یادداشت سردبیر 15آذر 1389
پوزشی و دیگر هیچ
همواره میان عملکرد روزنامهها و انتظارات مردم فاصلهای وجود دارد. رویکرد مردم به روزنامهها و مطبوعات و درجه اعتماد آنها نسبت به آنچه در روزنامهها درج میشود به همین فاصلهای که از آن سخن گفتیم بستگی دارد. بدون تردید هیچ روزنامهای نمیتواند مدعی انعکاس تمامی وقایع و حقایق باشد زیرا حتی اگر فرض کنیم که روزنامهنگاران هیچ حس محافظهکارانه و محتاطانهای نیز برای بازتاب رویدادها و دیدگاهها نداشته باشند و از خودسانسوری هم خبری نباشد باز هم نمیتوانند بگویند که حقیقت را دریافتهاند یا از تمامی جزئیات رخدادها مطلع هستند. به همین دلیل و همچنین به دلایل دیگر نمیتوان فاصله میان عملکرد روزنامه و انتظارات مردم را به طور کلی از بین برد.
بحث آزادی بیان همواره در جوامع در حال گذار مطرح بوده و خیلی هم جدی است اما در شرایطی که حتی در کشورهای مدعی دموکراسی با وجود ظرفیتهای بالای فرهنگی نیز خطوط قرمزی وجود دارد طبیعی است که فعالیت مطبوعاتی در جامعهای که بر سر برخی از معیارها چالشهای جدی وجود دارد به سادگی امکانپذیر نیست. ضمن این که جامعه ما یک جامعه متعادل نیست و افت و خیزها و افراط و تفریطها و فراز و نشیبهای زیادی دارد.
شخصیتها نیز از این قاعده مستثنی نبوده و نیستند و تعبیرها و تحلیلها از رویدادها، کنشها و واکنشها یکسان نبوده و نیست. گاه شاهد حذف و تغییر برخی شرایط و قوانین بودهایم با جایگزینهای مناسب و گاه نامناسب و گاه بدون جایگزین، که همه این موارد نیازمند موضعگیری از سوی رسانههاست.
مسلماً مردم از روزنامهها انتظار دارند که در برابر هر رویدادی واکنشی متناسب با ذائقه عمومی داشته باشند و اگر چنین نباشد مردم روزنامهها را توجیهکنندگان شرایط موجود تلقی میکنند نه رسانههایی که با هدف تنویر افکار عمومی منتشر میشوند.
انتظار افراد تحصیلکرده، دانشگاهیان، نویسندگان و شاعران از روزنامهها فراتر از مردم عادی است زیرا اهل دانش و روشنفکران را در هیچ شرایطی نمیتوان راضی نگه داشت. علت آن هم کاملاً روشن است زیرا روشنفکران و دانشمندان واقعی همواره به آینده نگاه میکنند و از زمانه خود جلوتر هستند و اگر وضعیت موجود را بپذیرند و تأیید کنند خودشان را گول زدهاند چرا که حتی مسئولین کشور نیز شرایط کنونی را شرایط ایدهآلی نمیدانند و بزرگترین دلیل آن هم تلاشهایی است که برای ایجاد تغییر وضع کنونی انجام میدهند.
برای درک شرایط روزنامهها باید اذعان داشت که در حال حاضر بیشترین چالشها در حوزه فرهنگ روی میدهد و این چالش تا زمان تثبیت معیارها و نهادینه شدن هنجارها کماکان ادامه دارد. در ایران پس از انقلاب دیدگاههای جدیدی پیرامون مسایل سیاسی، اجتماعی و اقتصادی و فرهنگی مطرح شده و در برخی از زمینهها خصوصاً سیاسی از ایران به عنوان یک قطب و کانون تأثیرگذار در منطقه یاد میشود چانهزنیهای غرب با ایران اگر چه گاه به بحث حقوق بشر معطوف میشود و گاه به مسایل هستهای. اما مشکل اصلی، نگاهی است که با تئوریهای رایج و دیپلماسیهای متعارف در غرب همخوانی ندارد و روزنامه به عنوان محملی که اندیشه بر آن سوار میشود باید ظرفیت تحمل فشارهایی ناشی از اختلاف زاویهها را داشته باشد. حرکت بر محور منافع ملی برای یک روزنامه گاه به منزله حرکت روی طناب باریکی در تاریکی است و با خطرپذیری بالایی همراه است.
در واقع روزنامه در ایران را میتوان به یک کشتی نه چندان مجهز تشبیه کرد که در یک اقیانوس حرکت میکند و با سه مشکل عمده مواجه است؛ اول این که بتواند خودش را روی آب نگه دارد و راههای نفوذ آب به کشتی را ببندد؛ دوم در شرایط تغییرات آب و هوایی و طوفانها و شوکهای سیاسی و اجتماعی به گونهای رفتار کند که آسیب نبیند و از همه مهمتر کشتی را به گونهای هدایت کند که به سمت هدف باشد نه این که از هدف دور شود و طبیعی است که گاهی اوقات نمیتوان سه هدف مورد اشاره را به موازات یکدیگر تأمین کرد. گاه تغییر مسیر برای مقابله با یک موج فاصله روزنامه را از هدف زیاد میکند و گاه کشتی به اندازهای از آب پر میشود و در معرض خطر قرار میگیرد که تمام هم و غمّ ساکنان کشتی صرف خالی کردن آب و نجات کشتی میشود. و گاه...
با همه این وجود، انتظارات مردم در شرایط گوناگون به قوت خود باقی است و افکار عمومی در مقام داوری پیرامون عملکرد روزنامهها کمتر به ملاحظات توجه میکنند. نباید فراموش کرد که ایرانیان پس از تجربه غلبه ترکها، مغولان و سایر اقوام غیرایرانی و این که ناگزیر بودهاند رفتاری کجدار و مریز با آنها داشته باشند، عادت کردهاند که همواره خود را رقیب صاحبان قدرت بدانند و اکنون نیز نمیتوان مدعی شد که رسوبات چنین اندیشهای هنوز در ذهن برخی وجود نداشته باشد اگر چه دیدگاه غالب چنین نیست و نقش مردم در پیشبرد امور را در بسیاری از زمینهها شاهد هستیم. ولی رسوبات چنین اندیشه و نگاهی هنوز هم به صورت دور زدن قوانین، فرار از پرداخت مالیات، قاچاق کالا و.. خود را نشان میدهد. این در حالی است که پیشبرد امور مستلزم همراهی مردم در بسیاری از زمینههاست.
روزنامهنگاری گاه به حرکت کودکی میماند که چهار قدم برمیدارد و در اثر بیتعادلی به زمین میخورد و در جریان زمین خوردن ممکن است چیزی را بشکند یا موجب خرابی نیز بشود. اما باید اجازه داد که این کودک از شکستهایش نردبانی برای صعود بسازد. بزرگ شود و در سایه بزرگی به کارهای بزرگی دست بزند و فاصلهاش را از مردم کم کند.
این فاصلهها در اقتصاد و صنعت، در اجتماع و سیاست و در دانش و هنر نیز وجود دارد و فلسفه وجودی رسانهها نیز کم کردن چنین فاصلههایی است و حکایت مرغ و تخممرغ است و نمیتوان گفت که رسانه میتواند بدون ارتباط با سایر مؤلفهها آغازگر برداشتن این فاصله باشد.
به هر حال ورود به شانزدهمین سال انتشار روزنامهای که دو ماه پس از انتشار به آن پیوستم و مسئولیتهای گوناگونی را در آن پذیرفتم مرا بر آن داشت که از این فرصت برای پوزش از خوانندگان به خاطر فاصله ناگزیری که از انتظارات آنها داریم استفاده کنم و آرزو کنم که انشاءالله روزنامهها هم به موازات سایر چیزها جایگاه واقعی خود را به تدریج پیدا کنند و زبان گویای مردم و بازتابدهنده واقعیتها باشند.
مدیر مسول و صاحب امتیاز : محمد عسلی