دانشآموزان بیشفعال بی بضاعت
زنی میانهسال وارد داروخانه شبانهروزی شد و روبهروی خانمی که متصدی دریافت نسخه بود ایستاد و دارویی را مطالبه کرد اما چون نسخه نداشت پاسخ منفی شنید و سر و صدا بلند شد. مسئول داروخانه او را صدا زد و گفت: برای دریافت این دارو باید نسخه داشته باشی، فروش دارو بدون نسخه ممنوع است.
زن گفت: میدانم که ممنوع است ولی فرزند من بیشفعال است و الان 2 روز است که مشق نمینویسد و به مدرسه هم نمیرود.
مسئول داروخانه گفت: فرزندت را ببر پیش دکتر تا برایش نسخه بنویسد.
زن که تقریباً داشت به گریه میافتاد خودش را کنترل کرد و گفت: دکتر برای هر بار مراجعه چهارده هزار تومان ویزیت میگیرد، همسر من کارگر است. هر بار که مراجعه میکنیم یک بسته قرص مینویسد تمام که شد باید دوباره حق ویزیت بدهیم.
من به او گفتم: ببخشید خانم شما باید به آموزش و پرورش مراجعه کنید و موضوع بیشفعالی فرزندتان را مطرح نمایید. حتماً مشکل شما را حل میکنند؛ چون این روزها به طور معمول در تمامی مدارس تعدادی دانشآموز بیشفعال به چشم میخورند و تعداد آنها هم یکی دو تا نیست.
آن زن که توضیحات من او را عصبانیتر کرده بود در حالی که سعی میکرد اشک خود را پنهان کند داروخانه را ترک کرد.
متصدی دریافت نسخه سری به علامت تأسف تکان داد و با نگاهش به مردمی که شاهد این صحنه بودند فهماند که کاری از دست او ساخته نیست و فروش دارو بدون نسخه ممنوعیت قانونی دارد.
من هم متأثر شدم ولی در آن لحظه جز همان پیشنهادی که به مادر دانشآموز بیشفعال دادم راه دیگری به نظرم نمیرسید. در راه بازگشت در این فکر بودم که واقعاً شغل معلمی چه شغل پرزحمتی است. در این شغل همه چیز به درس دادن و درس پرسیدن ختم نمیشود. هر معلمی چندین دانشآموز را اداره میکند که هر کدام از آنها با مشکلی مواجه هستند؛ از مشکلات جسمی و روحی گرفته تا مشکلات خانوادگی و اجتماعی و اقتصادی. یادم به این گفته سعدی افتاد که:
من از بینوایی نیم روی زرد
غم بینوایان رخم زرد کرد
با خودم گفتم: معلم باشی و خیلی چیزها را بدانی و کاری هم از دستت ساخته نباشد باید طاقت زیادی داشته باشی برای دیدن و شنیدن و دانستن و ناتوانی از یاری دیگران.
البته من فکر میکنم اداره آموزش و پرورش که مجری طرح قانونی تحصیل رایگان است و این حق همگانی را بهتر از هر نهاد و سازمانی با تمام وجود درک میکند و به آن پایبند است حتماً برای دانشآموزان بیشفعالی که خانواده آنها توانایی تأمین داروهای مورد نیازشان را ندارند فکری کرده و تمهیدی اندیشیده است. چون دانشآموز بیشفعال هم خودش توان یادگیری و تحمل کلاس را ندارد، هم معلم و دانشآموزان دیگر را به خود مشغول میکند و هم خانواده را به مشقت میاندازد.
حتماً پزشکانی هستند که به صورت منظم به مدارس سرکشی میکنند و بر اساس آماری که مربی بهداشت در اختیار آنها میگذارد روند بهبود دانشآموزان بیشفعال را دنبال میکنند و برای دانشآموزانی که از خانوادههای بیبضاعت هستند نسخه رایگان مینویسند.
یکی از انتظارات پیش پا افتاده معلمان این است که همواره کلاسی مهیّا و بدون دردسر برای درس دادن و درس پرسیدن در اختیار داشته باشند که البته آرزوی کوچکی نیست.
در گذشته کمتر با دانشآموزانی به عنوان بیشفعال مواجه بودیم البته آن وقتها به اینجور دانشآموزها شیطون یا کندذهن و بازیگوش میگفتند حالا که دنیا حساب و کتاب پیدا کرده نام اینگونه از دانشآموزان هم عوض شده به آنها بیشفعال میگویند و به وسیله قرص و دارو آنها را کنترل میکنند تا در یک فاصله زمانی معینی بتوانند بدون ایجاد دردسر سر کلاس بنشینند و به درس گوش کنند و پاسخگوی معلم باشند.
گاهی اوقات یک دانشآموز بیشفعال در شرایط عادی مدرسهای را به آشوب میکشد و به خودش مشغول میکند.
اگر واقعاً راهکار مشخص و تعریف شدهای برای رفع مشکل دانشآموزان بیبضاعت بیشفعال وجود دارد خوشحال میشویم که از طریق همین روزنامه به اینگونه خانوادهها اطلاعرسانی کنیم تا بدانند که اگر بیبضاعت هستند و پولی برای پرداخت حق ویزیت ندارند و از طرفی فرزندشان هم بیشفعال است و نیاز به دارو و نسخهی روزآمد دارد چه کار باید بکنند و به چه کسی و کدام اداره و مسئول مراجعه کنند.