طنز تلخ تفکیک جنسیتی در دانشگاهها
اگر موفقیتهایی که در سایه تعاملات اجتماعی نصیب یک ملت میشود را در کنار بحرانها و ناکامیها مورد تحلیل و ارزیابی قرار دهیم درمییابیم که آنچه در جامعه روی میدهد با قواعد حاکم بر اجتماعات انسانی در ارتباط است و ما اگر به دنبال تداوم و گسترش موفقیتها و یا جلوگیری از تکرار ناکامیها هستیم نباید به راهکارهای غیرمرتبط با دلایل ناکامیها و موفقیتها متوسل شویم.
اخیراً طرح جداسازی دانشجویان دانشگاهها در برخی از محافل مطرح گردیده و با توجه به مخالفین زیادی که این طرح داشته و دارد و بینتیجه بودن آن با عنایت به ناکامی طرحهای مشابه معلوم نیست کسانی که اجرای چنین طرحی را دنبال میکنند معتقد به نتیجهبخشی آن باشند یا دلایلی عاقلانه برای اثبات درستی این طرح داشته باشند.
ولی از آنجایی که تاکنون چنین طرحی بارها از تریبونهای گوناگون و در شرایط خاص با انگیزههایی اغلب حاشیهساز و چالشآفرین پیشنهاد گردیده و بعید نیست که علیرغم خودداری مقامات ذیربط از اجرای آن در مقاطعی دیگر نیز عنوان شود، ضرورت دارد که نگاهی هر چند شتابزده و گذرا به آن داشته باشیم.
انسان موجودی اجتماعی است و تمامی کمالات و پیشرفتهایی که به دست آورده نیز به همین ویژگی بازمیگردد. اجتماع نیز از زن و مرد و پسر و دختر و پیر و جوان تشکیل میشود و افراد جامعه برای آن که نهایت استفاده را از اجتماعی بودن ببرند ناگزیر به تعامل با یکدیگر هستند که البته کم و کیف چنین تعامل و ارتباط متقابلی به انگیزه شکلگیری اجتماعات گوناگون بستگی دارد.
تعریفی که عموماً از محیط دانشگاه دارند مکانی را تداعی میکند که در آن افرادی دانشمند و مروّج علم و آگاهی و دانشجو با یکدیگر در تعامل هستند صرف نظر از اینکه زن یا مرد یا پسر و دختر باشند زیرا تفکیک جنسیتی قایل شدن برای محیطی که فلسفهی وجودی آن نشر و یادگیری دانش و انتقال تجربه است در هیچ فرهنگی سابقه ندارد.
دانشگاهها در سراسر جهان منشأ تحولات اجتماعی، فرهنگی و اقتصادی هستند زیرا آخرین یافتههای علمی و راهکارهای اقتصادی و پژوهشهای اجتماعی و بنمایه جنبشهایی با ماهیّت فرهنگی در چنین مکانهایی که کانون گردهمایی نخبگان است مورد ارزیابی و تأیید قرار میگیرد.
دانشگاههای ایران با همین ترکیب و ساختاری که زمینهساز تعاملات گسترده است در انتقال کلید واژههای انقلاب به جامعه ایرانی ایفای نقش کردند. لذا نباید برای حل برخی از بحرانهای اجتماعی و معضلات اخلاقی به دنبال تغییر چنین ترکیبی باشیم.
بدون تردید تعاملات متعارف در کانون گردهمایی فرهیختگان و دوستداران دانش صرفاً به موضوعات علمی محدود نمیشود و در چنین محیطهایی که افراد خود را نسبتاً همگن میدانند فرآیند تعاملات آنان از مرحله همزبانی و درک سخن به همدلی و همراهی و مشارکت در طرحها، پروژهها و اجتماعات هدفمندی که تحولآفرین است منجر میشود که اگر چنین نباشد چنین اجتماعی هدفمند نخواهد بود.
پرواضح است که دانشگاهیان بیش از مردم عادی و برخی از صنوف اجتماعی به معیارهای روزآمد علمی که آنها را در تحلیل و ارزیابی امور کشور توانمند میسازد، دسترسی دارند و رضایتمندی یا ناخشنودی آنها از آنچه در جریان است برای کسانی که دریافتی واقعبینانه از جایگاه دانشگاه دارند حائز اهمیت است.
دانشگاه آنچنان شأن و جایگاهی دارد که میتواند معیار و محک ارزیابی موضوعات مرتبط با رشتهها و گرایشهای گوناگون باشد و در عرف بینالمللی کسانی که میخواهند در چشم و دل مردم جایگاهی تثبیت شده از لحاظ علمی داشته باشند حضور در محافل دانشگاهی و پاسخگویی به سؤالات نخبگان و اقناع منطقی آنان را برای خود یک فرصت مغتنم محسوب میکنند، کما اینکه در عرف دیپلماتیک نیز سخنرانی یک شخصیت سیاسی از یک کشور در اجتماعی دانشگاهی در یک کشور دیگر و اخذ دکترای افتخاری و کسب عناوین علمی نیز متأثر از فراگیری چنین ذهنیّتی است.
در حال حاضر نیز ارزندهترین دستاوردهایی که ایرانیان میتوانند به آنها افتخار کنند و سرشان را بالا بگیرند در دانشگاهها و محافل علمی به دست آمده است.
پرواضح است که دانشگاه با چنین شأن و جایگاهی که دارد نباید دستخوش برخی ایدههای ناپخته و چالشانگیزی باشد که بیرون از فضای دانشگاه شکل گرفته است.
دانشگاهها را باید از لحاظ فرهنگی خودکفا بدانیم. زیرا کسانی که دغدغه اصلی آنها دانشآموزی و دانشاندوزی است از توانایی لازم برای تعیین سازوکارهای کارآمدی که به هدفمندی تعامل و روابطشان میانجامد برخوردار هستند و قبض و بسطهای ناگزیری که باید به اقتضای شرایط در تعاملات روزمره خود به کار گیرند را امری خصوصی قلمداد میکنند که نه تنها دخل و تصرفهای بیرونی را برنمیتابد بلکه تجربه ثابت کرده است که معمولاً فضای غالب بر هر اجتماعی تعیینکننده کم و کیف تعاملات افراد تشکیلدهنده آن است و این موضوعی است که متأسفانه مورد غفلت قرار گرفته و نقش بازدارندگی را در هدایت اخلاقی جامعه بازی میکند.
ما نمونههای بیشماری از اجتماعات متشکل از زن و مرد سراغ داریم که با کمترین آسیب بیشترین بازده را دارند وجود چنین اجتماعاتی ثابت میکند که نباید برای مقابله با برخی از آسیبهای اجتماعی به دنبال بر هم زدن ترکیب ظاهری اجتماع باشیم.
در حال حاضر دانشآموزان دبیرستانی و بعضاً راهنمایی با مشکلات اخلاقی دست به گریبانند و کاهش سن بزهکاری که در آمارها بدان اشاره شده نیز مؤید این ادعاست در حالی که دبیرستانها مختلط نیستند.
ادامه در ستون روبه رو
ادامه از ستون روبه رو
انسان مثل یک هواپیماست که هم از داخل توسط خلبان کنترل میشود و هم از بیرون توسط برج مراقبت. اما بعضیها این واقعیت را قبول ندارند و تصور میکنند که میتوانند هم نقش برج مراقبت را ایفا کنند و هم جای خلبان را بگیرند. بگذریم از بعضی که اساساً خلبان را به رسمیت نمیشناسند!!
باید به این افراد گفت شما باید دلها را تسخیر کنید تا خلبان گوش به فرمان شما باشد. در این صورت با ارسال یک پیام میتوانید مطمئن باشید که خلبان هواپیما را متناسب با شرایط درونی و بیرونی هدایت خواهد کرد.
اگر هزینه اداره جامعه روز به روز بالا میرود دلیل آن را باید در همین نکته ظریف جستجو کرد. پیامبر اکرم از مدینه اویس قرنی را هدایت میکرد زیرا قلب اویس قرنی را تصاحب کرده بود، بسیاری از افراد بر همین اساس میآمدند و به گناهان خود اعتراف میکردند بدون آنه پیامبر آنها را متهم کرده باشد. کارکرد اصلی دین هدایت از درون است که مستلزم نفوذ معنوی است. بهتر است ذهنیتهای غلطی که نسبت به جوانان داریم را از باورهای درست تفکیک کنیم آنگاه خواهیم دید که همه چیز به مدار بایستۀ خود بازمیگردد.
در حالی که اساساً راه حلهایی از این دست مثل کودکی است که مرده به دنیا میآید.
بهتر است در اینجا حرف اصلی را بزنیم و بگوییم: اینکه ما اگر قلب هزاران نفر را در اختیار داشته باشیم و آنها ما را دوست داشته باشند با کمترین هزینه و بیشترین دستاورد میتوانیم با آنها کنار بیاییم و در غیر این صورت ناگزیر هستیم که برای کنار آمدن با تکتک آنها هزینههای سرسامآور بپردازیم.
بنابراین بهتر است به دنبال تصاحب قلبها و متقاعد کردن عقلها باشیم و از هزینههای خود بکاهیم.