شیراز و شهردار جدید!


شیراز با 178891 کیلومتر وسعت و جمعیتی معادل 1455073 نفر از جمله پنج کلانشهر بزرگ ایران است که به نسبت سوابق تاریخی و بزرگانی که از این دیار برخاسته­اند یکی از شهرهای معروف ایران در جهان است و تاکنون میلیون­ها نفر از آثار باستانی، باغ­ها و مراکز سیاحتی تجارتی آن بازدید داشته­اند!
از اینرو است که سطح انتظارات و توقعات شیرازی­ها و همه کسانی که از داخل و خارج از این شهر بازدید می­کنند به نسبت مردمان دیگر شهرها متفاوت است!
روح لطیف مردم شیراز که با شعر و شاعری و عواطف انسانی بیشتر مأنوسند مهربانی، پاکیزگی و زیبایی را طلب می­کند و موقعیت آب و هوایی شیراز هم برای پرورش گل و گیاه در چهار فصل سال مناسب است. انتظار این است، باغچه­های خیابان­ها، فضاهای سبز، پارک­ها و باغ­های شیراز بیانگر سبزی و زیبایی درخور شهر باشند! هر چند ظرف این سی سال گذشته پارک­ها و فضاهای سبز بسیاری احداث شده­اند، اما کافی نیست!
شهردار شیراز اگر به زیبایی شهر، نظم و پاکیزگی آن توجه نکند، شیراز هویت خود را از دست رفته می­بیند و ظاهر آن مخدوش شده، نماد و نمودی ندارد!
این که هر جهانگردی در گذشته شهر شیراز را شهری زیبا، آرام، مهربان و دلچسب و آرامش­بخش یافته و در خاطرات خود آن را به ثبت رسانده مؤید سخنان نگارنده است و اما بعد!
چنین به نظر می­رسد، شیراز جدید با شیراز سی چهل سال قبل تفاوت­های بسیاری کرده و از آن حد و اندازه افتاده است!
نخست این که در ساخت و سازها اصولاً به شیوه معماری سنتی، توازن ساختمان­ها، فضاسازی مناسب برای اصناف و تقسیم متناسب فضای سبز در نواحی پرتراکم از جمعیت توجه نشده، به گونه­ای که خیابان­ها و ساخت و سازهای حاشیه آنها از تناسب و نظم و زیبایی بهره چندانی نبرده و حالت شتر، گاو، پلنگ به خود گرفته­اند.
در مقاطع و چهارراه­ها کمتر شاهد آب­نماها، تندیس­ها و هر آنچه شهری را زیبا جلوه می­دهد هستیم!
بسیاری از باغچه­های خیابان­ها به محل عبور و مرور عابران تبدیل شده که منظره نابهنجار و غیرطبیعی را به وجود آورده ­است!
سد معبر به انحای مختلف، اعم از فروشندگان دوره­گرد، مغازه­هایی که وسعت و فضای کاری خود را به داخل خیابان­ها کشانده­اند، تابلوهای عریض و طویل تبلیغاتی که هدف آن بیشتر کسب درآمد برای شهرداری بوده و اینکه ساعات کار اصناف تعیین نشده است از جمله موانع و اشکالاتی است که شهروندان را عصبی کرده به خشونت­ها دامن می­زند!
شهری که با این همه توانش می­تواند به انسان آرامش بدهد برعکس به شهری تبدیل شده که آدم آرام را ناآرام و عصبی به خانه بازمی­گرداند!
کندوکوب­های مدام خیابانی به بهانه­های مختلف که تمامی ندارند، تل و تپه­های ناشی از مرمت­های شتابزده با این تصور که کسی به کسی نیست!
سرعت­گیرهای بدون خط­کشی و رنگ که همیشه از دید رانندگان پنهانند و آنها را به تعمیرگاه­ها کشانده و یا به آنها تصادف خیابانی تحمیل می­کنند!
ترافیک عذاب­آوری که رانندگان جوان تک­سرنشین و بی­هدف بیشتر به آن دامن می­زنند و تاکسی­ها و مسافرینی که نیاموخته­اند می­باید در ایستگاه تاکسی و یا اتوبوس سوار کنند یا سوار شوند و پلیس هم بیشتر نظاره­گری است که اگر دخالت کند با چانه­زنی و اعتراض مواجه می­شود و این که بسیاری از ایستگاه­های اتوبوس و تاکسی درست در یک قدمی چهارراه­هاست نیز از جمله مسایلی است که با عزل و نصب شهرداران و دیگر مسئولین هیچ تغییری نکرده، بلکه روز به روز بدتر هم شده است!
اتومبیل­های معیوب، دودزا و بعضاً کامیون­ها و آبپاش­های شهرداری و اتوبوس­ها که بیشتر دود می­کنند نیز آلودگی هوا را دامن زده، شهری پرآشوب، خشن و جرم­زا را به عادت رشد داده­اند!
جلسات شورای شهر که کمتر تصمیمات آنها ضمانت اجرایی داشته و بیشتر به اعلام دیدگاه­های شخصی و بعضاً غیرکارشناسانه منجر شده، تضاد بین عملکرد شهرداری و خواسته شورا را که کمتر با یکدیگر هماهنگند دامن زده است!
ادامه در ستون روبه رو
ادامه از ستون روبه رو
نگاهی کوتاه و گذرا به پرونده­های ارجاع شده به دادگاه­های شهر که معمولاً حاکی از ضرب و شتم و دعواهای فیزیکی است که بعضاً منجر به قتل یا نقص عضو هم شده­اند بیشتر ناشی از فضای خشونتی است که شهر به آن دامن زده و یا عصبیت تأثیر گرفته از تصادفات و معطل ماندن در ترافیک و عدم رعایت مقررات از طرف محدود رانندگان لجباز، کم­صبر و قانون­شکن است.
و نیز تراکم مراکز اداری و فروشگاه­هایی که متقاضی بسیار دارند و ترافیک بیشتری را دامن می­زنند در خیابان­های خاص و قدیمی مقوله دیگری است که نیاز به بحث فراوان دارد!
ساخت و ساز قطار شهری که الی ماشاءالله طولانی شده و خیابان­های اصلی شهر را زیر تیغ و یوغ خود در آورده و حتی یکی را تمام نکرده، دیگری را شروع کرده­اند، داستان غم­انگیز دیگری است که صرفاً اشاره به آن کافی است زیرا تاکنون هیچیک از راه­های بسته را از فلکه الله تا بیمارستان نمازی نگشوده است!
به هر تقدیر و با این مقدمه طولانی که بیش از آن می­طلبد بدان بپردازیم سؤال این است:
آقایان و خانم­های محترم اعضای شورای شهر کدام گزینه را برای شهردار شیراز انتخاب کرده­اند که از پس این معضلات برآید و بتواند به دور از تنگ­نظری­های گذشته و اعمال سلیقه­های شخصی و سفارش­های ناهماهنگ این و آن، شهر را از سنگینی بار ترافیک، نازیبایی، قانون­ستیزی و قانون­گریزی در آورده، مردم احساس کنند تحولی در شهر رخ داده است؟
این مطالب به معنای نادیده گرفتن زحمات شهرداران گذشته و اعضای محترم شورای شهر نیست، بلکه بدین معنی است که اگر در انتخاب شهرداران، ضوابط و شرایطی لحاظ شود که به دانایی، تخصص و توانایی آنان توجه شود و چنین احساس نشود که هر آدم قابل تأیید و به ظاهر خوبی می­تواند شهردار شیراز شود ما می­توانیم امیدوار باشیم که شهر شیراز از گرداب ناراستی­ها و کاستی­ها نجات یابد در غیر این صورت همانند گذشته یکی می­آید و می­رود و دیگری همان داستان را پی می­گیرد تا سرنخ را به بعدی بدهد و هکذا.
والسلام