استاندار بخواند
حمایت از خبرنگاران از شعار تا عملمحمد عسلی
در سالهای اخیر هر یک از مسئولین استان در خصوص حمایت از کار خبری، روزنامهنگاری و خبرنگاران جلساتی تشکیل داده و اظهاراتی در اهمیت کار خبری داشتهاند که جای تأمل دارد و پرسش و پاسخهایی را رقم زده است.
اخیراً نیز سمیناری در خصوص چالشهای روزنامهنگاری توسط وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی در سالن همایشهای صدا و سیما برگزار گردید که ذکر آن در نوشتارهای قبلی رفت.
استانداری فارس هم توسط مدیریت روابط عمومی اخیراً به منظور تکریم از پیشکسوتهای روزنامهنگاری جلسهای تشکیل داد که در این جلسه استاندار فارس مطالبی پیرامون اهمیت کار خبری مطرح کردند.
اینکه بارها به گونههای مختلف سخنانی تحت عنوان تقدیر از خبرنگاران و بحثهایی پیرامون کار سخت خبری و رسالت روزنامهداران به میان آمده جای بحث فراوان دارد. زیرا از حرف تا عمل متأسفانه فاصلهها هست و به قول شاعری قدیمی«هزار بیت و غزل پیش گرده حیران است».
و اما بعد.
در زمان تصدی آقای احمدزاده کرمانی استاندار سابق فارس بودجه قابل توجهی به عنوان بودجه فرهنگی ابلاغ شد. به روزنامهها گفته شد که طرحهایی در خصوص پیشبرد اعتلای فرهنگ روزنامهخوانی ارائه شود تا برای این طرحها اعتباراتی تخصیص و پرداخت شود.
پس از ارائه طرحها که بودجه چندان زیادی هم نیاز نداشت و رفت و آمدهای بسیار مشخص شد که اولاً درصد بالایی از این طرحها در جلساتی که بدین منظور تشکیل شد اصولاً مطرح نشد. دیگر آنکه هر آنچه از صد یکی در جلسات مطرح شد و عنوان شد که از تأیید هم گذشته برای آن اعتباری قائل نشدند و عنوان کردند بخشی از اعتباراتی که قرار بود پرداخت شود، پرداخت نشد. لیکن از آن مبالغ هنگفت هر آنچه از مساجد و هیئات اضافه آمد به اشخاصی داده شد که عنوان کردند در امور فرهنگی دخیل بودهاند هر چند نتیجهای از ابتکارات ارائه شده آنها گرفته نشد و عملاً تعطیل گردید.
جا دارد بگویم در این خصوص ریالی به روزنامهها داده نشد، بلکه برعکس روزنامهها برای وصول مطالبات اشتراک هم مدتهای مدید دوندگی کردند.
جناب آقای استاندار
امروز هر بند کاغذ تحریر از رقم بیست هزار تومان به شصت هزار تومان افزایش پیدا کرده و در خصوص مرکب، فیلم، زینگ و سایر مواد چاپ هم به نحوی همین تفاوتها در نرخ هست.
اگر صرف یک تقدیرنامه و یا شرکت در جلسات میشد کار خبری مستقلانه کرد و در برابر جنگ ناخواسته نرمی که دشمنان به ما تحمیل کردهاند ایستادگی کرد، حالا به جای هر سوپرمارکت ما یک روزنامه و یا نشریه داشتیم. برای آنکه جلوی تعطیلی بعضی روزنامهها که تا 6 ماه نتوانستهاند حقوق کارمندان و خبرنگاران را پرداخت کنند بگیریم میباید شعار را جامه عمل بپوشانیم. نگارنده این سطور از صداقت شما مطلع است همانگونه که نامتان صادق است و عابدید، اما بیایید سنتشکنی کنید و از اسلاف خود که دردی از روزنامهنگاران دوا نکردند پیروی نکنید و برایتان مهم نباشد که روزنامههای بخش خصوصی با روزنامههای دولتی متفاوتند.
اگر امروز استان فارس 5 روزنامه دارد به بهای عشقی است و رسالتی که مدیران و روزنامهنگاران دارند و نه حمایتی که میباید بشود و تاکنون نشده. ما مسلمانیم و میدانیم که حمایت از مساجد و هیئات مذهبی در رابطه با باورها و اعتقادات مردم ماست و میباید باشد. ولی آیا روزنامهها که روزانه و ساعت و لحظه در کار اطلاعرسانی و تقویت بنیه دانش و علمی مردم هستند نباید جایی در بودجههای فرهنگی داشته باشند؟
آیا عملکرد استانها در کشور میباید متفاوت باشد؟
یعنی استانی بیاید و کمک کند و استان دیگری در شیراز هنوز درگیر آن باشد که شهرداری برای عوارض بر آگهیهای نبوده اعلام بدهکاری نماید و روزنامهها مجبور شوند در مقام دفاع برآیند؟
آیا روزنامههایی که هر نسخه آنها تا 1500 تومان برای ناشرین آب میخورد و آن را حداکثر به 300 تومان میفروشند از محل فروش جز ضرر چیزی عایدشان میشود؟
آیا جز این است که دستاندرکاران روزنامهها به جای مطالعه در ارائه مطالب و پژوهشهای فرهنگی، اجتماعی، اقتصادی و سیاسی در باتلاق تدارکات گیر افتادهاند و امروز نمیدانند چگونه مواد مصرفی گران را خریداری نمایند؟
پس بجاست به جای تشویق زبانی که در حد خود اهمیت دارد، به داد روزنامههای استان برسیم.
دوم آ نکه دانشکده خبری که چند سالی است تأسیس شده و در ساختمان اجارهای
گیر افتاده که قادر به تأمین هزینههای خود نیست را دریابیم و به این پرسش پاسخ دهیم که اگر خبرنگاران استان که گاه تعدادشان از 250 نفر
هم افزون است را در این دانشکده آموزش دهیم و اعتباراتی را برای ساخت ساختمان جدید آنها اختصاص دهیم کاری اصولی و بنیادی کردهایم.
در اینجاست که استاندار محترم استان و سایر مسئولین مربوطه میباید در تقویت بنیه مالی ضعیف مدیران و صاحبامتیازان به گونهای مساعدت نمایند که آنها بتوانند بهتر و بیشتر از روزنامههای دولتی که دغدغه مالی ندارند در رقابتی برابر و سالم به فرهنگ و اخلاق اسلامی کمک کنند و از این ابزار مهم به نحو مطلوب و بدون دغدغه مالی برای پیشبرد اهداف فرهنگی کشور استفاده شود و خبرنگاران واقعبین و کارآمد به حساب آیند.ثبات شغلی خبرنگاران، نیز مقوله دیگری است که بیشتر به بضاعت مالی ناشرین روزنامهها برمیگردد. کیفی کردن کار و بالا بردن کمیت هم امروز بیشتر به مسایل مالی و توان حرفهای روزنامهنگاران برمیگردد.
در هدفمندی یارانهها هم جز پرداخت قبوض چند برابری برق و سایر ملزومات و مواد مصرفی چیز دیگری عاید روزنامهنگاران نشده است.
امید که به این مهم توجه ویژه شود تا انشاءالله شعارها و گفتههای خوش به عمل درآیند.
والسلام