سوخته بود، به بیمارستان انتقال یافت و اسیدپاش 80 ساله نیز از سوی پلیس بازداشت شد.
متهم ابتدا منکر اسیدپاشی شد، اما در بازجویی‌های بعدی به بازپرس «موسیوند» گفت: ساعت 11 صبح برای دیدن دوستم به مغازه‌اش رفته بودم که به خاطر مشکلات مالی میان ما مشاجره لفظی تندی درگرفت و ناگهان پارچ اسیدی که دست دوستم بود برگشت و روی صورتش ریخت، اما من در این ماجرا بی تقصیرم!
با این وجود قربانی اسیدپاشی پس از
بهبود نسبی به مأموران گفت: عامل اسیدپاشی حدود یک سال پیش با دختر 25 ساله‌ای آشنا شده بود و دختر جوان هر از گاهی به خاطر دلسوزی به خانه پیرمرد می‌رفت و در کارهای خانه و درمان کمکش می‌کرد، اما یک روز دختر جوان تلفنی به من گفت که دوستم از او خواستگاری کرده است، اما به رغم شنیدن جواب رد همچنان به مزاحمت‌هایش ادامه می‌دهد. به همین خاطر از من خواست واسطه شوم و با دوستم صحبت کنم.
شاکی ادامه داد: وقتی موضوع را با دوستم در میان گذاشتم او به شدت عصبانی شد؛ چرا که فکر می‌کرد خودم قصد ازدواج با دختر جوان را دارم. روز حادثه نیز وقتی وارد مغازه‌ام شد ناگهان پارچ اسیدی را که در دست داشت، به صورتم پاشید که بلافاصله دو تن از همسایه‌ها به کمکم شتافتند.
به دنبال این اظهارات و با دستور بازپرس پرونده دو شاهد حادثه و دختر جوان به شعبه دوم بازپرسی احضار شده و حرف‌های شاکی را تأیید کردند.
پیرمرد اسیدپاش وقتی چاره‌ای جز اعتراف ندید لب به اعتراف گشود و با قرار قانونی روانه زندان شد، اما به گفته بازپرس موسیوند، متهم پرونده چندی قبل به دلیل بیماری قلبی در زندان درگذشت.