صفحه 6--13 آذر 89
مردان هم گریه کنند
وقتی که یک فشار روحی، روانی یا جسمی به فرد وارد میشود برحسب شدت آن فشار و متناسب با شخصیت فرد و انتظارات او واکنشهایی که در مقابله با آن بروز میدهد، متفاوت خواهد بود. امکان دارد شما در یک تنش وحشتناک با احساس خشم بگویید: «خدایا چرا من؟!» اما شخص دیگری همین تجربه و حس شما را تنها با گم کردن هزار تومان یا سرماخوردگی ساده به دست آورد. در کل واکنشها را به دو دسته تقسیم میکنیم:
1) واکنشهای مقابلهای هیجانمدار
2) واکنشهای مقابلهای مسالهمدار
گریه کردن در واقع نوعی تخلیه هیجانی است که در گروه اول جای میگیرد. اگر فشار روحی از حد توان فرد بالاتر باشد بدن او سوپاپهای اطمینانی دارد که کمک میکنند از صدمه به فرد جلوگیری شود. گریه کردن یکی از این سوپاپهاست که اگر افراط و تفریط در آن صورت نگیرد نه تنها بد نیست بلکه واکنش مثبتی تلقی میشود و در موقع بروز فشاری که از حد توان شما بیشتر است به جای واکنش هیجانی منفی مانند فریاد کشیدن و صدمه زدن به خود یا اشیاء (شیشه شکستن)، میتواند جایگزین شود.
آنهایی که اهل خودخوری هستند بیشتر از بقیه به بیماریهای عمده روانی مبتلا میشوند و در یک چرخه معیوب قرار میگیرند. برخی از مردان گریه کردن را بد میدانند مثلا بعضیها میگویند ما بزرگ شدهایم و گریه مال بچههاست! بعضی هم میگویند مرد که گریه نمیکند! و حرفهای اینچنینی که اشتباه است.
آمارها نشان میدهد شیوع سکته قلبی در مردها بیشتر است. وقتی یکی عامل تنشزا هجوم میآورد خانمها با حرف زدن و گریستن خود را تخلیه می کنند، اما باید دقت کنند از گریه به عنوان راهحل استفاده نکنند تنها باید به طور گذرا از گریه کردن استفاده کنند،
دعا کردن، نذر و توکل به خدا، درد دل با دیگران و همچنین روش آرامبخش هم باید استفاده شود تا بتوان در آن لحظه پرتنش کمی آرام شد و فرصتی دوباره به بدن خود داد تا آماده حل کردن مساله و مشکل
موجود شود.
تا به حال این پرسش را از خود پرسیده اید که چرا گریه تا این حد می تواند آرام بخش باشد و یا چه ترکیبات و واکنش هایی در بدن به تولید گریه می انجامد؟ اصلا آیا انگیزه ما برای گریه بر نوع مواد آن اثر گذار است که برخی روانشناسان توصیه می کنند از گریه بیش از حد و افراط گونه استفاده نکنید؟
هنگامی که ما دچار تنش هیجانی می شویم، مغز و بدن ما شروع به تولید ترکیبات شیمیایی و هورمون های خاصی می کند. گریه کردن کمک می کند تا این ترکیبات شیمیایی زائد که نیازی به آنها نیست از بدن حذف شوند. بنابراین اشک های احساسی در واقع مواد سمی که در پی تنش هیجانی در خون تجمع می یابند را از بدن دفع می کند. اشک های احساسی سطح منگنز بدن را کاهش می دهند. این مواد معدنی برروی
خلق وخو تاثیر مستقیم می گذارد. غلظت منگنز اشک احساسی 30 برابر بیشتر از منگنز موجود در سرم خون است. همچنین اشک احساسی نسبت به اشک پایه و رفلکس حاوی 24 درصد پروتئین آلبومین بیشتری می باشد.
هورمون هایی که پس از تنش در بدن انباشته می شوند به حد سطح سمی رسیده و باعث تضعیف ساختار ایمنی بدن و دیگر فرآیندهای بیولوژیکی می شوند. اشک های احساسی به عنوان دریچه اطمینان برای قلب عمل می کنند.
ترکیباتی که حین تنش در بدن تجمع می یابد با اشک خارج می شود. همین امر باعث کاهش تنش می شود. این مواد شامل آندروفین، که در مهار درد موثر است، پرولاکتین که در تنظیم تولید شیر نقش دارد و آدرنوکورتیکوتروپین که یک نشانگر مهم تنش است، می باشند. سرکوب گریه و اشک باعث افزایش تنش می شود.
جالب است بدانید اشک ها یک روش موثر در ایجاد ارتباط بوده و در برانگیختن حس همدردی و دلسوزی سریعتر از هر ابزار دیگری عمل می کنند. گریه بطور موثری بازگوکننده آن ست که شما در مورد دلمشغولی خاصی صادق و بی ریا بوده و در کنار آمدن با آن مشکل مضطرب می باشید.
هنگامی که گریه سرکوب می شود، هیجان ها رها نمی شوند و خصایص شخصیتی مخرب همچون پرخاشگری بروز می کنند. به باور دانشمندان سرکوب و امتناع از گریه کار معقولی نیست، اما برخی افراد که پس از مورد انتقاد قرار گرفتن، مشاجره با دوستان، مواجهه با ناکامی های کوچک شروع به گریستن می کنند، باید به روانشناس مراجعه کنند؛ چرا که معمولا علت اصلی این نوع گریه ها اعتماد به نفس پایین و یا مشکلات روانی مزمن در فرد بوده و باید فرد تحت درمان قرار گیرد.
منبع: تبیان
مدیر مسول و صاحب امتیاز : محمد عسلی