آمریکا از ایران چه میخواهد؟
محمد عسلی
آمریکا کشوری است که به لحاظ وسعت خاک، موقعیت جغرافیایی، توان نظامی، پیشرفتهای علمی و تکنولوژیک توانسته بعد از جنگ جهانی دوم موقعیت خود را به لحاظ نفوذ سیاسی، نظامی، اقتصادی و فرهنگی نخست در اروپا و سپس در قاره آسیا، آفریقا و اقیانوسیه برای چند دهه تثبیت کند و چنان شرایطی به وجود آورد که هم کشورهای پیشرفته و هم کشورهای در حال توسعه و عقبمانده احساس کنند بدون حمایت و روابط سیاسی و اقتصادی با این کشور نمیتوانند وضعیت سیاسی و اقتصادی خود را ترقی دهند و یا حفظ کنند.
این اندیشه زمانی قوت گرفت که آمریکا نقش تمامکننده و به هر دلیل پیروزمندانهای را در جنگ جهانی دوم داشت و توانست حتی برای کشورهای شکستخورده دستورالعمل صادر کند و نسخهنویسی نماید.
ایران هر چند در جنگ جهانی دوم اعلام بیطرفی کرد، اما به لحاظ نفوذ آلمانها در ساخت راهآهن سراسری و با این هدف که از طریق خلیج فارس خود را به روسیه برسانند با ترفند انگلیسیها هر آنچه آلمانها بدان دل بسته بودند پل بزرگی شد برای متفقین، رضاشاه تبعید و با حمایت سه کشور آمریکا، روسیه و انگلستان فرزند ارشد وی محمدرضا که برای این سِمت بسیار جوان میبود به تخت سلطنت نشاند و برای آنکه اختلافات سیاسی و مرزی بین سه کشور پس از جنگ حل شود و دست آمریکا نیز خالی نماند انگلیسیها از جنوب و روسها از شمال ایران عقبنشینی کرده و به اصطلاح استقلال ما را به رسمیت شناختند.
کشور فقیر و جنگزده و بیپناه ایران با پادشاهی جوان و خزانهای خالی از پول و اعتبارات اما دارای منابع سرشار نفت و گاز و نفوذ و سلطه انگلیسیها بر خوان یغمای ایران در شرایطی قرار گرفت که دست حمایت و تکدی به سوی آمریکا دراز تا جایی که پادشاه بیتدبیر و کمتجربه که سخت تحت نفوذ سه کشور فاتح و به ویژه آمریکا قرار داشت در مصاحبهای با رادیو بیبیسی اعلام کرد شاه کشور فقیری چون ایران افتخار نیست.
در چنین وضعیتی که ایران میتوانست با اعتماد به نفس و رویکرد مردمی عزت و استقلال خود را حفظ کند، متأسفانه چنان ضعفی از خود نشان داد که آمریکا و انگلیس به راحتی توانستند بر سرنوشت و مقدرات کشور حاکم شوند و کار به جایی برسد که عملاً چنین تصوری در اندیشه رجال سیاسی آمریکا و انگلیس قوت گیرد که ایران و اسراییل دو خواهرخوانده منطقهای و پنجاه و یکم و پنجاه و دومین ایالت آمریکا هستند هر چند در نقشه جغرافیا به خاک آمریکا اتصال ندارند.
عضویت ایران در سنتو و به صورت غیرمستقیم در ناتو موجب شد سیل سلاحهای آمریکایی برای نوسازی ارتشی که میباید صرفاً از تجهیزات نظامی آمریکا برای ژاندارمی منطقه خلیج فارس و پیگیری و پشتیبانی از سیاست آمریکا در منطقه استفاده نماید به سوی ایران سرازیر شد و آمریکا توانست با حمایت و پشتیبانی ایران اعتراضات مردم مسلمان منطقه که در خط مقدم نظامی با اسراییل غاصب بودند را سرکوب و در جنگهای 1964 و 1973 اعراب و اسراییل، رژیم صهیونیستی را بر کشورهای منطقه نفتخیز خلیج فارس مسلط نماید و ایران را نیز بیش از پیش نیازمند نه فقط آمریکا بلکه اسراییل در خرید تجهیزات و آموزش نظامی نماید.
این موفقیت برای آمریکا و انگلیس زمانی عملی شد که آمریکا رسماً و علناً کودتای 28 مرداد 32 را رقم زد و حکومت مردمی دکتر محمد مصدق را با کشتار بیرحمانه ملّیّون و در بند کردن آنها به انجام رساند. شاه که خود را مدیون و مرهون حمایت آمریکا میدانست تمام قد تسلیم سیاستهای استعماری آمریکا و انگلیس گردید و با روسیه هم به نوعی مماشات کرد تا هر سه کشور بتوانند از امکانات مالی، منابع نفت و گاز و موقعیت سوقالجیشی ایران بهرهمند گردند، ایران قبل از پیروزی انقلاب اسلامی چنین شرایطی داشت که حتی شاه برای دفاع از تاج و تخت و به قول خودش کشور بدون حمایت مستقیم نظامی و سیاسی آمریکا کاری از دستش برنمیآمد لذا فرار را بر قرار ترجیح داد. زیرا نهضت امام خمینی که به انقلاب کبیری با حضور اکثریت قاطع مردم ایران تبدیل شده بود چنان سریع، توفنده و سرنوشتساز ظاهر شد که در واقع کاری از دست هیچکس حتی نظامیان تا دندان مسلح هم برنمیآمد چه رسد به آمریکا و اسراییل و انگلیس و امثالهم.
وقتی انقلاب اسلامی ایران به پیروزی رسید از همان آغاز ورود امام خمینی (ره) آمریکا و انگلیس مهرههای سیاسی خود را در پستهای کلیدی و به صورت کاملاً غلطانداز و به اصطلاح جوشیده از متن مردم و نیروهایی که سردمداران اپوزوسیون خارج از کشور بودند اما در واقع مهرههای سیا و آمریکا مانند بنیصدر، قطبزاده و امثالهم نفوذ کردند و آمریکا اولین کشوری بود که انقلاب اسلامی ایران را به رسمیت شناخت بر این امید که چون روحانیان و رهبر انقلاب قادر به اداره مملکت نیستند و تجربه آن را ندارند دولتی لیبرال و دموکرات بر سر کار خواهد آمد که سیاستهای آمریکا را در منطقه دنبال کند و چنان شود که یک رئیس جمهور به جای شاه نشیند با همان اهداف قبلی اما روشهای نوین و به اصطلاح انقلابی.
امام خمینی (ره) که از زمان مخالفت با سیاستهای آمریکا یعنی خرداد 42 تا پیروزی انقلاب اسلامی به خوبی از ترفندهای آمریکا و انگلیس و روسیه باخبر بود با این جمله مخالفت خود را با دخالت و یا هر نوع اعمال فشار سیاسی و نظامی در روند انقلاب اعلام کرد و گفت: «آمریکا از انگلیس بدتر، انگلیس از روسیه بدتر و روسیه از هر دو بدتر است»
در چنین شرایطی که سفارت آمریکا در تهران برای انحراف انقلاب از اهداف اسلامی خود در تلاش بود و با گروهکها و احزاب تحریک شده و تطمیع شده همکاری میکرد، دانشجویان پیرو خط امام به سفارت آمریکا حمله برده، اسناد جاسوسی آنها را افشا کردند و اعضای سفارت را به گروگان گرفتند تا شاه نتواند با پناهندگی آمریکا خود را برای بازگشت به ایران و گریز از محاکمه آماده کند.
به واقع درگیری ایران و آمریکا از این نقطه آغاز شد و به صورت جدی روابط سیاسی، اقتصادی و نظامی ایران با آمریکا قطع گردید و کشور سوییس به عنوان کشور بیطرف حافظ منافع آمریکا در ایران و الجزایر به عنوان حافظ منافع ایران در آمریکا تعیین شد.
و اما بعد.
آمریکاییها که حتی تصور آن نمیکردند تا به آن حد تحقیر شوند که 444 روز اعضای سفارتخانه آنها در گروگان ایران بماند دشمنی خود را به صورت علنی تشدید نموده نخست با قطع رابطه انقلاب ایران را یک انقلاب خشن و تروریستی تبلیغ کرده سه محور عمده سیاسی را در مورد ایران اعمال کردند. تحریک و تطمیع مخالفان داخل و خارج، تحریم ایران در مبادلات اقتصادی و روابط سیاسی و تخریب عملکردهای مسئولین نظام و ترور شخصیتها از طریق جنگ رسانهای.
اتهام عملیات تروریستی، علم کردن سلمان رشدی برای ضربه زدن به باورهای دینی مردم و توهین به مقام و منزلت پیامبر اسلام (ص)، تحریک کشورهای عربی منطقه خاورمیانه و ترساندن آنها از انقلاب ایران و نهایتاً تشویق و تطمیع و تجهیز صدام دیکتاتور عراق برای تهاجم و جنگ بر علیه ایران.
ناگفته نماند که آمریکا در طول مدت گروگانگیری به یک رشته عملیات نظامی در طبس دست زد که با طوفان شن همراه شد و در این عملیات ناکام ماند.
هواپیمای ایرباس ایران را در خلیج فارس با بیش از 250 نفر مسافر سرنگون کرد و به فرمانده ناو حملهکننده جایزه داد و قلب مردم ایران را از این جنایت وحشیانه جریحهدار کرد.
8 سال دفاع مقدس با چنگ و دندان و بدون پشتوانه خارجی در برابر دیکتاتور عراق که خواب صرف صبحانه در اهواز و شام در تهران میدید کافی بود تا آمریکا درک کند با چه کشور و مردمی طرف است.
پذیرش قطعنامه 598 شورای امنیت از طرف امام راحل که مصلحت کشور در آن بود هر چند به جنگ نظامی پایان داد، اما جنگ نرمی که آمریکا از همان ابتدای انقلاب اسلامی به وسیله شبکههای رسانهای و جهانی خود شروع کرده بود روز به روز تشدید شد و هزینههای گزافی صرف برنامههای به اصطلاح کارشناسانه آن شد. اما آمریکا از این تحریمها، تطمیعها، تحریکها و جنگ نظامی و رسانهای نفعی نبرد و انقلاب اسلامی ایران 32 ساله شد.
ایران توانست در میان مردم کشورهای عربی منطقه نفوذ کند و انقلاب خود را علیرغم همه مخالفتها و سدها و موانع پیش رو صادر کند. مردم عراق، لبنان، سوریه، لیبی، تونس، یمن و مصر به سمت و سوی انقلاب اسلامی ایران متمایل شدند و هماکنون شاهدیم که انقلاب توفنده این کشورها چگونه ترفندهای آمریکا و کشورهای اروپایی را به خودشان برمیگرداند.
در چنین شرایطی، آمریکا از ایران میخواهد
□ رژیم صهیونیستی و غاصب اسراییل را به رسمیت بشناسد.
□ طرح مسئله هولوکاست را منطقی اعلام کند.
□ از حمایت حزبالله لبنان که توانسته خاری در چشم اسراییل باشد دست بردارد.
□ از مخالفان بشار اسد در سوریه حمایت کند.
□ از سیاست کنونی مخالفت با عملکرد آمریکا در منطقه دست بردارد.
□ به حقوق بشر احترام گذارد که متأسفانه چماقی است صرفاً برای ترعیب و دخالت در امور داخلی کشورها وگرنه آمریکا خود بیش از دیگران زمینه عدم تحقق رعایت حقوق بشر را فراهم میآورد.
□ و نهایتاً روابطش را با آمریکا همانند گذشته از سر گیرد.
و ایران بارها اعلام کرده
□ آمریکا از دخالت مستقیم و غیرمستقیم در امور داخلی ایران پرهیز کند.
□ داراییهای ایران را که بعد از پیروزی انقلاب مسدود کرده آزاد نماید.
□ بدون قید و شرط تحریمها را منتفی اعلام کند.
□ حق قانونی ایران را در فرآوری انرژی هستهای به رسمیت شناسد.
□ از حمایت ضدانقلاب و تطمیع و تحریک آنها دست بردارد.
□ حق قانونی مردم فلسطین را به رسمیت شناسد و از رژیم صهیونیستی حمایت نکند.
□ به رأی و نظر مردم ایران احترام گذارد و بدون پیششرط به پای میز مذاکره بیاید و در توافق برد - برد شرکت کند زیرا آمریکای امروز آمریکای دیروز نیست و خود با مشکلات اقتصادی و سیاسی بسیاری دست به گریبان است.
اگر چنین شود بالطبع ایران آماده مذاکره است و طالب جنگ و خونریزی نیست هر چند جنگ برای آمریکا خسارت بسیار به بار میآورد و به یک جنگ جهانی با ابعاد وسیع تبدیل خواهد شد.